همکاری استراتژیک بین ایران و چین، موازنه قدرت جهانی را تغییر می دهد

نزدیکی روابط ایران و چین، امریکا را نگران کرده است و توازن ژئوپلتیک در خاورمیانه و موازنه قدرت جهانی را تغییر می دهد.

میدل ایست نیوز: با تشدید تلاش های اخیر امریکا برای بازپسگیری هژمونی خود در جهان و اعمال تحریم بر کشورهایی که سعی در اثبات استقلال خود از امریکا را دارند، جهان اخیرا شاهد تغییر و تحول قابل ملاحظه در موازنه قدرت بوده است.

در همین راستا به صورت ویژه تلاش های چین برای ایجاد جهانی چند قطبی و مبتنی بر ائتلاف با کشورهایی که تحت فشار تحریم های امریکا هستند به ویژه ایران، نمود پیدا کرده است.

ایران تقریبا تنها کشوری در خاورمیانه است که تهدیدی جدی برای هژمونی امریکا در منطقه به شمار می رود و امریکا همواره ایران را به حمایت از تروریسم، نقض حقوق بشر، تهدید امریکا و متحدانش در منطقه و حمایت از گروه های مخالف امریکا در افغانستان، عراق و سوریه و ساخت سلاح هسته ای متهم می کند.

سال هاست که ایران از تحریم های اعمال شده از سوی امریکا که تاثیر بسزایی بر منافع کشورهای دارای روابط مالی و تجاری گسترده و قدیمی با ایران همانند روسیه، چین، هند و ترکیه دارد، رنج می برد.

بنابراین آنچه اثربخشی تحریم های امریکا بر ایران را تهدید می کند، شتاب فزاینده همکاری اقتصادی ایران با این کشورها به ویژه چین است.

چشم اندازهای همکاری ایران و چین

ایران طی سال های اخیر به صورت فزاینده ای از لحاظ اقتصادی، دیپلماتیک و تا حدی نظامی به چین وابسته شده است؛ مساله ای که فرصتی بی نظیر برای پکن برای گسترش نفوذ خود در خاورمیانه به وجود آورده است علاوه بر اینکه بخش اعظمی از نیروی دریایی امریکا را از اقیانوس آرام دور کرده است.

از دیدگاه چین، ایران به صورت فزاینده ای به شریک و متحد استراتژیک و مهم خود در مقابل امریکا تبدیل شده است، به اعتبار اینکه ایران بازاری رو به رشد برای کالاهای چینی و صاحب ذخایر عظیم نفت و گاز طبیعی است که چین برای حفظ رشد خود به شدت به آن نیاز دارد.

علاوه بر این چین هرگز وارد منازعه با ایران بر سر مالکیت برخی مناطق نشده است برخلاف قدرت های بزرگ دیگر و همین مساله موجب شده پکن فناوری هایی را که سایر کشورها در اختیار ایران قرار ندادند، در اختیار این کشور قرار دهد و ایران را همانند سایر کشورها به تنش آفرینی در خارج از کشور و نقض حقوق بشر در داخل کشور متهم نکند.

ایران به دلیل تحریم های بین المللی از دستیابی به سرمایه های خارجی و توانایی توسعه بخش ضعیف انرژی محروم شده است، در نتیجه جمهوری اسلامی ایران تا حد زیادی به چین به عنوان حامی اصلی دیپلماتیک و اقتصادی خود در مقابله با فشارهای داخلی و خارجی وابسته شده است و همه این مسائل در واقع چین را به شریک استراتژیک ایده آلی برای ایران تبدیل کرده است.

نتایج این نزدیکی روابط بی سابقه

روابط چین و جمهوری اسلامی ایران اکنون به بالاترین حد خود رسیده است و این بهبود روابط منجر به امضای قرارداد شراکت راهبردی در 27 مارس 2021 شد که اعتبار آن 25 سال خواهد بود.

شایان ذکر است 5 سال به طول انجامید تا این قرارداد از زمان مطرح شدن در سال 2016 و طی سفر شی جین پینگ، رئیس جمهور چین به تهران، به نتیجه رسید.

در آن زمان رسانه های ایرانی از فرصت به وجود آمده برای بهبود اقتصاد ایران و دستیابی ایران به میلیاردها دلار سرمایه از چین، به وجد آمدند.

چین در چارچوب قرارداد شراکت استراتژیک و به شرط سرمایه گذاری 400 میلیارد دلاری در پروژه های مختلف در ایران، تخفیفی برای خرید نفت ایران دریافت کرد.

در این زمینه باید توجه داشت که در حالی که ایران از سراسر جهان سرمایه‌گذاری‌هایی دریافت می‌کرد که ارزش آن‌ها سالانه بیش از 5 میلیارد دلار نبود، اکنون 16 میلیارد دلار تنها از چین دریافت می‌کند که یک جریان مالی عظیم در اقتصاد ایران است.

