انتخابات میان دورهای امریکا، جنگ ایران را به یک قضیه انتخاباتی تبدیل میکند
جنگ ایران و پیامدهای اقتصادی آن، از افزایش هزینههای زندگی تا رشد قیمت سوخت، میتواند به عاملی تعیینکننده در انتخابات میاندورهای امریکا تبدیل شود؛ انتخاباتی که علاوه بر سنجش میزان محبوبیت دونالد ترامپ، آزمونی برای ارزیابی عملکرد او در سیاست خارجی و نحوه مدیریت جنگ خواهد بود.

میدل ایست نیوز: سیاست خارجی بهندرت سرنوشت انتخابات امریکا را تعیین میکند. تصور رایج این است که رأیدهندگان اطلاعات چندانی درباره مسائل بینالمللی ندارند و توجه چندانی هم به آن نشان نمیدهند. در عوض، دغدغههای اقتصادی و هزینههای زندگی، مانند قیمت بنزین و مواد غذایی، بر تصمیم آنان تأثیر میگذارد. همانطور که جیمز کارویل، مشاور بیل کلینتون، زمانی گفته بود: «مسئله اقتصاد است، احمق! اما امسال، اقتصاد و سیاست خارجی به یکدیگر گره خوردهاند.»
به گزارش میرو به نقل از چتم هاوس، در قاعده کلی بیتوجهی رأیدهندگان امریکایی به سیاست خارجی، دو استثنای مهم وجود دارد که هر دو در سال جاری صدق میکنند. نخست، زمانی که تصمیمهای دولت مستقیما بر زندگی روزمره مردم تأثیر میگذارد، آنان به مسائل خارجی توجه نشان میدهند. دوم، زمانی که انتخابهای سیاست خارجی، تصویری از توانایی رئیسجمهور در ایفای نقش فرمانده کل نیروهای مسلح ارائه میدهد.
از این رو، انتخابات میاندورهای پیش رو ممکن است به انتخاباتی کمسابقه با محوریت سیاست خارجی تبدیل شود؛ انتخاباتی از نوع آنچه در سال ۲۰۰۶ رخ داد، زمانی که واکنش منفی رأیدهندگان به نحوه مدیریت جنگ عراق از سوی جرج دبلیو بوش، شکست سنگینی را به جمهوریخواهان تحمیل کرد.
اکنون که مردم امریکا فشارهای اقتصادی ناشی از جنگی دیگر در خاورمیانه و تعرفههای دونالد ترامپ را احساس میکنند، ممکن است تاریخ تکرار شود. به نظر میرسد رئیسجمهور امریکا نیز از این خطر آگاه است؛ او درباره تأثیر انتخابات بر نحوه مدیریت جنگ ایران پیامهای متناقضی فرستاده و برای کاهش فشار قیمت سوخت بر رأیدهندگان، با روسیه بر سر توافقی در زمینه صادرات گازوئیل به توافق رسیده است.
با این حال، شاید پرسش مهمتر این باشد که ترامپ پس از انتخابات میاندورهای چه خواهد کرد؛ انتخاباتی که آخرین آزمون انتخاباتی مهم برای ریاستجمهوری او به شمار میرود.
جنگ در کانون انتخابات
جنگ همواره روشنترین نمونه از تأثیر مستقیم سیاست خارجی بر زندگی روزمره رأیدهندگان بوده است.
با این حال، این موضوع همیشه در نظرسنجیهای مربوط به اهمیت مسائل مختلف بازتاب نمییابد و امسال نیز از این قاعده مستثنا نیست. رأیدهندگان مسائل اقتصادی را مهمترین عامل در تصمیم انتخاباتی خود میدانند. بر اساس نظرسنجی اخیر شورای امور جهانی شیکاگو، سهم بیشتری از رأیدهندگان در طیفهای مختلف سیاسی، تورم و هزینههای زندگی را مهمترین عامل در رأی خود عنوان کردهاند؛ بهطوری که این رقم در مجموع به ۳۷ درصد میرسد. در مقابل، تنها ۲ درصد از شرکتکنندگان جنگ ایران را مهمترین مسئله انتخاباتی خود دانستهاند؛ موضوعی که احتمالا با شمار نسبتا پایین تلفات امریکاییها ارتباط دارد.
