خبر اولسیاسیمقالاتنگاه خاورمیانه

مجله Foreign Affairs: تضعیف محور مقاومت در بخش نظامی به معنای پایان عمر آن و شیعیان نیست 

مجله امریکایی Foreign Affairs نوشت که کاهش توان نظامی محور مقاومت به معنای پایان هویت سیاسی و مذهبی شیعی نیست، زیرا تعلق خاطر و حافظه‌ طایفه‌ای همچنان توانایی بازتولید نفوذ را دارند، به ‌ویژه اگر شیعیان از نظر سیاسی و اقتصادی به حاشیه رانده شوند.

میدل ایست نیوز: واشنگتن باید از تلاش‌های کشورهای عربی برای عادی‌سازی روابط با ایران حمایت کند که تحقق آن مستلزم گفت‌وگوی مستقیم با تهران است. برخلاف تصور دونالد ترامپ رئیس‌ جمهور امریکا، ایران پس از جنگ 12 روزه ماه ژوئن احساس شکست نمی‌کند. تهران معتقد است موشک‌هایی که به اسرائیل شلیک کرده، خسارات کافی به آن وارد کرده است تا تل‌آویو و واشنگتن قبل از هر اقدام برای آغاز دور بعدی جنگ، بارها فکر کنند. همچنین اکنون روشن شده است که حملات به ایران نتوانسته‌اند به ‌طور کامل توانمندی‌ها و برنامه‌های هسته‌ای ایران را نابود کند.

مجله امریکایی Foreign Affairs «فارن افرز» در تحلیل اوضاع کنونی منطقه نوشت: اکنون این باور رایج شده است که حملات امسال اسرائیل و امریکا علیه ایران و نیز نابودی هم‌پیمانان تهران و گروه‌های نیابتی آن در غزه، لبنان و سوریه، به شکلی قاطع نفوذ ایران در خاورمیانه را مهار کرده است. اما این دیدگاه، ماهیت آنچه «محور مقاومت» به رهبری ایران خوانده می‌شود و نیز توان بالقوه تهران برای بازآفرینی آن را به‌ درستی درک نمی‌کند.

پس از لشکرکشی امریکا به عراق در سال 2003، ایران از فضای آشوب بهره برد و شبکه‌ای ایدئولوژیک و فرامرزی متشکل از جوامع، دولت‌ها و شبه‌نظامیان شیعه ایجاد کرد که از ایران تا عراق، لبنان، یمن و سرزمین‌های فلسطینی امتداد یافت و عبدالله دوم پادشاه اردن آن را «هلال شیعی» نامید. از سال 2014 تحلیلگران بارها از سیطره ایران بر چهار پایتخت عربی شامل بغداد، بیروت، دمشق و صنعا سخن گفتند.

این محور اکنون از نظر نظامی، در وضعیتی ضعیف و رو به افول قرار دارد. معماران ایرانی آن رو به سالخوردگی گذاشته‌اند و شرکای عرب آنها در حملات اسرائیل متحمل خسارت‌های سنگین و ویرانگر شده‌اند. همچنین همگرایی محتاطانه ایران و عربستان سعودی در دو سال گذشته، این تصور را تقویت کرده است که نبردهای طایفه‌ای در خاورمیانه به پایان رسیده است.

با این حال، حتی اگر محور مقاومت به پایان راه رسیده باشد، هویت سیاسی و مذهبی شیعه همچنان پابرجا و منسجم باقی مانده است. هرچند شبکه نیروهای نیابتی ایران به تهران کمک کرد نفوذی فراتر از وزن واقعی خود در جهان عرب به دست آورد، اما دوام این محور همچنین بر باورهای دینی، پیوندهای اجتماعی و روابط خانوادگی استوار بود. آینده شیعیان در منطقه همچنان پرسشی بسیار مهم است که سایه‌ای سنگین بر تلاش‌های کشورهای عضو شورای همکاری و امریکا برای ایجاد ثبات در خاورمیانه پس از جنگ ویرانگر میان اسرائیل و حماس می‌اندازد. از این رو، جویندگان صلح باید توجهی به ‌مراتب بیشتر به ادغام شیعیان منطقه -در داخل و خارج از ایران‌ـ در چشم‌انداز خود برای نظم منطقه‌ای نشان دهند.

حمله اسرائیل به لبنان، مقاومت را احیا خواهد کرد

طرح کنونی برای خلع سلاح حزب‌الله بدون پایان دادن به اشغال جنوب لبنان توسط اسرائیل و نیز بدون بازسازی مناطق شیعه‌‌نشین ویران‌ شده در لبنان، بدون ایجاد جایگزین‌هایی برای خدماتی که شیعیان پیش‌تر از حزب‌الله دریافت می‌کردند و بدون اعطای نقش پررنگ‌تر به شیعیان در سیاست ملی، عملا به سلب حقوق سیاسی آنان می‌انجامد.

اگر اسرائیل تهدیدهای اخیر خود مبنی بر لشکرکشی به لبنان را عملی کند، این اقدام تهدیدی برای موجودیت جامعه شیعیان این کشور خواهد بود و آنان را به مقاومت تشویق خواهد کرد. هم‌زمان، با تقویت حاکمیت سنی در سوریه و افزایش فشار ارتش آمریکا بر شبه‌نظامیان شیعه در عراق، احساس محاصره ‌شدن شیعیان می‌تواند ابعادی منطقه‌ای پیدا کند.

همچنین اگر شیعیان در تلاش‌ها برای دولت‌سازی و دیپلماسی به حاشیه رانده شوند، به احتمال زیاد برای بقاء خود دوباره به سیاست‌های مبتنی بر هویت طایفه‌ای روی خواهند آورد که به بی‌ثباتی گسترده‌تری دامن می‌زند و در نهایت، تا زمانی که ایران در نظم جدید منطقه‌ای ذی‌نفع نباشد، مهار موفق آن امکان‌پذیر نخواهد بود.

کاهش قدرت نظامی شیعیان در سراسر خاورمیانه به این معنا نیست که هویت دینی شیعیان و احساس تعلق آنان به یک جامعه دینی فراملی تضعیف شده باشد. شمار شیعیانی که هر سال برای زیارت به شهرهای مقدس عراق می‌روند، به رغم ناکامی‌ها و هزینه‌های سیاسی و نظامی، پیوسته رو به افزایش است. در ماه اوت 2025، اربعین شهادت سومین امام شیعیان حدود 21 میلیون زائر را روانه شهر کربلا در عراق کرد.

تقویت هویت جمعی شیعیان هنگام احساس خطر

با کاهش نفوذ ایران و افزایش فشارها برای خلع سلاح شبه‌نظامیان شیعه، نگرانی‌ها در میان شیعیان درباره آینده‌ای آمیخته با حاشیه‌نشینی و خشونت رو به افزایش است. سوریه که پیش‌تر یکی از ستون‌های اصلی محور مقاومت به‌ شمار می‌رفت، امروز تحت حاکمیت جنگجویان سابق داعش و دیگر گروه‌های مسلح و تندروی سنی قرار دارد که در جریان جنگ داخلی سوریه با حزب‌الله جنگیدند و هم‌زمان در پی دستیابی به توافق با اسرائیل هستند. در مقابل، شیعیان لبنان و عراق نگرانند که دمشق از اهل سنت در کشورهای آنان حمایت کند که این مسئله می‌تواند توازن قوا را به زیان شیعیان بر هم بزند.

در شرایطی که شیعیان خود را در معرض تهدید و محاصره می‌بینند، ممکن است با قاطعیت بیشتری به سوی هویت جمعی گرایش پیدا کنند. اقلیت‌های دروزی و علوی در سوریه عملا مقاومت در برابر سلطه دمشق را آغاز کرده‌اند. برای جلوگیری از شعله‌ور شدن جنگ‌های داخلی جدید، فروپاشی حکومت‌ها و بازگشت افراط‌گرایی -به بیان دیگر، برای جلوگیری از تکرار شرایطی که به ایران امکان داد محور مقاومت را شکل دهد- تلاش‌ برای دولت‌سازی در لبنان و سوریه باید بر تضمین برابری حقوق برای همه مؤلفه‌های اجتماعی متمرکز شود. اگر بیروت و دمشق اقلیت‌ها را طرد کنند، شیعیان به‌ حاشیه‌ رانده ‌شده بار دیگر برای جلب حمایت به ایران روی خواهند آورد و به ‌محض آغاز درگیری، ایران نیز با آموزش، تسلیح و تأمین مالی به آنان کمک خواهد کرد.

در عراق، جایی که روند حساس برای تشکیل دولت و مذاکرات میان نیروهای شیعی همچنان ادامه دارد، باید از رهبران شیعه میانه‌رو حمایت شود. این امر مستلزم اصلاحات قانون اساسی برای برچیدن شبکه‌های رانت خواری و حامی پروری است که توسط جنگجویانی اداره می‌شوند که به سیاستمدار تبدیل شده‌اند و همچنان در پارلمان و شوراهای محلی کرسی دارند. سیاست‌های اخیر امریکا فشار زیادی بر دولت عراق وارد کرده است تا از ایران فاصله بگیرد. با این حال، واشنگتن باید از وادار کردن بغداد به انتخاب چنین گزینه دشواری پرهیز کند زیرا این کار می‌تواند به تضعیف جایگاه رهبران شیعه میانه‌رو منجر شود که برای مهار نفوذ مخرب جنگجویان سیاست‌پیشه و دور نگه داشتن عراق از کشمکش میان ایران و اسرائیل تلاش می‌کنند.

