قمار نتانیاهو در بابالمندب؛ فعالسازی گسل «سومالی لند» برای برهم زدن ثبات خاورمیانه
در واپسین روزهای سال ۲۰۲۵، خاورمیانه با زلزله سیاسی و شوک دیپلماتیکی جدیدی لرزید که کانون آن نه در غزه و لبنان، بلکه این بار در کرانههای راهبردی دریای سرخ و در منطقهای به نام «سومالی لند» بود.

میدل ایست نیوز: اقدام بیسابقه بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی در به رسمیت شناختن استقلال «سومالیلند»، فراتر از یک مانور سیاسی، در واقع اعلان جنگی ژئوپلیتیک علیه ثبات منطقه و تمامیت ارضی کشورهای عربی و اسلامی بود زیرا این رژیم که حیات تاریخی خود را در تجزیه و تضعیف کشورها میبیند، این بار با پهن کردن تور امنیتی خود در منطقه سوق الجیشی «بابالمندب»، نه تنها امنیت ملی مصر و عربستان سعودی را با خطر مواجه کرده است، بلکه در پی ایجاد عقبهای استراتژیک برای مهار محور مقاومت و تقابل مستقیم با نفوذ منطقهای ایران و ترکیه است.
به گزارش الجزیره، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، روز جمعه ۲۶ دسامبر ۲۰۲۵، به رسمیت شناختن منطقه جداییطلب «سومالیلند» را به عنوان کشوری مستقل و دارای حق حاکمیت اعلام کرد در حالی که این اقدام با موج گستردهای از مخالفتهای جهان عرب و اسلام به ویژه از سوی کشورهای مصر، عربستان سعودی، قطر و ترکیه روبرو شد و همچنین اتحادیه عرب، شورای همکاری و اتحادیه آفریقا نیز با صدور بیانیههایی این اقدام را محکوم کردند.
منطقه «سومالیلند» که در سال ۱۹۹۱ جدایی خود را از کشور سومالی اعلام کرد اما هنوز به رسمیت شناخته نشده است، در منتهیالیه شمال غربی سومالی قرار دارد و با مساحتی حدود ۱۷۵ هزار کیلومتر مربع، درست در کرانه باختری تنگه «بابالمندب» و روبروی سواحل یمن واقع شده است.
اهمیت این منطقه از موقعیت ژئوپلیتیک آن ناشی میشود که حاوی امتیاز کنترل بر یکی از مهمترین آبراههای بینالمللی است. حدود ۱۰٪ از تجارت دریایی نفت جهان و هزاران کشتی تجاری میان اروپا و آسیا از این مسیر و از طریق کانال سوئز عبور میکنند؛ کانالی که با درآمدی حدود ۱۰ میلیارد دلار در سال، یکی از حیاتیترین منابع درآمد ملی مصر به شمار میرود.
علاوه بر این، تنگه بابالمندب مستقیماً بر فعالیت بندر «پورتسودان» در سودان و همچنین جریان دریانوردی و تجارت میان آسیا و بندر «جده» تأثیرگذار است. بندر جده مهمترین مرکز دریایی در ساحل غربی عربستان سعودی است که سالانه پذیرای هزاران کشتی و بیش از یک میلیون کانتینر کالاهای وارداتی و صادراتی در چرخه تجاری این کشور است.
افزون بر اینها، این منطقه یک گذرگاه حیاتی برای ناوگان نظامی کشورهایی نظیر امریکا، چین، اتحادیه اروپا، مصر و عربستان سعودی است که به امنیت دریای سرخ، تجارت بینالملل و حضور در نقاط استراتژیک جهان اهمیت میدهند.
اسرائیل؛ تهدیدی علیه ثبات خاورمیانه
اعلام اسرائیل مبنی بر به رسمیت شناختن استقلال «سومالیلند»، نه برخاسته از موضعی اخلاقی در حمایت از این منطقه، بلکه دریچهای برای بیشتر نمودن منافع این رژیم به زیان سومالی و ملت این کشور است چرا که اسرائیل همواره حیات خود را در تجزیه و از هم گسیخته کردن دیگر کشورها و بالا رفتن از اجساد دیگران می بیند.
این اقدام، نه تنها دهنکجی به قوانین و اراده بینالمللی است، بلکه با رفتار این رژیم در قبال فلسطینیان که حق آنان را برای داشتن کشوری مستقل زیر پا گذاشته است و به خاک و خونشان میکشد، تناقضی آشکار دارد.
اسرائیل برای آبادانی سومالیلند یا سرمایهگذاری اقتصادی قدم به این خاک نگذاشته است بلکه هدف و مقصد او برپایی دژهای امنیتی و پایگاههای نظامی است تا قدرت بازیگری خود را در میان بزرگان خاورمیانه بازیابد بهویژه پس از نبرد «طوفانالاقصی» که ارکان امنیتی و ثبات این رژیم را در منطقه به لرزه درآورد.
ایجاد اهرم فشار علیه ریاض و صنعا
عربستان سعودی همچنان بر «طرح صلح عربی» مصوب اجلاس سال 2002 در بیروت پایتخت لبنان، پا فشاری می کند و تشکیل کشور فلسطین را پیششرط هرگونه عادیسازی میداند؛ سیاستی که خوشایند تلآویو نیست. از این رو، استقرار اسرائیل در سومالیلند، نقطه قوتی در برابر ریاض خواهد بود، چرا که امنیت عربستان به طور مستقیم از هرگونه تلاطم در شاهرگ حیاتی «بابالمندب» اثر میپذیرد.
بعید نیست که اسرائیل در گام بعدی و در صورت موفقیت در تثبیت رد پای خود در سومالی لند، دست دوستی به سوی «شورای انتقالی جنوب یمن» (دارای گرایشهای جدایی طلبانه) دراز کند تا از دریچه تمایل به تجزیهطلبی در یمن، جای پایی در مرزهای جنوبی عربستان و استان «حضرموت» برای خود دستوپا کند.
از سوی دیگر، تلآویو کینهای دیرینه از «انصارالله» به دل دارد؛ مبارزانی که دو سال تمام در حمایت از غزه، بنادر این رژیم را هدف گرفتند و با بستن مسیر کشتیها، بندر «ایلات» (امالرشراش) را به شهر ارواح بدل کردند.
اسرائیل که در جغرافیای پیچیده و دوردست یمن که دو هزار کیلومتر با این رژیم فاصله دارد، زمینگیر شده و با عقبنشینی امریکا از رویارویی با انصار الله خود را تنها یافته است، اکنون در سومالیلند به دنبال گمشده خویش میگردد تا از فاصلهای نزدیک، انتقام خود را از انصارالله بستاند؛ هرچند «عبدالملک الحوثی» پیشاپیش ضمن حمایت از ملت و تمامیت ارضی سومالی، هشدار داده است هرگونه حضور صهیونیستها در این منطقه، هدفی مشروع برای نیروهای یمنی خواهد بود.
شطرنج قدرت در برابر ایران و ترکیه
به نظر می رسد این بلند پروزایها و این زیادهخواهی با نیاز و ولع اسرائیل برای نزدیکی به دریای عرب، دریای عمان و تنگه هرمز به عنوان دروازه ورود به خلیج، اهمیت ویژهای مییابد. این حضور، به اسرائیل اجازه میدهد تا بر تحرکات کشتیهای ایرانی، از بابالمندب و دریای سرخ گرفته تا دریای مدیترانه، اشراف کامل داشته باشد؛ آن هم در شرایطی که سطح تنش و تقابل میان ایران و اسرائیل به شدت بالا گرفته است.
در همین راستا، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در سفر پایان دسامبر ۲۰۲۵ خود به کاخ سفید، با رئیسجمهور ترامپ درباره برنامه هستهای، توان موشکی ایران و فرضیه ازسرگیری جنگ علیه این کشور به گفتوگو نشست.
علاوه بر این، اسرائیل در پی گسترش دایره تقابل با نفوذ ترکیه در خاورمیانه است و این تقابل که از رویارویی سیاسی در سوریه آغاز شده بود، اکنون به اتحاد جدید اسرائیل با یونان و قبرس رسیده است به طوری که آنها در دسامبر جاری، برنامه همکاری نظامی برای سال ۲۰۲۶ را امضا کردند تا با تعمیق شراکت امنیتی میان این سه طرف، جبههای واحد در برابر ترکیه در شرق مدیترانه تشکیل دهند.
