چگونه می توان به جنگ ابدی یمن پایان داد؟

برای جو بایدن، رئیس جمهوری ایالات متحده، جنگ یمن هم میراثی غم انگیز است و هم پایانی ناخوشایند.

نویسندگان: استفان پومپر و مایکل وحید هانا

میدل ایست نیوز: طرف های متخاصم در جنگ ویرانگر یمن در آوریل 2022 به یک پیشرفت غیرمنتظره دست یافتند: آنها پس از هشت سال درگیری بی رحمانه با میانجیگری سازمان ملل آتش بس امضا کردند که نتیجه آن کاهش فشار جنگی بود که این کشور فقیر را به یک بحران انسانی عظیم وارد کرده است. آن زمان مشخص نبود که آتش بس دو ماهه توافق شده می تواند دوام آورد یا خیر؛ با این حال، برخی ناظران امیدوارانه آن را اولین گام به سوی یک روند گسترده صلح دانستند. آنها باور داشتند که در آتش بس در بهترین سناریو می تواند به یک راه حل سیاسی برای درگیری میان حوثی ها و دولت یمن بینجامد. این در حالی است که دولت یمن و متحد آن، یعنی ائتلاف نظامی تحت رهبری سعودی، در بیشتر زمان جنگ، لجستیک، پشتیبانی اطلاعاتی و تسلیحات از آمریکا دریافت کرده اند. امیدواری ها در 2 اکتبر و در پی لغو آتش بس، ناامید شدند و حوثی ها حملات متناوب خود را به زیرساخت های صادرات نفت در جبهه تحت کنترل عربستان از سر گرفتند.

برای جو بایدن، رئیس جمهوری ایالات متحده، جنگ یمن هم میراثی غم انگیز است و هم پایانی ناخوشایند. زمانی که بایدن به قدرت رسید، تمایل خود به ایجاد فاصله میان ارتش ایالات متحده و درگیری در یمن اعلام کرد و از تعهد به تلاش برای حل و فصل جنگ سخن گفت. این استراتژی تا حدی ناشی از پشیمانی بود. بسیاری از دستیاران سیاست خارجی بایدن از جمله آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه، و جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی، در مارس 2015 که رئیس جمهوری پیشین باراک اوباما با حمایت از عربستان سعودی و امارات متحده عربی در جنگ علیه حوثی ها موافقت کرد، در دولت او خدمت می کردند. بسیاری از مقامات آمریکایی در سال 2018 در بیانیه ای علنی به هزینه های وحشتناک جنگ برای مردم یمن اذعان و خاطرنشان کردند که ایالات متحده هرگز قصد نداشت «چک سفید امضا» به ائتلاف تحت رهبری عربستان سعودی بدهد. همچنین، دو مقام سابق دولت اوباما و رابرت مالی که اکنون در دولت بایدن به عنوان فرستاده ویژه ایالات متحده در امور ایران خدمت می کند، در مارس 2021 در مقاله ای برای «فارین افرز» یک نقشه راه برای پایان جنگ ارائه کردند که ظاهرا دولت بایدن بر مبنای آن پیش می رود.

اما کمک به شروع یک جنگ آسانتر از کمک به پایان دادن به آن است. دولت بایدن در پایان دادن به حمایت از جنگ سعودی اقدام، و از صلح به دست آمده با میانجی گری سازمان ملل حمایت کرد؛ با این حال، شکست آتش بس نشان دهنده چالش های گسترده تر در مسیر آنهایی است که می خواهند قدمی در مسیر صلح در یمن جنگ زده بردارند. اینکه بن بست کنونی به تشدید تنش ها بینجامد یا خیر، هنوز مشخص نیست؛ اما اگر چنین شود، هیچ مسیر آشکاری برای صلح وجود نخواهد داشت و آمریکا هم توان ایجاد یک مسیر جدید را ندارد، چرا که نفوذ آمریکا روی سعودی ها و اماراتی ها رو به کاهش است و هیچ اهرم فشاری هم برای کشاندن حوثی ها به میز مذاکره ندارد.