در سراسر منطقه، پرهیز از بازگشت به خشونت منوط به آن است که تضمین شود شیعیان آینده‌ای سیاسی برای خود در چارچوب کشورهایشان ببینند؛ آینده‌ای که در آن ملی‌گرایی جایگزین وفاداری به ایدئولوژی‌های فراملی شود و همچنین فرصت‌های اقتصادی‌ای در اختیارشان قرار گیرد که خارج از ساختار امتیازدهی مرتبط با شبه‌نظامیان باشد. برای نمونه، در لبنان، خلع سلاح و منحل کردن حزب‌الله به ‌تنهایی به تحقق ثبات منجر نخواهد شد. این حزب طی دهه‌ها برای جامعه شیعیان نقش یک دولت را ایفا کرده و علاوه بر تأمین امنیت، برای آنان اشتغال و خدمات اجتماعی فراهم کرده است. اکنون که نقش آن کمرنگ شده است، باید راه‌های جایگزینی فراهم شود تا شیعیان بتوانند در سیاست و اقتصاد کشور مشارکت مؤثر داشته باشند.

امریکا باید به مذاکره با ایران بازگردد

امریکا اگر خواهان پایان دادن به منازعات در خاورمیانه و مشاهده شکوفایی عراق بدون سلطه ایران است، باید گروه‌های شیعه را نیز در نظام‌های ملی و منطقه‌ای که در نظر دارد، ادغام کند. در لبنان، این روند به معنای همراه کردن تلاش‌ها برای خلع سلاح حزب‌الله با طرحی روشن برای بازسازی مناطق شیعه‌نشین و توانمندسازی سیاسی شیعیان است. امریکا همچنین باید تمام توان خود را برای حفظ آتش‌بس میان حزب‌الله و اسرائیل به کار گیرد زیرا مسلم است که شیعیان لبنان در برابر هرگونه تهاجم یا اشغالگری اسرائیل مقاومت خواهند کرد و از سرگیری مقاومت نیز می‌تواند جانی تازه به محور مقاومت بدهد.

واشنگتن باید از تلاش‌های کشورهای عربی برای عادی‌سازی روابط با ایران حمایت کند که تحقق آن مستلزم گفت‌وگوی مستقیم با تهران است. برخلاف تصور دونالد ترامپ رئیس‌ جمهور امریکا، ایران پس از جنگ 12 روزه ماه ژوئن احساس شکست نمی‌کند. تهران معتقد است موشک‌هایی که به اسرائیل شلیک کرد، خسارات کافی به آن وارد کرده است تا تل‌آویو و واشنگتن قبل از هر اقدام برای آغاز دور بعدی جنگ، بارها فکر کنند. همچنین اکنون روشن شده است که حملات به ایران نتوانسته‌اند به ‌طور کامل توانمندی‌ها و برنامه‌های هسته‌ای ایران را نابود کنند.

ثبات منطقه‌ بستگی به مشارکت دیپلماتیک و اقتصادی ایران با جهان عرب دارد، اما کشورهای عربی از واگذاری نقش منطقه‌ای گسترده‌تر به تهران که ممکن است سلاح هسته‌ای به دست آورد، هراس دارند. بنابراین، دیر یا زود، واشنگتن باید تمرکز خود را مجدداً بر مذاکره برای دستیابی به توافق هسته‌ای با ایران معطوف کند.

ادامه یافتن تفرقه و گسست در سرزمین شام، ثبات برای خاورمیانه به ارمغان نخواهد آورد. جوامع شیعی که پیشتر ستون فقرات محور مقاومت را تشکیل می‌دادند، باید در حیات سیاسی و اجتماعی منطقه ادغام شوند. ایران نیز باید احساس کند که منافع حاصل از تعامل دیپلماتیک و اقتصادی، بسیار بیشتر از منافع فعالیت‌های نظامی بی‌ثبات کننده است. درست است که گروه‌های شیعی تضعیف شده‌اند، اما تلاش برای به زانو درآوردن آنها از طریق حذف آنها از صحنه سیاسی، تنها باعث می‌شود که این گروه‌ها به هدفی آسان برای تلاش‌های آینده ایران به منظور بازسازی شبکه نیروهای نیابتی خود تبدیل شوند که هرگونه چشم‌انداز گسترده‌تر برای صلح منطقه‌ای را تهدید خواهد کرد.

 

* محتوای این گزارش متعلق به نویسنده و منبع اصلی آن است و میدل ایست نیوز آن را تایید یا تکذیب نمی‌کند.  

منبع
فارن افرز

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شش + هشت =

دکمه بازگشت به بالا