اگر اسرائیل در استقرار و ایجاد ردپا در منطقه سومالی لند موفق شود، در مجاورت بزرگترین پایگاه نظامی خارجی ترکیه یعنی «ترکسوم» قرار میگیرد که در کشور سومالی برپا شده است.
این امر اصطکاک و تنش امنیتی میان اسرائیل و ترکیه را دوچندان میکند؛ بهویژه آنکه ترکیه روابط حسنهای با سودان و دولت این کشور دارد. دولتی که پیش از این مخالفت خود را با بازسازی جزیره «سواکن» توسط ترکیه که یک جزیره و بندری تاریخی از دوران عثمانی است و در ۶۰ کیلومتری جنوب بندر «پورتسودان» در کرانه دریای سرخ واقع شده است، اعلام نکرده بود.
مصر و کانال سوئز در محاصره و کنترل اسرائیل
در این میان، مصر شاید بیش از هر کشور دیگری از موضوع به رسمیت شناختن سومالی لند آسیب ببیند چرا که استقرار اسرائیل در کرانه غربی بابالمندب، عملاً کانال سوئز را در مشت اراده و خواست صهیونیستها قرار میدهد.
در نتیجه این رژیم که با افکار افراطیِ جناح راست خود به دنبال بازترسیم نقشه خاورمیانه است، با حضور در شاخ آفریقا، قاهره را در محاصرهای از تنشها و آشوبها از لیبی و سودان تا تلاطم در شرق مدیترانه گرفته و حالا در دریای سرخ قرار خواهد داد و این در حالی است که پیوندهای نظامی اسرائیل با اتیوپی که کلید جریان آب رود نیل را در دست دارد، تهدیدی وجودی و راهبردی برای امنیت ملی مصر به شمار میرود.
تاوان سکوت کردن در برابر اقدامات اسرائیل
آنچه اسرائیل را به ماجراجویی در منطقه ترغیب میکند، حمایتهای امریکا است که نه تنها با بهرسمیت شناختن سومالیلند مخالفت نکرد، بلکه وزارت خارجهاش تنها به گفتن این نکته بسنده کرد که موضعش در قبال یکپارچگی خاک سومالی تغییری نکرده است.
این در حالی است که امریکا خود در تماسهای دیپلماتیک با این اقلیم جداییطلب برای طرح کوچاندن اجباری فلسطینیان از نوار غزه در جریان جنگ نسلکشی، سهیم و مطلع بوده است.
علاوه بر این، موضع ضعیف و پایینتر از حد انتظار ۵۷ کشور عربی و اسلامی در قبال جنگ غزه، این باور را در اسرائیل تقویت کرد که اعراب تمایلی به رویارویی با این رژیم ندارند و از آن هراسانند.
همین امر، راه را برای دست یازیدن روزافزون راستگرایان افراطی به امنیت منطقه هموار کرد به شکلی که این رژیم که پیش از این ایران، یمن و قطر را هدف قرار داده است و همچنان بخشهایی از خاک لبنان و سوریه را در اشغال دارد؛ اکنون در پی جای پایی در شاخ آفریقاست.
اگرچه اتحادیه عرب نشستی تشکیل داد و ۲۱ کشور از جمله عربستان، قطر، مصر، ترکیه، عمان، یمن و ایران به همراه سازمان همکاری اسلامی این اقدام را قاطعانه رد کردند، اما بعید است صرف این این نوع موضعگیریها، تغییری در نقشههای اسرائیل ایجاد کند.
تلآویو همچنان به این واکنشها به چشم بیانیههایی رسانهای مینگرد که فاقد اقدامات عملی و بازدارنده علیه منافعش هستند و با گذر زمان به سردی میگرایند و در نتیجه، اسرائیل با همان سیاستهای استعماری همیشگی خود، که امنیت خاورمیانه و تمامیت ارضی کشورهای منطقه را به مخاطره میاندازد، به راه خود ادامه میدهد.
از این رو، اتخاذ موضعی قاطع که اسرائیل را از نظر سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی تحت فشار قرار دهد، تنها راه مهار این تندروی ها و افراط گرایی این رژیم است. در این میان، بازنگری در مسیر عادیسازی روابط و توافقات موسوم به «ابراهیم» یک اولویت است؛ چرا که پایداری ملت فلسطین، خط مقدم دفاع از امنیت ملی جهان عرب و اسلام در برابر پروژه اشغالگری صهیونیسم به شمار میرود.



