دست برتر روسیه در منافع نفت و گاز سوریه/روسیه و ایران: نفوذ اقتصادی در سوریه (بخش ششم)

در مقایسه، ایران هیچ تجربه ای در مشارکت در بخش های نفتی و گازی سوریه ندارد. به همین دلیل مسکو به رغم دست کشیدن از عملیات در سوریه در سال های 2013 تا 2016، در عمل یک سر و گردن از تهران جلوتر است و درک و اطلاعات بیشتری درباره بازار محلی دارد.

نویسنده: سنان حتاحت
میدل ایست نیوز: مسکو و تهران در ایجاد شبکه ارتباطی متفاوت از یکدیگر عمل می کنند. روسیه از خدمات امنیتی سوریه استفاده می کند تا متحدانی در داخل دستگاه دولتی این کشور به دست آورد و ایران در سطح محلی و از طریق ایجاد شبکه هایی بر مبنای گرایش های فرقه ای، فرهنگی و قبیله ای فعالیت می کند. از لحاظ تاریخی، تهران در نفوذ در صحنه قبیله ای به خصوص در الحسکه و حلب موفق عمل کرده است. این موفقیت تا اندازه ای از نیاز این قبایل به کمک مالی و احساس رها شدگی آنها از سوی دولت اسد ناشی می شود؛ دولت سوریه در دهه گذشته جمعیت شهری را در اولویت قرار داده است.
شورای بازرگانی سوریه-روسیه 101 بازرگان سوری و شماری از همتایان روس آنها را شامل می شود و از 7 کمیته تشکیل شده است که بخش عمده ای از اقتصاد را پوشش می دهند. شمار اعضای سوری این شورا قابل توجهی است و نام بسیاری از افراد بانفوذ سوری در میان اعضای آن دیده می شود. شمار شرکت های سوری در شورای بازرگانی سوریه-روسیه حدود 91 شرکت برآورد شده است. این شرکت ها در زمینه های واردات و صادرات، تجارت عمومی، نساجی، لباس، پتروشیمی، انرژی و در موارد اندکی در عملیات های امنیتی خصوصی فعالیت دارند.
در مقایسه، ایران در جذب جامعه تجاری موفقیت کمتری داشته است. شورای بازرگانی سوریه-ایران در ماه مارس سال 2008 تاسیس شد و ریاست آن را در ابتدا حسن جواد بر عهده داشت. در سال 2014 با 9 عضو احیا شد. برخی از اعضای آن از جمله مازن الترزی تاجر برجسته ای که در بخش گردشگری و املاک سرمایه گذاری می کند، از نفوذ قابل توجه اقتصادی برخوردار هستند.
نفت و گاز
سوریه یک تولید کننده نسبتا کوچک نفت به شمار می رود، اما قبل از جنگ داخلی صنعت نفت بخش عمده ای از اقتصاد این کشور را تشکیل می داد. طبق گزارش صندوق بین المللی پول، فروش نفت در سال 2010 حدود 3.2 میلیارد دلار و برابر با 25 درصد از درآمد دولت بود. بخش نفتی سوریه که در جنگ نابود شد، هنوز بهبود نیافته و تنها سایه ای از روزهای پیش از جنگ آن است. براساس گزارش سوریه، تولید نفت این کشور در پایان سال 2018 به 70 هزار بشکه در روز رسید که در مقایسه با سال های گذشته که بیشتر میدان های نفتی تحت کنترل داعش یا نیروهای دموکراتیک ترکیه بود، افزایش خالص تولید به شمار می رود. تولیدات نفت سوریه در سال 2010 برابر با 385 هزار بشکه در روز بود. دمشق در تلاش برای احیای بخش نفت خود با چندین چالش عمده مواجه است. اول اینکه ایالات متحده و اتحادیه اروپا این بخش از اقتصاد سوریه را به شدت تحریم کرده اند که با محدودیت در فروش و همچنین در سرمایه گذاری خارجی در زیرساخت ها و نگهداری همراه بوده است. دوم اینکه اکثر میدان های نفتی سوریه که پیشتر تحت کنترل داعش بودند، در پی حملات هوایی سنگین ائتلاف بین المللی که سعی داشتند قابلیت های تولید آنها را محدود کنند، آسیب دیده اند. برای احیای این میدان های نفتی به سرمایه گذاری های عمده نیاز است و دولت بشار اسد بودجه لازم برای انجام این کار را به تنهایی ندارد. سوم اینکه فروش و توزیع نفت تولید شدن در میدان های نفتی سودآوری همچون العمر و شدادی که هنوز تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه هستند چالش برانگیزند و مذاکره بر سر کنترل این میدان ها به رغم تصمیم ایالات متحده به خارج کردن نیروها از سوریه، هنوز ادامه دارد.