ایران که ذخایر هیدروکربنی فراوانی دارد، به یک بازار قابل اعتماد و شریک تجاری باثبات و فناوری و سرمایه گذاری نیاز دارد و همه این موارد در چین یافت می شود؛ کشوری که به واردات مستمر هیدروکربن که محرک اقتصادش است، نیاز دارد.

انگیزه های مشترک

باید در نظر داشت که برای ایران، با توجه به اینکه مخالفت با هژمونی امریکا ستون ایدئولوژیک جمهوری اسلامی است، چین متحد احتمالی در برابر دشمن اصلی خود (امریکا) است.

چین و ایران به خوبی از روش های رقبای ژئوپلتیک و در راس آن امریکا، پلیس جهان که در امور کشورهای دیگر دخالت می کند، مطلع شدند.

دو کشور این روش را از طنین انقلاب های مخملی که به چین رسید، تشخیص دادند که منجر به حوادث میدان تیانامین در سال 1989، ویران کردن به اشتباه سفارت چین در بلگراد در انفجار راکت های هدایت شونده دقیق امریکا در سال 1999 شد و زمانی بود که ائتلاف بین المللی، یوگسلاوی را با خاک یکسان می کرد.

بی ثبات کردن وضعیت در اویغور در شین جیانگ و حمایت از اعتراضات در هنگ کنگ در سال 2014 و 2019، و بالاخره اقدامات موثر واشنگتن برای جدایی تایوان از چین نیز از جمله روش های رقابت امریکا بود.

ایران نیز به خوبی «دموکراسی به سبک امریکایی» را به یاد دارد؛ همان دموکراسی که حمله امریکا به افغانستان در سال 2001 و عراق در سال 2003 و لیبی و سوریه در سال 2011 و جنگ با عراق (1980-1988) که با حمله عراقی ها به خاک ایران تحت حمایت امریکا و بسیاری از کشورهای دیگر که اساسا متحد امریکا بودند، آغاز شد را توجیه کرد.

تغییر موازنه قدرت

تردیدی وجود ندارد که چین و ایران منافع مشترک نظامی نیز دارند که ممکن است توازن ژئوپلتیک در خاورمیانه را تغییر دهد؛ این مساله در موافقت «آیت الله خامنه ای»، رهبر جمهوری اسلامی ایران در اوائل ژوئیه 2020 با گسترش قرارداد فعلی که شامل عناصر نظامی جدیدی از جمله همکاری هوایی و دریایی می شود که اعضای برجسته نیروی قدس سپاه ایران و سازمان های اطلاعاتی پیشنهاد دادند، نمود پیدا کرد.

در این زمینه، وزرای امور خارجه چین و ایران اخیراً از آغاز توافقنامه همکاری 25 ساله بین دو کشور که در مارس سال گذشته امضا شد، برای تحکیم مشارکت بین دو کشور در زمینه هایی مانند مراقبت های بهداشتی، زیرساخت ها، امنیت سایبری و کشاورزی خبر دادند.

علاوه بر این، ایران به یکی از طرف های طرح چند میلیارد دلاری «کمربند و جاده» چین تبدیل شده است که شراکت چین و ایران را با سایر کشورها نیز گسترش می‌دهد.

ایالات متحده و تعدادی از نزدیکترین متحدانش پیشتر درباره این توافق دوجانبه ابراز نگرانی کرده اند و یک سال پیش بلومبرگ نوشت: «ائتلاف پکن با تهران چالشی برای دولت جو بایدن است که تلاش کرده است متحدان خود را علیه چین جمع کند؛ آنچه وزیر امور خارجه آنتونی بلینکن آن را بزرگ‌ترین آزمون ژئوپلیتیکی جهان خواند.»

در همین راستا، «دینا اسفندیاری»، مشاور بلندپایه سازمان گروه بین المللی بحران گفت: این مساله به ایران این فرصت را می دهد کمی قاطع تر باشد؛ این مساله اروپا و امریکا را نگران می کند چرا که می بینند ایران به راهی برای خروج از محاصره اقتصادی خود دست یافته است.

اسفندیاری افزود: در همین حال، ایران با انعقاد توافق با چین نشان می دهد که متحدان قدرتمندی از جمله یک کشور عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد دارد.

بنابراین جای تعجب نیست که واشنگتن از انتقال روابط بین تهران و پکن به سطح کیفی جدیدی نگران باشد؛ این نگرانی در رابطه با روابط بین ایران و مسکو نیز صدق می کند؛ روابطی که به صورت فعال در زمینه های مختلف بهبود می یابد و به صورت ویژه در نتایج دیدار شخصی رؤسای جمهور ایران و روسیه در 19 ژانویه در مسکو نمود پیدا کرد.

ایران اعتراف می کند که روابط با روسیه ممکن است به شراکت استراتژیکی همانند چین تبدیل شود و این مساله قطعا برای امریکا خوشایند نیست.

ما را در تلگرام دنبال کنید telegram
منبع
الخلیج الجدید

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا