بایدها و نبایدهای امریکا در برابر یک شریکِ صاحب حاکمیت
آرامش کنونی عراق هدیهای به واشنگتن نیست؛ چیزی است که خود عراقیها برایش جنگیده و آن را ساختهاند. امریکا باید درماههای پیش رو انتخابی مسئولانه توام با انظباط و تواضع داشته باشد. این رویکرد نه تسلیم بلکه همان کاری است که یک قدرت در تعامل با شریکِ صاحبحاکمیت انجام میدهد.

اریکا فویزر
میدل ایست نیوز: در بغداد نشانههایی از تغییر دیده میشود و اگر واشنگتن به دقت مراقب باشد، وضعیت بیش از آنکه شبیه به یک بحران باشد بیشتر فرصت مناسبی برای تقویت روابط به نظر میرسد. در کمتر از دو سال، محمد شیاع السودانی نخستوزیر، آرامشی نسبی را برقرار کرده که برای بسیاری از عراقیها خاطره خوبی را رقم زده است.
در سال ۲۰۲۳، نظرسنجیهای گالوپ میزان رضایت مردم از او را ۶۹ درصد نشان میدهد که بالاترین رقم ثبت شده برای هر نخست وزیر عراقی از سال ۲۰۱۲ تاکنون است. گزارش موسسه “عرب بارومتر” در سال ۲۰۲۴ نیز از «ثبات نوظهور» در سیاست داخلی عراق خبر میدهد؛ اگرچه چالشهای بزرگی همچنان باقی است. لازم به ذکر نیست که اینها معجزه نیستند؛ بلکه نتیجه سیاستهای داخلی عراق است، نه طرحریزی خارجی.
یکی از عوامل مهم که کمتر مورد توجه قرار گرفته است، همبستگی پیشآمده در صحنه سیاسی عراق در نتیجه تشکیل چارچوب هماهنگی است. چارچوب هماهنگی، یک ائتلاف شیعهمحور است که نطفه اصلی السودانی از پایگاه اجتماعی و سیاسی آن شکل گرفته و او را به قدرت رسانده است. این ائتلاف، چندپاره و چندصدایی است و نباید آن را به شکل افراطی فردگرایانه تصور کرد. اما با وجود اختلافات داخلی و نقدهای مشروع بر برخی از بازیگران، این ساختار مانند چسبی مؤثر در حاکمیت عمل کرده، و مانع از قفلشدگی پارلمان شده است که در سالهای گذشته، برنامههای اساسی را متوقف کرده بود.
در واقع، تصمیماتی که امروز گرفته میشود، به احتمال زیاد به مرحله اجرا درمیآید، چیزی که عمدتاً در سیاستگذاریهای واشنگتن نادیده گرفته میشود.
تفاوت این روند در حوزه انرژی قابل مشاهده است، جایی که خاموشیهای متوالی، اعتماد عمومی را کاهش داده است. بسته چند منظوره انرژی شرکت توتال، که شامل بهرهبرداری از گاز، تولید برق و ساخت یک پارک خورشیدی ۱ گیگاواتی است، مرحله به مرحله در حال اجرایی شدن است. همچنین، عملیات ساخت یک واحد گازی مهم در اوایل امسال آغاز شد. در کنار آن، سازمان ضمانت سرمایهگذاری چندجانبه بانک جهانی قرار است ارتباط شبکه برق عراق با کشورهای شورای همکاری را برقرار کند، که در آغاز حدود ۵۰۰ مگاوات برق به جنوب عراق وارد میکند. هیچکدام این اقدامات به یکباره مشکل شبکه را حل نمیکند، اما وقتی مردم میبینند برق ، با اقدامات مستمر و تثبیتشده دولت، بیشتر از گذشته بر قرار است، احساس اطمینان میکنند.
انتخابات اخیر عراق اهمیت زیادی دارد؛ چون آزمونی است برای اینکه آیا پایداری فعلی میتواند سازمانیافتهتر شود یا نه. اما عادت واشنگتن هنوز هم «مدیریت بحران» است و با وجود اینکه السودانی در سفر ۱۵ آوریل ۲۰۲۴ خود به واشنگتن سازندهترین اظهارات را درباره توسعه روابط بر محور ظرفیتها و همکاریها بر زبان راند، اما ایالات متحده همچنان عراق را بیشتر به عنوان محلی برای نشان دادن عزم، نه جایی برای ایجاد مشارکت واقعی، می بیند.
ایالات متحده باید با رویکردی پختهتر به نقش و اختیار عراق احترام بگذارد و زمینهساز موفقیتهای بیشتر شود. نخست آنکه باید به جای تعیین ضربالاجلهای زمانی، معیارهای سنجش را جایگزین کند. هرگونه گذار از ائتلاف ضد داعش باید بر اساس شاخصها و متناسب با ظرفیت عراق باشد: فرماندهی و کنترل یکپارچه، مدیریت قابل اعتماد مرزها، و کاهش پایدار چرخههای حمله.
معیارها باید منتشر شوند و جدول زمانی بر اساس دادهها شکل گیرد. این رویکرد با پرهیز از نمایش های سیاسی، هم احترام به حاکمیت را در نظر دارد و هم ثبات را.
دوم آنکه واشنگتن باید از آنچه بغداد در حال ساختن آن است حمایت کند. به جای راهاندازی برنامههای پرزرقوبرق موازی، بغداد باید از ابزارهای موجود امریکا، مانند بانک صادرات و واردات، تضمینهای ریسک از سوی شرکت مالی توسعه، و پشتیبانی فنی، برای کاهش ریسک طرحهای انرژیِ عراقمحور همچون جمعآوری گاز و اتصال به شبکه شورای همکاری استفاده کند. شرایط باید روشن و سازنده باشد: شفافیت قراردادها، انتقال فناوری، و استخدام محلی؛ و اینها باید نهادهای عراقی را تقویت کنند نه اینکه دور بزنند.
در نهایت، ایالات متحده باید، همراه با مشوقهای واقعی، یک معیار واحد را برای همه بازیگران مسلح به کار گیرد. بیآنکه تخلفات را نادیده بگیرد باید نقش چارچوب هماهنگی را در کاهش فلج سیاسی به رسمیت بشناسد. باید هرگونه همکاری امنیتی یا کاهش تحریمها را به تعهدات روشن و صریح گره بزند.
پاسخگویی در برابر تخلفات، عدم انجام حملات فرامرزی و حرکت به سوی فرماندهی رسمی زیر نظر دولت باید شرط هرگونه همکاری امنیتی یا کاهش تحریمها باشد. پاداش نیز باید برای پایبندیِ تأیید شده داده شود، نه صرفاً برای شعار. هیچیک از این موارد ایالات متحده را ملزم نمیکند که نگرانیهای حقوق بشری را نادیده بگیرد یا در رقابتهای داخلی عراق جانبداری کند. تمرکز بر این است که ثبات پایدار چگونه شکل میگیرد: بهصورت محلی، تدریجی، و از طریق ائتلافهایی که ذاتاً پیچیده و پرچالش هستند. وقتی واشنگتن بر روایتهای ساده پافشاری میکند، معمولاً به سادگی هم شکستهایی به بار میآورد.
عراق با خطرات جدی روبهروست که نباید نادیده گرفته شوند ،وضعیت دشوار اقتصاد، شکنندگی شبکه برق، بحران آب و بیثباتی انتخاباتی از جمله آنهاست. اما اگر دوره انتخابات نشان دهد که سیاست عراق میتواند پایداری همراه با پاسخگویی را فراهم کند، دستاورد آن فراتر از یک چرخه خبری خواهد بود.
آرامش کنونی عراق هدیهای به واشنگتن نیست؛ چیزی است که خود عراقیها برایش جنگیده و آن را ساختهاند. امریکا باید درماههای پیش رو انتخابی مسئولانه توام با انظباط و تواضع داشته باشد. این رویکرد نه تسلیم بلکه همان کاری است که یک قدرت در تعامل با شریکِ صاحبحاکمیت انجام میدهد.