با این حال، بخش های نفت و گاز به دلایل مختلف در میان نخستین اهداف تلاش های شرکت های روسی و ایرانی برای مشارکت اقتصادی بیشتر در سوریه بوده اند. به رغم سرکوب ها و محدودیت های مداوم ایالات متحده بر صادرات نفتی سوریه، بخش مواد معدنی همچنان قابلیت بازگشت سریع به سرمایه گذاری ها را دارد. این بخش همچنین یک منبع اصلی ارز خارجی و درآمد دولت بشار اسد به شمار می رود و از این رو، سرمایه گذاران در این بخش نفوذ قابل توجهی بر روی اسد خواهند داشت. خلاصه کلام اینکه سرمایه گذاری ها در این بخش به سرمایه گذاران روسی و ایرانی اجازه می دهد تا سهمی در ژئوپولتیک خط لوله ها داشته باشند و در مسدود کردن یا شکل دادن به پروژه های آتی نقش ایفا کنند. با این حال، مهم است که توجه داشته باشیم که سوریه در شرایط کنونی آن یک مرکز مهم برای حمل و نقل انرژی به شمار نمی رود، اما در صورت تثبیت وضعیت سیاسی و تامین بودجه قابل توجه برای توسعه بخش انرژی آن قابلیت تبدیل شدن به یک بندر ترانزیت انرژی را دارد. در حقیقت، سوریه با مصر، اردن، لبنان و عراق ارتباط دارد و درباره پروژه هایی برای ساخت خط لوله های بیشتر هم پیشتر مذاکره شده که البتنه به دلایل بسیار از جمله بدتر شدن وضعیت امنیتی به نتیجه نرسیده است.
پیش از آغاز ناآرامی ها، شرکت های خصوصی روسی همچون «سویوزنفتگاز» و «تاتنفت» در اکتشاف نفت و گار در سوریه سرمایه گذاری کرده بودند و یکی از معدود شرکت های عملیاتی چینی، هندی و اروپایی فعال در این کشور به شمار می رفتند. در مقایسه، ایران هیچ تجربه ای در مشارکت در بخش های نفتی و گازی سوریه ندارد. به همین دلیل مسکو به رغم دست کشیدن از عملیات در سوریه در سال های 2013 تا 2016، در عمل یک سر و گردن از تهران جلوتر است و درک و اطلاعات بیشتری درباره بازار محلی دارد. از سال 2015 به بعد دولت روسیه در هدف گرفتن سهم بزرگ تر از بازار نفت و گاز سوریه مدعی تر عمل کرده است. شرکت های جدید روسی از جمله گازپروم نفت، لوک اویل، روسجیو، سیبور، سویوزنفتگاز، اس تی اینجینیرینگ، ترنسنشنال، استرویترنسگاز، تکنوپروماکسپورت و غیره نیز درصدد منفعت بردن از بازار سوریه برآمده اند. این شرکت ها یا خصوصی و متعلق به الیگارش های نزدیک به پوتین هستند یا بخشی از آنها متعلق به دولت روسیه است. تا امروز، مسکو موفق شده اهداف بلند مدت خود را برای تسلط بر منابع معدنی و نفتی سوریه را از طریق اجاره نامه هایی که دارایی های فراساحلی، ذخایر نفت و گاز در استان حمص و دسترسی به خطوط نفتی کنونی یا آتی در سراسر سوریه را پوشش می دهند، تامین کند.
منبع: ایندیپندنت و چتم هاوس
کانال تلگرام میدل ایست نیوز telegram
برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا