آیا درسهای جنگ با ایران به دکترین «جنگهای ابدی» امریکا پایان داده است؟
واشنگتن پس از جنگ با ایران در آستانه یک گسست تاریخی از دکترین «جنگهای ابدی» قرار گرفته است، جایی که فرسودگی جامعه از مداخلهگرایی نظامی و ظهور نسلی تازه در حزب جمهوریخواه، مدلهای سنتی جنگ نومحافظه کاران را به حاشیه رانده است.

میدل ایست نیوز: چرخش ساختاری در جامعه امریکا که با تجدید نظر در نگرش نیروهای راستگرا تحت رهبری دونالد ترامپ و معاونش جیدی ونس در قبال تهران شتاب گرفته، یک تحول ریشهدار است که با به رسمیت شناختن تابآوری استراتژیک ایران، نه تنها جنگطلبان محافظهکار را به چالش میکشد، بلکه به سمت عصر تازهای از دیپلماسی معاملهمحور و بازتعریف اتحادها در خاورمیانه گام برمیدارد.
به گزارش نیویورک تایمز به نقل از سایت «میرو»، رئیسجمهور امریکا در مسیر پیگیری یک توافق صلح، تلاش کرده است تا تصویر متفاوتی از دولت ایران ارائه دهد. اما نشانههایی وجود دارد که حاکی از آن است، تعدیل موضع در قبال ایران در حزب جمهوریخواه، فراتر از شخص اوست.
برای چندین دهه، این ایده که رژیم ایران مظهر بدترینِ بدترینها در جهان است، به عنوان یکی از ارکان سیاست خارجی جمهوریخواهان شناخته میشد اما در ماههای اخیر، و بهویژه همزمان با دفاع دولت ترامپ از توافق صلح مقدماتی خود، دیدگاه متفاوتی در بخشهایی از جناح راست امریکا در حال شکلگیری است مبنی بر اینکه ایران به عنوان کشوری عملگرایانه که ایالات متحده میتواند و باید یاد بگیرد با آن کنار بیاید.
این چرخش و تحول ریشه ای توسط رئیس جمهور ترامپ رهبری شده است به طوری که وی چندی پیش رهبران ایران را «افرادی قدرتمند و باهوش» خطاب کرد، اما این رویکرد فراتر از او جریان دارد.
«جیدی ونس»، معاون رئیسجمهور نیز، به عنوان حامی اصلی این دیدگاه ظاهر شده است و محافظهکارانی که از دیرباز گرایشهای انزواطلبانه داشتند، اکنون روحیه تازهای گرفتهاند و حتی برخی از جنگطلبان باسابقه نیز لحن خود را تغییر دادهاند.
تغییر رویکرد راستگرایان به رهبری ترامپ در قبال ایران
هنوز زود است که بگوییم آیا تغییر رویکرد راستگرایان امریکا پایدار خواهد بود یا خیر چرا که بسیاری از جمهوریخواهان همچنان موضع سرسختانه خود را حفظ کردهاند و آقای ترامپ نیز هر از گاهی تهدید به ازسرگیری جنگ کرده است.
بخشی از این تغییر لحن و رویکرد در میان جمهوریخواهان میتواند همان تلاش آشنای دوران ترامپ برای همسو ماندن با یک رئیسجمهور دمدمیمزاج باشد. اما گفتوگوها نشان میدهد چرخش جناح راست از جنگطلبی سنتی جمهوری خواهان در قبال ایران، ناشی از عواملی است که فراتر از تمایل شخص ترامپ برای رهایی از درگیریهای نظامی است.
اکنون صحبت از این است که یک تحول نسلی در درون حزب رخ داده است که منعکسکننده فاصله گرفتن از حمایت بیقیدوشرط از اسرائیل به عنوان دشمن دیرینه ایران است، تا جایی که حتی نوعی تحسین پنهان و مصلحتی نسبت به توانایی نظام ایران در ایستادگی و تابآوری در برابر هفتهها بمباران سنگین به چشم میخورد.
این یک پویایی سیاسی داخلی در امریکا به شمار میآید که پیامدهایی جهانی به همراه دارد به طوری که ابعاد آن در عواقب جنگ ایران بر زنجیره تأمین انرژی در اروپا و آسیا و همچنین امنیت کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به وضوح نمایان است.
