بازگشت امریکا به منطقه از دروازه ریاض؛ سفر بنسلمان به واشنگتن چه نتایجی داشت؟
سفر محمد بنسلمان به واشنگتن معادله جدیدی را تثبیت کرد؛ این که عربستان دیگر صرفا دریافت کننده تضمینها نیست بلکه تبدیل به شریک امریکا در شکل دادن به رویکرد امنیتی گستردهتری برای منطقه شده است.

میدل ایست نیوز: سفر ولیعهد عربستان به واشنگتن را میتوان گامی مهم در مسیری دانست که در آن نقش عربستان در آینده منطقه بازتعریف میشود و مرزهای نقش آفرینی امریکا در خاورمیانهای که دیگر شبیه دوران قبل از جنگ غزه و تضعیف «محور مقاومت» نیست، مشخص خواهد شد.
طبق تحلیل الشرق الاوسط، سفر محمد بنسلمان ولیعهد عربستان به واشنگتن در مقطعی انجام شد که منطقه یکی از پرتلاطمترین دورههای خود را تجربه میکند. جنگ غزه، توازن قدرت در منطقه را بازترسیم کرده و نفوذ ایران پس از ضربات پیدرپی که ساختار نظامی و سیاسی آن را هدف قرار داد، رو به افول گذاشته است و سوریه با روی کار آمدن احمد الشرع وارد مرحلهای تازه شده و لبنان شاهد فروپاشی معادلاتی است که دههها بر آن حاکم بود.
از سوی دیگر، امریکا پس از بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، بار دیگر حضوری مستقیم در پروندههای خاورمیانه پیدا کرده که با رویکرد پر از تردید و عقبنشینی این کشور در سالهای قبل کاملا متفاوت است.
منقضی شدن معادله «نفت در برابر امنیت»
در چنین فضایی، سفر بنسلمان به واشنگتن رابطه عربستان و امریکایی را از چارچوب سنتی «نفت در برابر امنیت» فراتر برده و آن را به سمت تفاهمات عمیقی در سه حوزه امنیت، اقتصاد و ثبات منطقهای سوق داده است که نقشه نفوذ در خاورمیانه را دوباره ترسیم میکند.
عربستان امروز با اعتماد بهنفس بیشتری حرکت میکند و به عنوان بازیگری محوری در معماری توازنات جدید منطقه مطرح است. این توازنات بر پایه چشمانداز سیاسی و اقتصادی تازهای بنا شده که هدف آن حفاظت از سیر تحول داخلی و ایجاد محیطی پایدار برای سرمایهگذاریهای منطقهای است.
در مقابل، واشنگتن نیز به شریکی نیاز دارد که بتواند تحولات از غزه تا دمشق، بیروت، بغداد و صنعا را مدیریت کند.
با توجه به این شرایط، روابط ریاض و واشنگتن در برابر این آزمون قرار دارد که آیا دوطرف میتوانند معادلهای نو برای امنیت و ثبات بسازند؟ معادلهای فراتر از الگوهای سنتیِ اتحاد و متناسب با واقعیتهای منطقهای که در آن محورهای سابق در حال ضعیف شدن و ترتیبات امنیتی تازه در حال شکل گرفتن است.
همگرایی سیاسی در سایه نیاز متقابل
سفر ولیعهد عربستان به امریکا، میزان همگرایی سیاسی دو طرف و حتی فراتر از آن، حجم نیاز متقابل را نشان داد. تصمیم امریکا برای اعطای عنوان «همپیمان اصلیِ غیرعضو ناتو» به عربستان، نشانه اتخاذ تصمیمی راهبردی برای تثبیت دوباره جایگاه ریاض در ساختار امنیتی امریکا است.
افزون بر این، موافقت واشنگتن با همکاری در زمینه انرژی هستهای غیرنظامی، نقطه عطفی مهم در روابط دو کشور محسوب میشود. مهمتر از همه، موافقت با فروش جنگندههای F-35 به عربستان است که صرفا یک تحول نظامی نیست، بلکه نشانه آن است که واشنگتن تصمیم گرفته است گسترش قدرت عربستان در منطقه را پشتیبانی کند تا به برقراری ثبات کمک کند و نفوذ نیروهای رقیب، که توانشان تحلیل رفته است، مهار شود.
در حوزه اقتصادی نیز میزان سرمایهگذاریهای مورد انتظار عربستان در امریکا به حدود یک تریلیون دلار میرسد. این همکاری گسترده شامل هوش مصنوعی، فناوریهای پیشرفته و انرژی پاک میشود. این تغییر، انتقال روابط به سطحی پیچیدهتر و پیشرفتهتر از الگوی قدیمی را نشان میدهد.

با وجود آن که درباره پروندههای غزه، سوریه و سودان جزئیات نهایی اعلام نشد، اما ادبیات مشترک دو طرف حاکی از نزدیک شدن مواضع آنها در راستای حمایت از مرحله انتقالی در غزه، همکاری عمیقتر در بازگرداندن سوریه به آغوش کشورهای عربی، و تلاش برای توقف فوری و کامل جنگ در سودان است. غایب بزرگ در این میان، لبنان بود.
نقش عربستان صرفا پر کردن خلأ ناشی از کاهش نفوذ ایران نیست بلکه فراتر از آن، پر کردن خلأ راهبردی ناشی از نبود یک برنامه سیاسی روشن در خود اسرائیل است؛ به ویژه پس از جنگ غزه که ضعف ساختاری تلآویو در تعیین مسیر «روز پس از جنگ» را آشکار کرد.
در فضای جدید، ریاض به عنوان قدرتی منطقهای مطرح میشود که تصویری سیاسی برای مسائلی مثل آینده فلسطین ارائه میدهد که اسرائیل از تدوین آنها ناتوان بود. از این رو میتوان این سفر را هماهنگ با مجموعه تغییرات پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و دو جنگ غزه و لبنان دانست.
بازتعریف نقش عربستان در آینده منطقه
در نهایت، این سفر معادله جدیدی را تثبیت کرد؛ این که عربستان دیگر صرفا دریافت کننده تضمینها نیست بلکه تبدیل به شریک امریکا در شکل دادن به رویکرد امنیتی گستردهتری برای منطقه شده است. همچنین امریکا دیگر بازیگر بیرقیب میدان نیست؛ بلکه قدرتی است که تلاش میکند از طریق شراکتهای گزینشی، با محوریت ریاض، توازن جدیدی ایجاد کند.
به بیان دیگر، روابط دو کشور اکنون بر پایه محاسباتی شکل میگیرد که فراتر از لحظه کنونی است و به تحولات عمیقی وابسته است که ساختار منطقه را دوباره مهندسی میکنند. از این زاویه، سفر ولیعهد عربستان را میتوان گامی مهم در مسیری گستردهتر دانست که در آن نقش عربستان در آینده منطقه بازتعریف میشود و مرزهای نقش آفرینی امریکا در خاورمیانهای که دیگر شبیه دوران قبل از جنگ غزه و تضعیف «محور مقاومت» نیست، مشخص خواهد شد.
آنچه آینده مشخص خواهد کرد این است که آیا این شراکت جدید به اهرمی برای برقراری ثبات پایدار تبدیل میشود یا تنها چارچوبی انعطافپذیر باقی خواهد ماند که با روشنتر شدن خطوط خاورمیانه جدید، تفاهمات گام به گام بر آن بنا شود.
پرسش پایانی این است که آیا اسرائیل با واقعیتهای جدید کنار میآید و از مانع تراشی دست برمیدارد؟ پاسخ این پرسش در واشنگتن است؛ جایی که سرمایهگذاری سنگینی برای ثبات منطقه انجام داده و اکنون برای نخستینبار فرصت واقعی تحقق صلح را پیش رو دارد که از دست رفتن آن، زیان بزرگی خواهد بود.