اما این بدان معنا نیست که جنگ تأثیری بر رأیدهندگان ندارد. مردم امریکا فشارهای اقتصادی را به تصمیمهای سیاست خارجی دولت ترامپ مرتبط میدانند. طبق نظرسنجی اخیر مؤسسه امور جهانی، ۸۱ درصد امریکاییها گفتهاند که جنگ ایران هزینههای زندگی را افزایش داده است. در نظرسنجی شورای امور جهانی شیکاگو، این رقم حتی بالاتر و برابر با ۸۶ درصد بوده است.
جنگهای تجاری نیز به این وضعیت افزودهاند. بر اساس نظرسنجی شورای امور جهانی شیکاگو، ۸۱ درصد پاسخدهندگان گفتهاند تعرفهها تأثیر منفی بر هزینههای زندگی داشتهاند. بنابراین، جای تعجب نیست که طبق نظرسنجی مؤسسه کاتو، ۷۵ درصد امریکاییها گفتهاند تعرفهها در رأی آنان در انتخابات میاندورهای اهمیت خواهند داشت.
نکته مهم آن است که نمیتوان این یافتهها را صرفا ناشی از گرایشهای حزبی دانست. حمایت از سیاستهای ترامپ در طیف گستردهای از موضوعات، بهمراتب پایینتر از میزان کلی تأیید عملکرد او قرار دارد؛ رقمی که همچنان در حدود ۳۷ درصد و نزدیک به یکی از پایینترین سطوح تاریخی خود در نوسان است. این وضعیت نشان میدهد که بسیاری از رأیدهندگان صرفا از روی عادت با هر اقدامی که رئیسجمهور انجام میدهد مخالفت نمیکنند، بلکه شمار زیادی از امریکاییها، از جمله برخی از حامیان او، با انتخابهای سیاستیاش موافق نیستند.
نگرانی درباره توانایی تأمین هزینههای زندگی همچنان بر انتخابات سایه خواهد انداخت. با این حال، شمار زیادی از امریکاییها، تصمیمهای سیاست خارجی دولت را عامل وضعیت دشوار مالی خانوارهای خود میدانند؛ موضوعی که خبر خوبی برای جمهوریخواهان نیست.
از رهبر قدرتمند تا رئیسجمهور بیملاحظه
استثنای دوم زمانی رخ میدهد که اشتباهات مهم در سیاست خارجی، تصویر رئیسجمهور مستقر را مخدوش کند و رأیدهندگان را به بازنگری در ارزیابی خود از او وادارد.
برای نمونه، نحوه مدیریت خروج نیروهای امریکایی از افغانستان در سال ۲۰۲۱ از سوی دولت جو بایدن، بهشدت به برداشت عمومی از او آسیب زد. میزان تأیید عملکرد بایدن تقریبا یکشبه کاهش یافت و دیگر به سطح پیشین بازنگشت.
ترامپ در انتخابات سال ۲۰۲۴ توانست از این موضوع به سود خود بهرهبرداری کند. او خود را رهبر قدرتمندی معرفی کرد که در برابر دشمنان امریکا میایستد و در عین حال، به برقراری صلح متعهد است.
اما اکنون اعتبار ترامپ هم از ناتوانی او در حل چالشهای سیاست خارجی بهارثرسیده از دولتهای پیشین آسیب دیده و هم از کنار گذاشتن وعدهاش برای دور نگه داشتن امریکا از درگیریهای پرهزینه در خارج از کشور.
در نظرسنجی مشترک شبکه سیانان و مؤسسه اساسآراس، تنها ۲۹ درصد از بزرگسالان امریکایی از نحوه مدیریت سیاست خارجی ترامپ ابراز رضایت کردهاند؛ این رقم اندکی پس از بازگشت او به کاخ سفید ۴۲ درصد بود. همچنین تنها یکچهارم پاسخدهندگان معتقد بودند که ترامپ راهبرد روشنی برای مدیریت روابط با تهران دارد؛ در حالی که این میزان بلافاصله پس از آغاز جنگ، ۴۰ درصد بود.
این تحولات ظاهرا بر برداشت کلی مردم از رهبری ترامپ نیز تأثیر گذاشته است. در نظرسنجی مؤسسه یوگاو که در آغاز جنگ انجام شد، ۵۶ درصد پاسخدهندگان گفتهاند واژه «بیملاحظه» به میزان زیادی درباره ترامپ صدق میکند؛ رقمی که نسبت به یک سال قبل پنج واحد درصد افزایش یافته است. در مقابل، سهم کسانی که او را رهبر قدرتمند توصیف کردهاند، چهار واحد درصد کاهش یافته است.
سیاست خارجی تا چه اندازه بر نتایج انتخابات اثر میگذارد و ترامپ چگونه واکنش نشان خواهد داد؟
جمهوریخواهان از پیش نیز با احتمال عملکرد ضعیف در انتخابات روبهرو بودند. انتخابات میاندورهای بهطور سنتی همهپرسیای درباره عملکرد رئیسجمهور مستقر تلقی میشود و با توجه به قرار داشتن میزان تأیید عملکرد ترامپ در نزدیکی پایینترین سطوح تاریخی، شرایط به سود او نیست.
اگرچه سیاست خارجی ممکن است در هیچ رقابت انتخاباتی به مسئله اصلی تبدیل نشود، احتمال دارد در رقابتهای نزدیک نقش تعیینکنندهای در حاشیه ایفا کند؛ نقشی که در انتخابات فشرده میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.
در برخی ایالتهای رقابتی، نامزدهای جمهوریخواه در حال فاصله گرفتن از سیاستهای رئیسجمهور هستند. در ایالت میشیگان، مایک راجرز، نامزد جمهوریخواه مجلس سنا، گفته است که جنگ باید پایان یابد و این اتفاق باید هرچه سریعتر رخ دهد تا خانوادههای امریکایی از فشارهای اقتصادی رهایی یابند. در ایالت آیووا نیز اشلی هینسون، نامزد جمهوریخواه سنا، گفته است مردم این ایالت نباید هزینه جنگ ایران را در جایگاه سوخت یا هنگام پرداخت هزینه خریدهای روزانه بپردازند.
توافق ترامپ با روسیه درباره گازوئیل نشان میدهد که او نسبت به خطرات انتخاباتی ناشی از افزایش قیمت بنزین حساس است. با این حال، انتخاب مسیر توافق با ولادیمیر پوتین، بهجای اقداماتی مانند ممنوعیت صادرات گازوئیل امریکا، ضعف دیگری در سیاست خارجی ترامپ را برجسته کرده است: ناتوانی او در پایان دادن به جنگ اوکراین.
اما آیا شکست انتخاباتی موجب خویشتنداری بیشتر در سیاست خارجی خواهد شد؟ شاید مهمترین پرسش نه میزان تأثیر سیاست خارجی بر نتیجه انتخابات، بلکه نحوه واکنش رئیسجمهور به این نتیجه باشد.
تاریخ در این زمینه هشداری جدی ارائه میدهد. جورج دبلیو بوش پس از شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای سال ۲۰۰۶، مسیر خود را تغییر نداد؛ بلکه با تشدید جنگی نامحبوب در خاورمیانه، برخلاف پیامی که رأیدهندگان داده بودند، عمل کرد.
دونالد ترامپ اخیرا وعده داده است که پیش از انتخابات میاندورهای به ایران حمله نکند؛ این در حالی است که او پیشتر از تمایل خود برای کمک به حزبش در انتخابات سخن گفته بود. هنوز مشخص نیست که آیا او نیز پس از شمارش آرا، با تشدید چشمگیر جنگ تلاش خواهد کرد آن را به پایان برساند یا خیر.
با این حال، او نخستین رئیسجمهوری نخواهد بود که پس از رهایی از محدودیتهای انتخاباتی، بر سیاستی نامحبوب پافشاری میکند. از این رو، دوره موسوم به رئیسجمهور در پایان دوره در سالهای پایانی ریاستجمهوری ترامپ ممکن است حتی اختلالات بیشتری در عرصه بینالمللی ایجاد کند.