«کورت میلز»، مدیر اجرایی نشریه «امریکن کانسرواتیو» در تبیین آنچه که آن را پیام ترامپ به امریکاییها میدانست، اظهار داشت: ایران روی پای خود ایستاد؛ آفرین به ایران. معنای این حرف آن است که با زدن چندین شخصیت، ایالات متحده دیگر تمایل چندانی به سرنگونی این حکومت ندارد.
بازتعریف چارچوب سیاست ترامپ در قبال ایران تحت تأثیر نسل جدید
آقای میلز ۳۵ ساله، مجلهای را اداره میکند که توسط پاتریک جی. بوکانان، یکی از بنیانگذاران انزواطلبی در محافظهکاری مدرن، تاسیس شده است. او از دیرباز حامی خویشتنداری در سیاست خارجی بوده است به طوری که نظرسنجیها نشان میدهند این دیدگاه مورد تایید بسیاری از جمهوریخواهان جوانتر است که در دوران جنگهای عراق و افغانستان بزرگ شدهاند.
میلز تصریح کرده است: مخالفت با جنگ با ایران، روزبهروز در میان جناح راست کمتر از گذشته تابو به شمار میرود. استیو. بنن، مشاور ارشد سابق ترامپ، رئیسجمهور را یک «معاملهگر و عملگرا» توصیف کرد که اکنون میداند قرار نیست مراسم تسلیم [ایرانیها] را روی عرشه ناو جنگی میزوری در بندرعباس برگزار کند.
«بنن» برای تبیین چالشهای ترامپ در غلبه بر ایران، به جنگهای ایران باستان با یونان و رم اشاره کرده است و در یک پیام متنی تاکید کرده است: آنها به خاک خود میچسبند و سرسختانه مقاومت میکنند.
در همین حال، «آنا کلی»، سخنگوی کاخ سفید اعلام کرد: جنگ ایران بخش زیادی از توان نظامی این کشور را با موفقیت در هم کوبیده است و مذاکرهکنندگان اکنون برای نابودی همیشگی توانمندیهای هستهای ایران تلاش میکنند.
خانم کلی افزود: رئیسجمهور این تصمیمات مهم امنیت ملی را برای خوشآمد پادکسترها یا تحلیلگران پشتمیزنشین اندیشکدهها اتخاذ نمیکند بلکه تنها اولویت او چیزی است که به صلاح ملت امریکا باشد.
عصر جدید ترامپ و رد دکترین «جنگهای ابدی»
اما در نشانهای از همسویی کاخ سفید با فضای رو به تغییر سیاست در قبال ایران، جیدی ونس اخیرا در برنامه اینترنتی «مگن کلی» حضور یافت تا تفاهمنامه صلح مقدماتی را تبلیغ کند. خانم کلی، مجری سابق فاکس نیوز که چهار میلیون دنبالکننده در یوتیوب دارد، اکنون به صدای آن دسته از جمهوریخواهانی تبدیل شده است که از سیاست خارجی ترامپ سرخورده شدهاند.
کلی دو روز پس از گفتوگو با ونس در برنامه خود گفت: بازها یا همان جنگطلبان بر اساس نگاهی منسوخ به جهان و نیز درک نادرستی از رویکرد و توانایی امریکا عمل میکنند. ایرانیها تسلیم نخواهند شد؛ آنها در این جنگ خوب عمل کردند.
آن دیدگاه سنتی و قدیمی به جهان را شاید بتوان در سخنرانی جرج دبلیو بوش، رئیسجمهور وقت امریکا، در سال ۲۰۰۲ درباره وضعیت کشور یافت، جایی که ایران بخشی از «محور شرارت» بود و برای ایالات متحده جنگیدن در راه آزادی، هم یک مسئولیت و هم یک امتیاز به شمار میرفت.
حتی خود ترامپ نیز هنگام آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، حکومت ایران را مردمی بسیار سرسخت و هولناک توصیف کرد که به دنبال شرارت هستند. تدر کروز، سناتور جمهوریخواه تگزاس، با تکرار همان دیدگاه سنتی، هفته گذشته در پادکست خود گفت: ترامپ اکنون در حال دریافت مشاورههای بسیار ضعیفی درباره ایران است، چرا که دادن میلیاردها دلار به دیوانگان دین سالار یک «ایده بسیار بسیار بد» است. تام شیهی، سناتور جمهوریخواه مونتانا نیز در برنامه «فاکس اند فرندز» مدعی شد رهبران ایران هنوز هم مرگ من و شما را میخواهند.
ارزیابی افکار عمومی درباره واقعیت ایران در دوران ترامپ
اما حتی در مجلس سنا که همواره پایگاه اصلی جنگطلبان محافظهکار به شمار میرفت، تغییر لحن سناتورها کاملاً ملموس است. سناتور راجر مارشال، جمهوریخواه ایالت کانزاس که در ماه آوریل گفته بود مذاکره با «متعصبان مذهبی غیرمنطقی» در تهران تقریباً غیرممکن است، این ماه در گفتوگو با سیانان استدلال کرد که میتوان به ایران اجازه داد موشک داشته باشد، چرا که آنها باید بتوانند از خود دفاع کنند.
او در برنامه رادیویی فاکس نیوز یعنی همان برنامه «برایان کیلمید» گفت: نمیخواهد شبیه به یک «مدافع ایران» به نظر برسد، اما با تکرار شعار «پایان دادن به جنگهای ابدی»، بر لزوم خروج ایالات متحده از این جنگ از طریق مذاکره تاکید کرد. وی تصریح کرد:ما در حال حاضر ۱۳ سرباز امریکایی را عمدتاً برای دفاع از اسرائیل و نابودی سلاحهای هستهای از دست دادهایم.
این چرخشهای کلامی ممکن است تا حدودی ناشی از درک سیاستمداران محافظهکار از یک تغییر نسلی در میان رأیدهندگان بالقوهشان باشد؛ رأیدهندگانی که نگاه متفاوتی به جایگاه امریکا در جهان پیدا کردهاند.
نظرسنجی ماه گذشته «نیویورک تایمز/سیینا» نشان داد: ۵۳ درصد از حامیان احتمالی جمهوریخواه زیر ۴۵ سال با جنگ ایران مخالف هستند، در حالی که این رقم در میان افراد ۴۵ سال به بالا تنها ۲۲ درصد است. همچنین ۵۴ درصد از این گروه سنی جوانتر معتقد بودند که ترامپ بیش از حد از اسرائیل حمایت میکند، در حالی که در گروه سنی مسنتر، این آمار تنها ۱۶ درصد بود.
علاوه بر این، نزدیک به سهچهارم طرفداران جمهوریخواه زیر ۴۵ سال اعلام کردند که ایالات متحده باید توجه کمتری به مشکلات خارج از مرزها داشته باشد، در مقایسه با ۴۰ درصد از افراد ۴۵ سال به بالا که چنین دیدگاهی داشتند.
این تفاوت دیدگاهها نسبت به جهان، در نگاه نسبتاً مثبت حامیان جوانتر جمهوریخواه به «تاکر کارلسون»، مجری سابق فاکس نیوز نیز مشهود بود به طوری که ۴۱ درصد موافق در برابر ۲۳ درصد مخالف بودن، آن هم در شرایطی که ترامپ پیش از این از او و مگن کلی به عنوان «بازندههای کمهوش» یاد کرده بود.
کارلسون شاید پر سر و صداترین مخالف محافظهکار این جنگ باشد. او اخیرا مصاحبهای را با «تریتا پارسی»، منتقد جنگ ایران و از بنیانگذاران اندیشکده «کوئینسی برای سیاستورزی مسئولانه» در واشنگتن که حامی کاهش نقش نظامی امریکا در جهان است، منتشر کرد.
کارلسون در این گفتوگو به پارسی گفت: ایران به دلیل تواناییاش در بستن تنگه هرمز (به عنوان شاهراه حیاتی بخش عمدهای از نفت جهان)، از این جنگ به عنوان یک «قدرت بزرگ جهانی» خارج خواهد شد.
تریتا پارسی نیز در این مصاحبه تصریح کرد: ایران حداقل به طور موقت، بسیار قویتر شده است. او در همان آغاز جنگ به دولت ترامپ هشدار داده بود که ورود به این نبرد یک اشتباه است. پارسی در یک مصاحبه تلفنی فاش کرد: از اوایل سال گذشته گفتوگوهای مستمری، با مقامات دولتی درباره ایران داشته است، از جمله با افرادی که مستقیماً پشت میز مذاکره حضور دارند.
او همچنین خاطرنشان کرد: بخشی از جناح راست امریکا راستش را بخواهید، اصلاً برایشان ایران مهم نیست. آنها بیشتر از اینکه از شکست استراتژیک ایالات متحده عصبانی باشند، از این حقیقت خشمگین هستند که اصلاً چرا این جنگ در وهله اول آغاز شدو این به شما نشان میدهد که ذهنیت و تصور کلی درباره ایران چقدر تغییر کرده است.