به رغم شرایط ناخوشایند موجود، واشنگتن همچنان به دلایل اخلاقی و عملی مجبور است به مسیر تلاش برای صلح یمن ادامه دهد. اگرچه ایالات متحده به تنهایی ابزاری برای پایان دادن به این جنگ چند وجهی وحشتناک در اختیار ندارد، اما همچنان می تواند در تعامل دیپلماتیک اهمیت داشته باشد. دیپلماسی ایالات متحده می تواند درهای خلیج فارس را به روی میانجی هایی که دسترسی قابل توجهی به دولت های منطقه ندارند، بگشاید. واشنگتن همچنین می‌تواند قالبی را برای گفت و گوهای حل و فصل ایجاد کند که نه تنها مخالفان اصلی، بلکه جناح های کوچک تر یمن را نیز که منافع و اختلافات خاص خود را دنبال می کنند و می توانند بر هرگونه صلح آتی تاثیر بگذارند، در بر بگیرد.

در عین حال، ایالات متحده باید از ماجراجویی ناگوار خود در یمن درس بگیرد که یعنی، سیاستگذاران آن باید با هدف دور کردن کشور از تبدیل شدن به یک طرف درگیری در فجایع اینچنینی، پادمان های داخلی ایجاد کنند.

تلاش برای پیشرفت

دولت بایدن پس از روی کار آمدن، از طرح چهار ماده ای صلح مارتین گریفیث، فرستاده وقت سازمان ملل متحد، برای یمن حمایت کرد. بر اساس پیشنهاد گریفیث، طرف های درگیر ابتدا با باز کردن فرودگاه صنعا، لغو محدودیت های کشتیرانی در بنادر حدیده، و سپس با آتش بس سراسری و تجدید گفت و گوهای سیاسی موافقت می کردند. سازمان ملل و ایالات متحده امیدوار بودند این اقدامات بتواند به کاهش بحران انسانی و آرام شدن جنگ تا زمان انجام مذاکرات صلح معنادار، منجر شود.

برای عربستان و امارات که از جنگ خسته شده و کسب موقعیت توسط حوثی ها در درگیری و عقب نشینی ایالات متحده از جمله از طریق تصمیم دولت بایدن برای توقف فروش برخی سلاح های کلیدی مورد استفاده در عملیات های تهاجمی، را شاهد بودند نیز طرح گریفیث منطقی می نمود. دولت عبدالربه منصور هادی تمایل زیادی به این طرح نداشت، اما با توجه به موقعیت ائتلاف سعودی، چاره ای جز حمایت از آن نداشت. حوثی ها هم چندان از طرح حمایت نمی کردند چون از مزیت برتری در میدان نبرد سود می بردند. با این حال، در نهایت آنها نیز نظر خود را تغییر دادند و در نهایت، هانس گراندبرگ، دیپلمات سوئدی که جانشین گریفیتث شده بود، توانست طرفین را به میز مذاکره بیاورد و این چنین بود که در آوریل 2022 بر سر یک آتش بس دو ماهه موافقت شد.

برخی ناظران نگران بودند که توقف در نبرد به دو طرف فرصت سازماندهی مجدد نیرو پیش از ازسرگیری خصومت ها را بدهد. اما در عمل، آتش بس فرصتی برای غیرنظامی های تحت محاصره فراهم آورد. حملات فرامرزی به عربستان و امارات نیز در دوران آتش بس متوقف شدند و حتی اکنون که آتش بس از بین رفته، جنگ تمام عیار آغاز نشده است.

سیاست ایالات متحده به وضوح عامل اصلی آتش بس آوریل و تحولات بعدی نبود، اما می توان اقدامات این کشور را در نتیجه حاصل شده حائز اهمیت تلقی کرد. جدایی فزاینده آمریکا از شرکای خود در خلیج فارس در موضوع یمن تاثیر قابل توجهی بر تغییر موضع عربستان و امارات داشت.

ما را در تلگرام دنبال کنید ما را در تلگرام دنبال کنید
منبع
فارن افرز

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا