تنش نظامی در تنگه هرمز و افزایش خطر جنگ فراگیر/ تفاهمنامه تهران و واشنگتن در آستانه فروپاشی کامل
درگیری نظامی مستقیم میان ایران و امریکا در تنگه هرمز، یادداشت تفاهم میان دو کشور را در آستانه فروپاشی قرار داده در حالی که این سازوکار با لغو معافیتهای نفتی تهران از سوی ایالات متحده و حملات متقابل سپاه پاسداران به پایگاههای امریکا در منطقه، اکنون جای خود را به ریسک بالای وقوع یک جنگ منطقهای تمامعیار بر سر حاکمیت این آبراه استراتژیک داده است.

میدل ایست نیوز: درگیری نظامی مستقیم بین ایران و امریکا در تنگه هرمز به سرعت در حال نابود کردن دستاوردهای تفاهمنامه میان واشنگتن و تهران است و دو قدرت با به خطر انداختن تعهدات تفاهمنامه بر سر پروتکلهای ترانزیت دریایی، با ریسک ورود فوری به یک جنگ منطقهای تمامعیار مواجهند.
به گزارش «Responsible Statecraft» به نقل از میرو، برای چندمین بار پس از امضای یادداشت تفاهم (MOU) میان امریکا و ایران، واشنگتن و تهران بار دیگر وارد رویارویی نظامی مستقیم شدهاند. ایالات متحده پس از شلیک نیروهای ایرانی به چندین کشتی در حال عبور از تنگه هرمز بدون هماهنگی قبلی با تهران، چندین هدف را در ایران با تسلیحات دقیق مورد حمله قرار داد.
گزارشها حاکی از آن است که ابعاد حملات امریکا بسیار فراتر از تبادل آتش قبلی میان دو کشور بوده است و این امر نشان میدهد واشنگتن صرفاً به دنبال تلافی نبوده، بلکه قصد احیای بازدارندگی خود را داشته است.
ایالات متحده همچنین تحریمها علیه فروش نفت ایران را مجدداً اعمال کرد و یکی از امتیازات محوری تفاهمنامه را ملغی ساخت. در مقابل، سپاه پاسداران ایران اعلام کرده است به پایگاهها و مقرهای نظامی امریکا در سراسر منطقه، از جمله مقر ناوگان پنجم در بحرین و پایگاه هوایی علیالسالم در کویت (و همچنین پایگاه پرنس حسن اردن) حمله و تعدادی از اهداف را نابود کرده است.
در قلب این مناقشه، دو تفسیر کاملاً متفاوت از تفاهمنامه وجود دارد. تعبیر و قرائت تهران این است که اگرچه تنگه هرمز باید باز بماند، اما تمام ترددهای تجاری در طول دوره انتقالی ۶۰ روزه باید با ایران هماهنگ شود تا طرفین درباره یک سازوکار دریایی دائم مذاکره کنند.
در مقابل، واشنگتن «باز بودن» تنگه را به این معنا تفسیر میکند که کشتیها میتوانند بدون هماهنگی با ایران، از آبراههای کشتیرانی ایران یا عمان عبور کنند.

ضرورت جلوگیری از فروپاشی تفاهمنامه
برای تهران، این یک اختلاف فنی نیست، بلکه موضوعی استراتژیک است. مقامات ایرانی نگرانند که امریکا با رد هرگونه نیاز به هماهنگی، از این تفاهمنامه برای تضعیف کنترل ایران بر تنگه هرمز سوءاستفاده کند و در عمل یک کریدور جایگزین بسازد که حتی در صورت از سرگیری جنگ نیز باز بماند.
چنین ترتیبی ایران را از چیزی محروم میکند که بسیاری از استراتژیستهایش آن را مهمترین اهرم فشار خود در هرگونه درگیری آینده یعنی توانایی واقعی برای مختل کردن تردد دریایی در تنگه هرمز قلمداد می کنند. از دیدگاه تهران، کشتیرانی تجاری میتواند بدون از دست رفتن این نفوذ و اهرم از سر گرفته شود، اما تنها به این شرط که تمام جابجاییهای کشتیها همچنان با ایران هماهنگ شود تا اقتدار اسمی این کشور بر این آبراه تثبیت گردد.
واشنگتن در پاسخ استدلال میکند که متن تفاهمنامه به صراحت کشتیها را ملزم به کسب مجوز از ایران قبل از عبور از تنگه نمیکند. در عوض، این متن مسئولیت تضمین عبور امن کشتیهای تجاری را به ایران واگذار کرده است و این وجه تمایزی است که امریکا معتقد است به معنای اعطای کنترل عملیاتی بر کل تردد دریایی به تهران نیست.
این در حالی است که در بند ۵ تفاهمنامه آمده است: با امضای این تفاهمنامه، جمهوری اسلامی ایران با بهکارگیری بهترین تلاشهای خود، ترتیبات لازم را برای عبور امن کشتیهای تجاری، صرفاً به مدت ۶۰ روز و بدون دریافت هزینه، از منطقه خلیج به دریای عمان و بالعکس فراهم خواهد کرد.
تردد کشتیهای تجاری بلافاصله آغاز خواهد شد و با توجه به نیاز به رفع موانع فنی و نظامی و همچنین مینروبی توسط جمهوری اسلامی ایران، ظرف مدت ۳۰ روز مستقر خواهد شد.
مناقشه بر سر کشتیرانی در حال نابودی تفاهمنامه است
در پی دور قبلی درگیریها، دو طرف راهحل میانهای را بررسی کردند که بر اساس آن کشتیهای تجاری تردد خود را هم با ایران و هم با یکی از کشورهای تعیینشده شورای همکاری هماهنگ کنند.
تحت چنین سازوکاری، کشتیها ضمن اطلاعرسانی به تهران، به یک نهاد دریایی شورای همکاری نیز گزارش میدادند تا بین تقاضای ایران برای نظارت و تمایل واشنگتن برای خودداری از اعطای کنترل انحصاری به تهران، تعادل برقرار شود.
با این حال، به نظر میرسد این گفتوگوها پیش از آنکه برای مراسم تشییع پیکر آیتالله علی خامنهای متوقف شود، هرگز نهایی نشده بود.
در طول آن وقفه، چندین کشتی تجاری در حالی که فرستندههای سیستم شناسایی خودکار (AIS) خود را خاموش کرده بودند، تلاش کردند بدون اطلاع تهران از کریدور کشتیرانی جنوبی عبور کنند. ایران این سفرها را چالشی مستقیم برای تفسیر خود از تفاهمنامه قلمداد کرد و با ابزار نظامی به آن پاسخ داد.
هر دو طرف به وضوح در حال آزمایش خطوط قرمز یکدیگر هستند. اگر این مناقشه صرفاً بر سر تضمین عبور امن کشتیهای تجاری بود، کشتیها میتوانستند به سادگی از مسیر کشتیرانی ایران عبور کنند ضمن آنکه تهران مانع استفاده کشتیها از کریدور شمالی نشده است. در عوض، اصرار بر استفاده از کریدور جنوبی بدون اطلاع ایران، با هدف به چالش کشیدن ادعای تهران مبنی بر اعمال حاکمیت بر تنگه انجام میشود، ادعایی که ایالات متحده و بیشتر کشورهای حاشیه خلیج مدتهاست آن را رد کردهاند.
فراتر از بحث عوارض ترانزیت یا هزینههای اداری، هیچ کشوری در منطقه مایل نیست کنترل ایران بر یکی از استراتژیکترین آبراههای جهان را مشروعیت ببخشد. بنابراین، مواجهه فعلی کمتر به دریانوردی ارتباط دارد و بیشتر بر سر حاکمیت و اهرمها و نفوذ استراتژیک است.

نابودی تفاهمنامه اعتماد را از بین میبرد
راهحل میانهای که پیش از تعلیق گفتوگوها مطرح شد، راه خروج منطقی را نشان میدهد. ملزم کردن کشتیها به اطلاعرسانی هم به ایران و هم به یک نهاد دریایی تعیینشده در شورای همکاری، بدون پیشداوری درباره نتیجه نهایی، اختلاف بر سر حاکمیت را به تعویق میاندازد و اجازه میدهد تا زمان پیشرفت مذاکرات برای یک توافق دائم، ترافیک تجاری ادامه یابد.
قربانی کردن کل تفاهمنامه – که می تواند به ایجاد یک چارچوب منطقهای بسیار مهمتر منجر شود- صرفاً بر سر این سؤال که چه کسی به طور اسمی تنگه را در چند هفته آینده مدیریت میکند، یک اشتباه پرهزینه و غیرضروری خواهد بود.
اکنون سوال این است که آیا پس از تبادل آتش چندین باره، هنوز امکان احیای این سازوکار اطلاعرسانی دوجانبه وجود دارد یا اینکه این تشدید تنش اخیر، پنجره دیپلماسی را به طور کامل خواهد بست و ساعات آینده احتمالاً پاسخ این سوال را روشن خواهد کرد.
واشنگتن با پاسخ همزمان از طریق نیروی نظامی و اعمال مجدد تحریمها بر صادرات نفت ایران، به نظر میرسد قصد دارد تفوق و برتری در تشدید تنش را تثبیت کند؛ یعنی نه تنها مانع اقدامات بعدی ایران شود، بلکه آمادگی خود را برای افزایش هزینهها به شکلی بسیار شدیدتر از تهران نشان دهد.
تفاوت این رویداد با اولین رویارویی پس از تفاهمنامه در تنگه هرمز چشمگیر است. این بار، پاسخ ایالات متحده به مراتب شدیدتر بوده است، که نشان میدهد واشنگتن به دنبال بازتعریف معادله بازدارندگی پیش از امکان از سرگیری مذاکرات است.
همین حالا مانع فروپاشی تفاهمنامه شوید
با این حال، تصمیمی که واشنگتن برای لغو مجوز عمومی خرید نفت ایران گرفته است، خطری به همراه دارد. این مجوز قرار بود به عنوان یکی از مشوقهای اصلی تفاهمنامه عمل کند تا تهران را به توافق متعهد نگه دارد. اما ارزش یک مشوق تنها به میزان اعتبار و ثبات آن بستگی دارد.
حتی قبل از این تشدید تنش اخیر، ایران برای جذب خریداران جدید با مشکل مواجه بود. بسیاری از دولتها و شرکتها به دلیل ترس از فروپاشی مذاکرات و انقضای مجوز بدون تمدید آن، تمایلی به ورود به قراردادهای بلندمدت نداشتند و همین عدم قطعیت به تنهایی از ارزش تجاری این امتیاز کاسته بود.
از دیدگاه واشنگتن، نقض ادعایی تفاهمنامه توسط ایران جدی است و نیاز به پاسخ دارد. اما اگر اینطور به نظر برسد که ایالات متحده به راحتی این مجوز را صادر و لغو میکند، خریداران بالقوه ممکن است به این نتیجه برسند که دسترسی به نفت ایران از نظر سیاسی بیش از حد بیثبات است و ارزش ریسک کردن را ندارد.
این امر یکی از مهمترین اهرمهای فشار واشنگتن را تضعیف میکند. هرچه ارزش این مجوز در بازار کمتر شود، اهمیت آن پای میز مذاکره نیز کمتر خواهد شد و دست واشنگتن برای مطالبه امتیاز در ازای احیای مجدد آن بستهتر میشود.



