حکومت در عراق و ذغال گداخته در دست

پرمخاطره ترین نکته در این دوره از انتخابات عراق آن است که عراقی‌ها را دربرابر مسئولیتشان قرار می‌دهد.

میدل ایست نیوز: «غسان شربل»، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی برجسته لبنانی در مقاله‌ای به تحلیل وضعیت سیاسی عراق و مشکلات حکومت‌داری در این کشور در سایه وضعیت ویژه اجتماعی پرداخته است.

در این مقاله که در نشریه «الشرق الاوسط» منتشر شده آمده است:

گفت: اگر می‌خواهی واقعیت وضعیت عراق را بفهمی باید همیشه یادت باشد که عراق کشوری است که همیشه در وضعیت نگرانی و هراس بوده، به خصوص چند دهه است که طعم حکومت معمولی را نچشیده است. و افزود که عراق همیشه دچار هراس جغرافیایی بوده چون بین دو کشور قرار گرفته که از خودش قوی‌ترند، یعنی ایران و ترکیه،  و چون همیشه روابطش با سوریه و اردن در حالت جذر و مد بوده. عراق همیشه دچار هراس تاریخی بوده چون امپراتوری‌های بزرگ در خاک عراق به جنگ هم می‌رفتند».

حرف عجیبی بود و از گوینده خواستم که بیشتر توضیح بدهد و گفت: از هزار سال پیش هر حاکمی در عراق گرفتار یک نگرانی دائمی است. هم نگران همسایگانش است، هم نگران اوضاع داخلی، و هم حتی نگران حلقه نزدیکانش در حکومت. در عصر جدید، عبدالکریم قاسم همیشه نگران بود که شریکش در کودتا، یعنی عبدالسلام عارف علیه او کودتا کند. همین هم شد و عبدالسلام عارف به کمتر از اعدام عبدالکریم قاسم رضایت نداد. صدام حسین هم هراسی هیستریک از داخل و خارج داشت. او از ایران انقلابی می‌ترسید و همین ترس او را به جنگ واداشت. نگرانی اش از ایران و کردها او را به حلبچه کشاند، نگرانی‌اش از ژنرال‌های ارتش هم باعث شد که مانند استالین تصفیه‌های دوره‌ای اجرا کند. همین نگرانی و همین تصفیه‌ها را در حزب بعث هم داشت.

گوینده ادامه می‌دهد که این فقط وضعیت حاکمان عراق نیست، مردم عراق هم همیشه درگیر ترس و نگرانی‌اند. اهل سنت بابت اقلیت عددی‌شان نگران‌اند، شیعه‌ها نگران بازگشت تاریخ گذشته‌اند، اعراب نگران جدایی کردها هستند، کردها نگران برافتادن فدرالیسم هستند. برای همین عراق انگار همیشه بر سر دوراهی‌های سرنوشت‌ساز است و حاکمش انگار مدام باید ذغال گداخته در دست نگه دارد.

گوینده این سخنان منذر الونداوی بود. شخصیتی که خاطرات بسیاری را در عراق زنده می‌کند. او افسر نیروی هوایی بود که در زمان تحصن عبدالکریم قاسم در وزارت دفاع عراق، هواپیمایی را که به وزارت حمله کرد هدایت می‌کرد. بعدتر خود همین فرد دفتر عبدالسلام عارف در کاخ ریاست جمهوری را هدف قرار داد. او فرمانده «سپاه ملی» بود که دست به تصفیه‌های وحشتناک علیه کمونیست‌ها زد. سال های آخر عمرش را در اسپانیا گذراند و شاهد عراقی بود که دیگر برای تغییر حکومت‌هایش ریختن خونی لازم نبود.

الونداوی می‌گوید هر بار که مقامی در عراق می‌گوید که بر دوراهی سرنوشت‌ساز ایستاده‌ایم وحشتم می‌گیرد. چون این دوراهی همیشه با بلاتکلیفی و نگرانی همراه است. علت نگرانی و بلکه وحشت تجربه‌های دردناکی است که همه منطقه از سر گذرانده است.

عبارت «دوراهی» در زبان‌های غربی آن دلالت‌هایی را ندارد که یک فرد در خاورمیانه از آن می‌فهمد. در کشورهای غربی، نهادهای جاافتاده و قدرتمند می‌توانند کشورها را از دوراهی برهانند و مانع از آن شوند که اندیشه‌های ویرانگر و افراد بادسر معادله‌ها را بر هم زنند. اما در کشورهای شرقی چنین نهادهایی در کار نیست. هر بار عهد تازه‌ای از صفر آغاز می‌شود و آنچه از پیش بوده یکسر ویران می‌شود. نه قانون و نه سنت‌ها به کار حفظ چیزی نمی‌آیند و هر دوراهی سرنوشت ساز خبر از دره می‌دهد.

انتخابات دیروز عراق هم دوراهی سرنوشت‌ساز شمرده شده است. این بار ایده حکومت است که به بوته آزمایش نهاده شده. پرمخاطره ترین نکته در انتخابات عراق آن است که عراقی‌ها را دربرابر مسئولیتشان قرار می‌دهد. دیگر نه نمی‌توان دوره صدام را متهم کرد، نه کسی باور می‌کند که امریکا مانع از سروسامان گرفتن اوضاع عراق می‌شود یا نمی‌خواهد حکومت و نهادهای آن در عراق تقویت شود، و نه می‌توان ایران را در ضعف‌ها متهم کرد، چون ایران هم هر قدر که در عراق امکانات داشته باشد نمی‌تواند مردم عراق را به انتخاب راهی مشخص وادار کند.

امروز بر همه آشکار شده که تنها راه خروج عراق از بحران‌های اقتصادی و امنیتی و مشکلات روزانه، تحکیم نهاد حکومت و بر سر کار آمدن حکومت قانون‌مند و نهادها و شفافیت است. حکومتی که در عرصه داخلی و خارجی به قانون احترام بگذارد، از شهروندانش نترسد و آنان را تحقیر نکند. حکومت نهادها نه حکومت راکت‌های سرگردان.

در چنین شرایطی مصطفی الکاظمی باز شبیه کسی است که ذغال گداخته به دست دارد. او کوشید که این ذغال گداخته در عرصه منطقه‌ای را با تبدیل کردن عراق به پل ارتباط میان کشورهای منطقه خاموش کند. در عرصه داخلی هم تلاش کرد که با افزایش قانون‌مندی و تبدیل انتخابات پیش از موعد به فرصتی برای تحقق برخی مطالبات مشروع معترضان عراقی این ذغال گداخته را خاموش کند. اما باز قانون‌شکنی‌ها و تفنگ‌های بی صدا ضربه شدیدی بر این تلاش‌های وی وارد آورد. بخت با او یار بود که رئیس جمهور هم با وی همراهی کرد و از هر فرصتی استفاده کرد از مردم بخواهد انتخابات را فرصتی برای اصلاح مسیرها عنوان کنند.

این ماجرای عراق است. کشوری در دوراهی‌های سرنوشت ساز و حاکمی که ذغال گداخته به دست دارد.

ما را در تلگرام دنبال کنید telegram

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا