خبر اولسیاسیمقالاتنگاه خاورمیانه

العرب عنوان کرد؛
طرح صلح مشترک چین و پاکستان در بحبوحه جنگ علیه ایران نمادی از تغییر موازنه قدرت جهانی

در حالی که بحران نظامی در منطقه، ثبات جهانی را با تهدیدی جدی روبرو کرده، ابتکار عمل پنج‌ماده‌ای چین و پاکستان برای توقف جنگ، فراتر از یک راهکار نظامی، به پیامی راهبردی برای تغییر قطب‌نما در دیپلماسی بین‌المللی بدل شده است.

میدل ایست نیوز: تحلیلگران بر این باورند اگرچه پکن برای تحمیل طرح صلح مد نظر خویش در میدان نبرد با محدودیت‌های ساختاری و ابزارهای فشار نظامی روبروست، اما تقابل الگوی پیشنهادی پکن با سیاست‌های واشنگتن نشان‌دهنده خیزش قدرت‌های نوظهور برای مدیریت بحران‌های جهانی و بازتعریف موازنه قدرت، فارغ از اراده سنتی غرب است.

به گزارش العرب، با تشدید جنگ علیه ایران که ثبات منطقه‌ای و تجارت جهانی را به مخاطره انداخته است، چین با ارائه یک طرح صلح پنج ماده‌ای که با همکاری پاکستان تدوین شده، به دنبال ایفای نقشی کلیدی در عرصه دیپلماسی بین‌المللی است.

همزمان با این تلاش مشترک چین و پاکستان برای توقف جنگ، واشنگتن با نگاهی تردیدآمیز به این تحرکات، همچنان بر سیاست فشار مستقیم تأکید دارد و تمایل چندانی به پذیرش نقش‌آفرینی پررنگ پکن در این بحران نشان نمی‌دهد.

این در حالی است که پکن در تلاش است تا از بحران فعلی به عنوان فرصتی برای نمایش قدرت میانجی‌گری خود استفاده کند در حالی که گفته می شود طرح پنج ماده‌ای مورد نظر این کشور، آمیزه‌ای از اهداف سیاسی و راهبردی است بگونه ای که از یک سو پکن می‌خواهد چهره یک «قدرت مسئولیت‌پذیر» را از خود ارائه دهد و از سوی دیگر، به شدت نگران منافع اقتصادی و امنیت مسیرهای انتقال انرژی، به ویژه در تنگه هرمز است.

در همین ارتباط منابع خبری اعلام کردند: محورهای اصلی طرح پیشنهادی چین شامل توقف فوری درگیری‌های نظامی، بازگشایی تنگه هرمز برای تضمین آزادی دریانوردی، تقویت نقش سازمان ملل متحد در فرآیند تنش‌زدایی، تسهیل گفتگو میان طرف‌های درگیر و کاهش تنش‌ها برای جلوگیری از گسترش دامنه جنگ است.

این منبع نوشت: علیرغم این تلاش‌ها، مقامات امریکایی این ابتکار عمل را «نمایشی» قلمداد کرده و معتقدند این طرح فاقد یک نقشه راه عملیاتی برای اجرا در میدان نبرد است. تحلیلگران بر این باورند چین بدون اعمال فشار واقعی بر طرف‌های درگیر، تنها به دنبال بازاریابی سیاسی برای الگوی دیپلماسی خود در برابر سیاست‌های امریکا است بدون اینکه بخواهد فشاری حقیقی بر طرف‌های منازعه برای متوقف کردن اقدامات خصمانه وارد کند.

حال این سوال اصلی مطرح است که قدرت چین برای تبدیل این طرح به یک واقعیت عملی بویژه در سایه سکوت نسبی واشنگتن در قبال تلاش‌های پکن تا چه اندازه خواهد بود؟

از طرفی، پکن با یک محاسباتی دوگانه روبروست به طوری که در وهله نخست به دنبال جلوگیری از فروپاشی امنیت انرژی است که اقتصادش را فلج می‌کند و هم‌زمان، قصد دارد از ورود به یک درگیری مستقیم با قدرت‌های بزرگ اجتنیاب نماید.

کارشناسان بر این باورند، پکن هرچند می‌تواند راه‌حل‌هایی ارائه دهد و از منافع خود محافظت کند، اما کنترل کامل روند جنگ را در دست ندارد و فاقد ابزارهای فشار قدرتمندی است که طرف‌های درگیر را به پایبندی به آتش‌بس یا اجرای عملی این طرح وادار کند.

تحرکات چین در حال حاضر بر ایجاد یک اجماع بین‌المللی پیرامون این طرح متمرکز است و طرح و هدف خویش را از طریق رایزنی‌های گسترده با کشورهای حوزه خلیج و اتحادیه اروپا و فراخواندن طرف‌های ذی‌نفع به احترام به قوانین بین‌المللی و اولویت دادن به مذاکره به‌جای راهکارهای نظامی دنبال می‌ کند.

در همین راستا، مخالفت چین با پیشنهاد بحرین مبنی بر استفاده از قدرت نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز، مؤید دیدگاه پکن ناظر بر این موضوع است که راهکارهای نظامی تنها به تنش‌ها دامن می‌زند و به منافع این کشور و شرکایش آسیب جدی وارد می‌کند.

در مقابل، در حالی که روسیه از افزایش قیمت نفت منتفع می‌شود، چین محاسبات خود را بر کاهش تکانه‌های اقتصادی متمرکز کرده است و این کار را از طریق متنوع‌سازی منابع تأمین انرژی و تکیه بر ذخایر راهبردی صورت می‌دهد.

منابع خبری بر این باورند، زمان‌بندی این فراخوان دیپلماتیک با سفر پیش‌روی دونالد ترامپ رئیس‌جمهور امریکا به پکن در اواسط ماه مه مرتبط است ضمن آنکه موفقیت در کاهش تنش‌ها پیش از این دیدار، می‌تواند جایگاه بین‌المللی چین را به شدت ارتقا دهد.

با این حال، واقعیت این است که پکن علیرغم نفوذ اقتصادی، ابزارهای فشار نظامی یا سیاسی کافی برای وادار کردن طرف‌ها به آتش‌بس پایدار را در اختیار ندارد.

در نهایت طرح پنج ماده ای چنین در سایه سکوت نسبی واشنگتن، به این معنا است که پکن  به عنوان بازیگری کلیدی ظاهر شده که می‌تواند پیام‌هایی مقتدرانه درباره نقش خود در مدیریت منازعات منطقه‌ای مخابره کند.  حتی اگر اجرای عملی این نقش در میدان همچنان محدود باشد، این رویکرد می تواند نشان از  تغییر تدریجی موازنه قدرت دیپلماتیک در عرصه بین‌المللی باشد.

منبع
العرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده − یازده =

دکمه بازگشت به بالا