اهداف آمریکا در عراق جاه طلبانه و غیرقابل دستیابی هستند

ایالات متحده برای پیشروی باید ابتدا آنچه از روابط با عراق می خواهد، مشخص کند و آنگاه ابزارهای در دسترسش را با اهدافش هماهنگ سازد.

نویسنده: دکتر آنتونی فاف

میدل ایست نیوز: ترور سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران ایران، و ابو مهدی المهندس، جانشین فرمانده نیروهای بسیج مردمی (حشد الشعبی)، و 25 عضو دیگر کتائب حزب الله در حمله هوایی ایالات متحده به نقطه تحولی در روابط ایالات متحده-عراق تبدیل شد. درخواست های برای اخراج نیروهای آمریکایی از عراق به رغم مخاطرات احتمالی این اقدام در رابطه با قطع کمک های میلیارد دلاری ایالات متحده، بارها تکرار شده است. ایالات متحده برای پیشروی باید ابتدا آنچه از روابط با عراق می خواهد، مشخص کند و آنگاه ابزارهای در دسترسش را با اهدافش هماهنگ سازد.

برای ایالات متحده عقب کشیدن از روابطی که تا کنون مبلغ قابل توجهی در آن سرمایه گذاری کرده، دشوار است. دولت آمریکا از سال 2003 تا کنون بیش از 800 میلیارد دلار در کمک های امنیتی، بشردوستانه و دیگر موارد هزینه کرده است. آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده تنها در سال مالی 19-2018 بیش از 700 میلیون دلار در عراق هزینه کرده است. این بودجه ها جدای از سالی 1.2 میلیارد دلاری است که به صورت کمک نظامی و امنیتی به عراق تخصیص داده می شود. با این حال، شکست این سرمایه گذاری های گسترده در حصول اهداف نوعی حس سرخوردگی در ایالات متحده ایجاد کرده و سبب شده تعهداتش را محدود سازد. برداشت از شرایط عراق مبنی بر اینکه ایران کنترل امور را در آن در دست دارد هم اوضاع را دشوارتر می کند.

ایران از سال 2003 از ارتباطات جغرافیایی، اجتماعی، خانوادگی و مذهبی برای نفوذ بیشتر در میان مقامات عراقی و همچنین جلب حمایت مردم در کشور همسایه استفاده کرده است. ایران و متحدان آن برای مدت زمانی طولانی با شهروندان عراقی از طریق تبادلات فرهنگی و آموزشی و همچنین ارائه در ارتباط بوده اند و در تلاشی محتاطانه سعی داشتند با جمعیت عراق صمیمی و در میان آنها ادغام شوند.

اگرچه ایران در این تلاش ها کاملا موفق نبوده و این مساله از تظاهرات گسترده مردمی از ماه اکتبر با خواسته متوقف شدن مداخلات تهران در امور بغداد مشهود است، اما همچنان نفوذ خود بر دولت عراق را با هدف از بین بردن نفوذ آمریکا حفظ کرده است. این موفقیت ایران را می توان تا اندازه زیادی ناشی از مسیرهای محدود ایالات متحده برای توسعه همکاری ها با عراق دانست.

این محدودیت ها تاثیرات غیرسازنده داشتند. عراق هم در میانه درگیری بین ایالات متحده و ایران گرفتار شده و هم در میانه کاهش قیمت نفت در بازار جهانی با بحران اقتصادی، و در نتیجه نارضایتی گسترده عمومی از نخبگان سیاسی با بحران سیاسی، و احتمالا بدتر از همه با شیوع ویروس همه گیر کووید ۱۹ با بحران در بخش بهداشت و درمان مواجه است. در زمانی با دشواری های اینچنینی عراق احتمالا به توانمندترین شرکای خود روی می آورد تا بخشی از فشارها را بکاهد و انتظار دارد که این شرکا با مهربانی به آن پاسخ دهند.

با این حال، حتی اگر عراق واکنش خود به حملات هوایی ایالات متحده را محدود سازد تا از کمک های آن در دیگر زمینه ها بهره ببرد، همچنان این سوال باقی می ماند: در چه زمانی شکست در مصالحه سیاسی و اصلاحات اقتصادی همراه با نفوذ فزاینده ایران سبب خواهد شد که تصمیم گیرندگان در ایالات متحده به این نتیجه برسند که همکاری با عراق ارزش همه مشکلات همراه با آن را ندارد؟ برای حذر از این نتیجه گیری لازم است که شکل روابط از پویایی انگیزشی و سلطه طلبی کنونی به روابطی مبتنی بر منافع مشترک و اهداف قابل اندازه گیری و قابل دستیابی تغییر کند.

منافع آمریکا در عراق

ایران مسئول همه مشکلات در روابط ایالات متحده با عراق نیست. دست کم بخشی از احساس شکستی که مانع از بهبود روابط عراق و آمریکا می شود به دلیل اهداف نادرست تعیین شده در توافق چارچوب استراتژیک سال ۲۰۰۸ است. این توافقنامه رابطه بلند مدت دوستی و همکاری را برای ایجاد عراقی دموکراتیک و ادغام آن در میان کشورهای منطقه طلب می کرد. این توافق برای تحقق این اهداف به دنبال حمایت از روند سیاسی، تقویت آشتی و مصالحه ملی و ایجاد اقتصادی متنوع و پیشرفته برای کسب اطمینان از ادغام عراق در جامعه بین المللی است. این توافق همچنین تجارت، سرمایه گذاری، توسعه زیرساخت ها از جمله فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی، ارتقای  مراقبت های بهداشتی، مبادلات فرهنگی و آموزشی، و کمک در ایجاد قابلیت نظامی و نیروهای پلیس را می طلبید.

مشکل توافقنامه چارچوب استراتژیک دو گانه بود: اهداف آن و ابزار تحقق آنها جاه طلبانه و غیر حقیقی بودند. در حالی که رقبای ایالات متحده می توانند به عراق کمک و تجربه لازم برای ایجاد نهادهای شفاف تر و کارآمدتر را ارائه کنند، عراق تا کنون نتوانسته آن کمک ها را به درستی به کار گیرد که دلیلش مواردی مثل فساد، اختلافات فرقه ای و بی تجربگی در دولتداری متفاوت بود. در نتیجه، هیچ یک از طرفین تلاش چندانی برای زنده نگه داشتن این توافق نکردند. به علاوه، نهادهای ایالات متحده هیچ کدام برای رسیدگی به ملزومات کشور سازی در عراق مناسب نبودند و عراق هم توانایی جذب کمک ها و استفاده از آنها را نداشت. تا زمانی که شرایط امنیتی ضعیف، اقتصاد وابسته به نفت و مخالف با توسعه بخش خصوصی است، بهبود شرایط دشوار خواهد بود.

اگر ایالات متحده بتواند سطح پایین کنونی روابط را پشت سر بگذارد، اولین گامی که بر می دارد باید ایحاد اهدافی مشخص و واقع گرایانه تر در جهت منافع ایالات متحده و عراق باشد. در حالی که تلاش ها برای دستیابی به اهداف جاه طلبانه تر نیز لازم است، اما در صورت نبود نتایج قابل ارزیابی و ملموس برای حفظ روابط باعث هدر رفتن این تلاش ها می شوند.

در حال حاضر سه هدف مهم و مشخص وجود دارد که برای تحقق آنها به همکاری ایالات متحده و عراق نیاز است:

  • اقدام در برابر نفوذ ایرانی
  • شکست دادن داعش و دیگر سازمان های تروریستی
  • گشایش اقتصاد عراق به روی سرمایه گذاری های خارجی و تسریع رشد و اصلاحات اقتصادی

این اهداف با توجه به منافع ایالات متحده و عراق در نظر گرفته شده اند و بدون سرمایه گذاری های بیشتر یا اصلاحات سیاسی و اقتصادی که عراق توانایی انجام آنها را نداشته، قابل دستیابی هستند. اگر این سه هدف تحقق یابند، زمینه و شرایط را برای اصلاحات گسترده تر فراهم خواهند آورد و دستیابی به اهداف جاه طلبانه تر توافقنامه چارچوب استراتژیک را ممکن خواهند ساخت. (این مطلب ادامه دارد.)

کانال تلگرام میدل ایست نیوز telegram
برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 − یک =

دکمه بازگشت به بالا
بستن