اگر در خاورمیانه جنگی دربگیرد چگونه خواهد بود؟

جنگ اسرائیل و ایران محورهای اصلی هرگونه درگیری احتمالی در منطقه خواهد بود. جنگی که بی تردید اسرائیل را به درگیری در چندین جبهه خواهد کشاند.

میدل ایست نیوز: شدت گرفتن تنش ها در شمال اسرائیل نگرانی ها درباره درگرفتن جنگی تازه میان اسرائیل و حزب الله یا میان ایران و اسرائیل در خاک سوریه را شدت بخشیده است. چنین جنگی اگر دربگیرد فقط جنگی دوجانبه نخواهد بود و گروهی از شبه نظامیان وابسته به ایران در عراق و سوریه و حتی حکومت سوریه را درگیر خواهد کرد و ممکن است سراسر منطقه را بگیرد و به منافع امریکا در منطقه آسیب جدی بزند.

در این مدت ایران طوری رفتار کرده که نشان می دهد در پی جنگی کلاسیک نیست هرچند گاهی دست به اقداماتی بسیار خطرناک زده است. اسرائیل هم چنین می نماید که در پی جنگ نیست هرچند طوری رفتار کرده که گویی ترسی از شدت گرفتن تنش ها ندارد. اسرائیل از سال 2013 تاکنون بیش از 130 بار به محموله های سلاح حزب الله و مواضع ایران حمله کرده است. حملاتی که تاکنون ابعاد گسترده تری نیافته است. اما این بدان معنا نیست که ناگهان جرقه ای ناخواسته همه را به جنگی تمام عیار بکشاند.

جبهه های جنگ

احتمال درگرفتن جنگ ــ که در صورت رخ دادن به صورت بی سابقه ای پیچیده خواهد بود ــ نتیجه جنگ داخلی سوریه است که باعث شده ایران بتواند پایگاه های نظامی در سوریه ایجاد کند و گروه های وابسته به خود را به مرزهای اسرائیل نزدیک کند. این وضعیت جبهه های احتمالی درگیری را بسیار گسترده کرده است: لبنان، سوریه، عراق، ایران، افغانستان، پاکستان، یمن. باعث شده که عرصه نبرد برای ایران بسیار گسترده باشد.

«محمدعلی جعفری»، فرمانده سابق سپاه ایران در نوامبر 2017 گفت که جبهه مقاومت سرنوشت مشترکی دارند و اگر اسرائیل به هر یک از آنها حمله کند مجبور است در چند جبهه وارد جنگ شود.

چند سناریو برای این جنگ می توان حدس زد:

جنگ بین اسرائیل و حزب الله در لبنان که البته ایران و هزاران رزمنده شیعه خارجی و حتی حماس در آن درگیر خواهند شد؛ جنگ بین اسرائیل و نیروهای ایرانی در سوریه که احتمالا ارتش سوریه نیز در آن درگیر خواهد شد و در پی آن پای روسیه هم به جنگ کشیده می شود؛ جنگی در دو جبهه لبنان و سوریه میان اسرائیل و نیروهای ایرانی و وابسته به ایران.

در هر یک از این حالت احتمال کشیده شدن درگیری به جبهه های دیگر هم مطرح است، مانند شعله ور شدن جبهه غزه یا کرانه باختری یا حملاتی درون اسرائیل یا حملاتی ازجانب انصارالله یمن به منافع اسرائیل، یا پرتاب موشک ازجانب شبه نظامیان عراقی به اسرائیل.

به احتمال قوی همه این درگیری ها با حملات اسرائیل به محور اصلی تنش یعنی ایران همراه خواهد بود. از آن سوی، ایران هم درپی شدت بخشیدن به جنگ در سوریه و لبنان برخواهد آمد. جنگی که هم شامل حملات موشکی و هوایی خواهد بود هم حملات سایبری و هم حمله به زیرساخت های اساسی همه جبهه های درگیر.

حتی احتمال ضعیفی دارد که ایران به منافع امریکا در منطقه و یا حتی زیرساخت های کشورهای متحد امریکا در خلیج نیز حمله کند.

چنین جنگی برای اسرائیل با چالش های جدی و بی سابقه همراه خواهد بود. چون اصلا ابعاد جنگ مشخص نیست و معلوم نیست که اسرائیل در چند جبهه بتواند بجنگند. ضمن اینکه عرصه های جنگ متنوع تر از هر زمان دیگری است، ازجمله فضای سایبری. همچنین با توجه به سرعت پیشرفت سلاح همه اطراف نوع جنگ تا حدی وابسته به زمان آن هم خواهد بود. جنگ در سال 2019 با جنگ در سال 2025 بسیار متفاوت است.

استراتژی جنگی اسرائیل

در هر صورت اگر چنین اتفاقی بیفتد جبهه شمالی اسرائیل شدیدترین جبهه خواهد بود. اسرائیل حتما با حملات انبوه هوایی هم در پی دفع حملات موشکی حزب الله برخواهد آمد هم به صورت زمینی وارد خواهد شد. حزب الله و دشمنان اسرائیل هم به پرتاب موشک به سمت تأسیسات نظامی و شهرک ها و زیرساخت های حیاتی بسنده نخواهد کرد بلکه با استفاده از نیروی زمینی در چی تسلط بر بخشی از زمین ها برخواهند آمد. ضمن اینکه خواهند کوشید که با حملات سایبری بر روند جنگ تأثیر بگذارند.

در این میان روسیه نیز عامل مهم خواهد شد و بی تردید این پرسش مطرح می شود که روسیه آیا بی طرفی پیش خواهد گرفت یا مانع از حملات اسرائیل به نیروهای وابسته به سوریه و تضعیف ارتش سوریه خواهد شد؟ درباره امریکا هم سؤالی مشابه مطرح است که آیا فقط به حمایت لجستیک از اسرائیل بسنده خواهد کرد یا خود وارد جنگ خواهد شد و مثلا به نیروگاه های هسته ای ایران حمله خواهد کرد؟ اسرائیل دربرابر یک نگرانی بزرگ هم هست: اینکه روسیه مانع از آن شود که اسرائیل با توان نظامی اش نتیجه را فیصله دهد و سیاست خارجی منفعل امریکا در دولت کنونی مانع از آن شود که اسرائیل به همه اهداف خود برسد و بدین ترتیب جنگ طولانی شود یا بی آنکه اسرائیل به اهدافش برسد متوقف شود.

مسئله حزب الله

در این میان حزب الله لبنان وضعیت ویژه ای دارد. حزب الله بیش از 100 هزار راکت و موشک در لبنان دارد که شاید همه آنها چندان از دقت برخوردار نباشند. از آن طرف، ایران هزاران موشک دارد که اکثر آنها امکان رسیدن به اسرائیل را ندارد. در وضعیتی که سوریه پس از چند سال جنگ امکانات موشکی چندانی ندارد، موشک های حزب الله اهمیت بسیاری در تعیین آینده جنگ پیدا می کنند. اما حزب الله چگونه می تواند از توان نظامی خود استفاده کند و در عین حال مانع از ویرانی گسترده لبنان شود یا امکانات نظامی استراتژیکش کاملا نابود نشود؟

امریکا و اسرائیل می توانند با بیرون نگه داشتن حزب الله و نیروهای زمینی تابع آن هم از خسارت های چنین جنگی بکاهند هم تا حد زیادی مانع از گسترش جبهه و تبدیل آن به یک جنگ تمام عیار منطقه ای شوند. ضمن اینکه ادامه حضور نظامی امریکا در سوریه می تواند عاملی بازدارنده دربرابر نیروهای عراقی وابسته به ایران در سوریه شود و تحرکات آنها را محدود کند.

صفحه ویژه جام جهانی قطر جام جهانی
منبع
مرکز واشنگتن برای مطالعات خاور نزدیک

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا