نظریه پرداز مشهور امریکایی؛تنگه هرمز در کنترل ایران و پایان امنیت امریکایی/ واشنگتن به یک بار اضافی برای متحدان تبدیل شد
نظریهپرداز برجسته امریکایی روابط بینالملل تاکید کرد: جنگ اخیر امریکا علیه ایران به تحریک بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی صورت گرفت و نتیجه آن یک شکست راهبردی برای واشنگتن بود.

میدل ایست نیوز: جان مرشایمر، نظریهپرداز برجسته روابط بینالملل، در تحلیلی از پیامدهای درگیری نظامی اخیر، ایران را پیروز قطعی نبرد با امریکا خواند و این جنگ را پس از تجربیات تلخ افغانستان و عراق، سومین فاجعه بزرگ تاریخ معاصر امریکا توصیف کرد و هشدار داد: شکست در این جنگ نه تنها جایگاه منطقهای امریکا را دچار فروپاشی کرد بلکه واشنگتن را به یک بار اضافی برای متحدان اروپایی و شورای همکاری تبدیل کرد.
به گزارش العربی الجدید، مرشایمر در پاسخ به این پرسش که آیا معتقدید امریکا و ایران به توافق خواهند رسید، تصریح کرد: من فکر میکنم دولت دونالد ترامپ متوجه شده است که در این جنگ روی مهره بازنده شرطبندی کرده و خودِ رئیسجمهور امریکا نیز تمایل زیادی به پایان دادن و متوقف کردن این نبرد دارد.
ایران پیروز میدان بوده است
وی گفت: پیشبینی اینکه اگر توافقی حاصل شود، چه شکلی خواهد بود، دشوار است؛ اما در هر صورت، کاملاً روشن است که ایران پیروز این جنگ بوده و هرگونه سازش نهایی، منعکسکننده این واقعیت خواهد بود که طرف پیروز در این درگیری ایران و نه ایالات متحده امریکا است.
مرشایمر در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه آیا این جنگ بر رابطه میان اسرائیل و امریکا تأثیر میگذارد، اظهارداشت: من معتقدم این جنگ تأثیری منفی بر جای خواهد گذاشت. بخش بزرگی از علت آن است که مردم در ایالات متحده متوجه خواهند شد که کشورشان بازنده این جنگ بوده و این نبرد برای آنها یک فاجعه تمامعیار بوده است.
فریب بزرگ نتانیاهو و کشاندن واشنگتن به ورطه جنگ
آنها با توجه به شواهد روشن، درک خواهند کرد که این اسرائیل بود که ما را به این جنگ کشاند و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نقش کلیدی در متقاعد کردن رئیس جمهور ترامپ ایفا کرد و به او این باور را القا کرد که میتوانیم به یک پیروزی سریع و قاطع دست یابیم.
رئیسجمهور ترامپ این جنگ را به خاطر اسرائیل پیش برد و این موضوعی است که مردم بهخوبی آن را میفهمند. بنابراین، وقتی شما به خاطر منافع اسرائیل وارد جنگی میشوید که در نهایت به فاجعه ختم میشود، اکثر امریکاییها خواهند گفت: اسرائیل بابت این فاجعه سزاوار سرزنشهای بسیاری است و نتیجه این اتفاق چیزی جز آسیب دیدن روابط امریکا و اسرائیل نخواهد بود.
این دانشمند علوم سیاسی به تغییر در فضای نخبگانی و عمومی امریکا اشاره کرد و گفت: هر چند لابی صهیونیست همچنان نفوذ فوقالعادهای بر سیاستمداران هر دو حزب دارد، اما در سطح گفتمان عمومی و حمایت مردمی، شاهد فروکش کردن و کاهش بیسابقهای هستیم و حتی در میان جمهوریخواهان جوان و مسیحیان انجیلی، حمایت از اسرائیل به پایینترین سطح خود رسیده است.
جنگ با ایران یک فاجعه راهبردی دیگر برای امریکا
وی در پاسخ به این سوال که آیا معتقدید که این جنگ، آخرین نبرد امریکا در خاورمیانه خواهد بود، تاکید کرد: من هرگز تا این حد پیش نمیروم؛ فکر نمیکنم هیچکس بتواند با قطعیت بگوید که این آخرین جنگ در هر کجای جهان است. اما گمان من این است که پس از این جنگ، امریکا برای ورود به نبردی دیگر در خاورمیانه بهشدت دچار تردید و واهمه خواهد شد.
ما جنگهای متعددی را در منطقه خاورمیانه بزرگ پشت سر گذاشتهایم که جنگهای افغانستان و عراق بارزترین نمونههای آن هستند و هر دو با تمام معیارها، فاجعهبار بودند. اکنون نیز ایران به سومین فاجعه بزرگ تبدیل شده است و به همین دلیل بر این باورم که ما در شروع هر جنگ دیگری، به شکل قابلتوجهی محتاط و مردد خواهیم بود.
مرشایمر در ادامه در جواب این پرسش که ترامپ گفته است همانند مورد ونزوئلا، سهمی از نفت ایران را میخواهد و این رویکرد ترامپ چگونه قوانین و نظم بینالمللی را تغییر میدهد؟ تاکید کرد: من اعتقادی ندارم که رئیس جمهور ترامپ به خاطر نفت وارد جنگ علیه ایران شده باشد؛ به نظر من این مسئله اصلاً ارتباطی به نفت نداشت. او اکنون این حرفها را میزند، اما اینها فقط ادعاهای توخالی است که پس از به بار آمدن نتایج مطرح میشود. این جنگ برای نفت نیست، بلکه با هدف «تغییر رژیم» در ایران به راه افتاد.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، او را متقاعد کرده بود که ما میتوانیم به یک پیروزی سریع و قاطع در ایران دست یابیم و نظام را سرنگون کنیم و این کار به نفع امریکا و اسرائیل خواهد بود. البته که نتانیاهو اشتباه میکرد و ترامپ هم احمق بود که به حرف او گوش داد.
این یک جنگ به خاطر اسرائیل است. بسیار حیاتی است درک کنیم که ایران اصلاً تهدیدی برای ایالات متحده نبود و هیچ دلیلی وجود نداشت که واشنگتن وارد این نبرد شود. ایران نه امریکا را تهدید کرده بود و نه به آن حمله ای صورت داده بود بلکه این امریکا و اسرائیل بودند که به ایران حمله کردند. دلیلی که ما را به این سمت کشاند، صرفاً امنیت اسرائیل بود چرا که نتانیاهو از دیرباز نسبت به آنچه «تهدید ایران» مینامد وسواس داشت و میخواست امریکا را در جنگ علیه ایران با اسرائیل همراه کند. او در ۲۸ فوریه گذشته به خواستهاش رسید و همین موضوع منجر به یک فاجعه شد.
امریکا به یک «بار اضافی» برای متحدانش تبدیل شده است
این نظریه پرداز امریکایی در پاسخ به این سوال که این جنگ تا چه اندازه بر روابط ایالات متحده با اسرائیل و همچنین رابطه آمریکا با ناتو تأثیر خواهد گذاشت؟ عنوان کرد: به نظرم کاملاً روشن است که این جنگ پیامدهای منفی بر رابطه ایالات متحده با پیمان ناتو خواهد داشت. حتی پیش از ۲۸ فوریه گذشته نیز مشخص بود که روابط امریکا و اروپا به دلیل اختلافنظرها پیرامون جنگ اوکراین و همچنین تهدید ترامپ مبنی بر تصرف گرینلند از دانمارک، در وضعیت بسیار بدی قرار دارد. بنابراین، روابط حتی پیش از جنگ هم تیره بود و اکنون با وقوع این جنگ، روابط میان اروپا و ایالات متحده بیش از پیش رو به وخامت گذاشته است. در واقع، امریکا نشان داده است که برای اکثر متحدانش به یک «بار اضافی» تبدیل شده است.
اما در مورد روابط امریکا و اسرائیل، تردیدی نیست که این جنگ تأثیری منفی بر روابط دو طرف خواهد داشت. هر چه باشد، ترامپ تقریباً سه سال دیگر در قدرت است و قطعاً از دست اسرائیلیها، بهویژه نتانیاهو، خشمگین خواهد بود چرا که او را به سمت این جنگ فاجعهبار سوق دادند.
پرواضح است که اسرائیلیها نقش اصلی را در متقاعد کردن ترامپ برای ورود به جنگ و القای توانایی دستیابی به یک پیروزی سریع و قاطع ایفا کردند. وقتی این اتفاق نیفتاد، ما خود را در میان یک مشکل بزرگ یافتیم. این مسئله بیشک، دستکم برای مدتی، منجر به تیره شدن روابط میان امریکا و اسرائیل خواهد شد؛ در این موضوع تردیدی نیست.
مرشایمر در پاسخ به این پرسش که تکیه رئیسجمهور ترامپ بر اصل «قدرت» در تعامل با کشورهای جهان، چه تأثیری بر آینده ایالات متحده خواهد داشت، تاکید کرد: این جنگ پیامدهای منفی سنگینی برای دوران ریاستجمهوری ترامپ خواهد داشت؛ چرا که یک شکست بزرگ در سیاست خارجی محسوب میشود و عواقب اقتصادی و سیاسی شدیدی برای امریکا به همراه دارد و از این رو، قطعاً آسیب بزرگی به اعتبار ریاستجمهوری او وارد خواهد کرد.
در مورد روابط امریکا با سایر نقاط جهان، از جمله متحدان در شرق آسیا، اروپا و کشورهای حوزه خلیج ، این اتفاق آثار منفی خطرناکی خواهد داشت. حال پرسش این است که در این مرحله، چه کسی میتواند با اطمینان به ایالات متحده تکیه کند؟ با توجه به آنچه در یک ماه و نیم گذشته در جنگ علیه ایران رخ داد، چه کسی میخواهد زیر چتر امنیتی امریکا برود؟
تنگه هرمز در کنترل ایران و پایان امنیت امریکایی
امریکا ثابت کرد اکنون برای اکثر متحدانش به یک بار سنگین تبدیل شده است. کافی است شما فقط به کشورهای حوزه خلیج از زاویه دید خودشان نگاه کنید. آنها فکر میکردند ایالات متحده امنیتشان را تأمین میکند و اتحاد نظامی با امریکا بسیار حیاتی است. اما در مقابل، آنچه رخ داد این بود که امریکا جنگی را آغاز کرد که منجر شد ایران به این کشورها حمله و خسارات سنگینی به آنها وارد کند. علاوه بر این، جنگ باعث شد ایران کنترل تنگه هرمز را به دست بگیرد و جریان نفت را از خلیج ببندد؛ اقدامی که مستقیماً به منافع کشورهای عضو شورای همکاری آسیب میزند و در نتیجه از منظر آن ها، متحد امریکا بودن اکنون به وضوح یک امتیاز منفی به شمار میرود.



