بنبست امریکا در خروج از جنگ با ایران و عدم توجه به تجربه اشغال افغانستان
ناکامی حملات هوایی امریکا در بازگشایی تنگه هرمز، واشنگتن را در نبرد با ایران وارد یک جنگ فرسایشی کرده و چالش قدیمی پایان دادن به درگیریها را با توجه به گذشت 5 سال از خروج آشفته امریکا از افغانستان، بار دیگر زنده کرده است.

میدل ایست نیوز: روزنامه نیویورکتایمز در گزارشی با اشاره به گذشت 5 سال از خروج آشفته امریکا از افغانستان تاکید کرد: تجربیات آن جنگ چالشهای واشنگتن در پایان دادن به درگیری با ایران را نمایان کرده است به طوری که امریکا با وعده یک نبرد سریع و محدود وارد رویارویی با ایران شد اما بستهشدن تنگه هرمز و ناکامی حملات هوایی، واشنگتن را با معضل جنگ فرسایشی و دشواری در پذیرش عقبنشینی روبهرو کرده است.
به گزارش النشره، این روزنامه امریکایی نوشت: 5 سال پس از خروج آشفته از افغانستان، جنگ امریکا با ایران بار دیگر پرسشی را مطرح میکند که واشنگتن بارها با آن مواجه شده است: چرا پایان دادن به جنگهای امریکا گاهی بسیار دشوارتر از آغاز آنهاست؟
نیویورک تایمز در مقالهای به قلم «گِرِگ جافی»، تصریح کرد: تجربه افغانستان که 5 سال پیش در میان آشفتگی و کشتهشدن سربازان امریکایی در انفجار فرودگاه کابل به پایان رسید، درسهای مهمی برای تصمیمگیران امریکایی در یافتن راهی برای خروج از جنگ با ایران دارد.
به گفته جافی، نگرانیهایی که باعث تردید 3 رئیسجمهور امریکا در پایان دادن به جنگ افغانستان شد، بعداً رخ نداد چرا که افغانستان پس از خروج نیروهای امریکایی به پناهگاهی برای تروریسم یا سکویی برای حمله به ایالات متحده تبدیل نشد.
نویسنده معتقد است واشنگتن در سال ۲۰۱۱ پس از کشته شدن اسامه بن لادن فرصت روشنی برای خروج داشت، اما ملاحظات سیاسی و نظامی مانع از آن شد.
مقاله نویس این روزنامه به نقل از «کارتر مالکاسیان»، مشاور فرماندهان امریکایی در افغانستان نوشت: بسیاری از مقامات اگر واقعیتهای امروز را میدانستند، قاطعانه تر از خروج زودهنگام دفاع میکردند.
نویسنده در ادامه با اشاره به طرز تفکر نهادهای نظامی امریکا و دشواری پذیرش عقب نشینی تاکید کرد: جنگ با ایران با وعدههایی کاملاً متفاوت از عراق و افغانستان آغاز شد به گونهای که پیت هگست، وزیر جنگ امریکا، وعده داده بود این نبرد سریع، قاطع و با اهداف مشخص باشد و به جنگی بیپایان تبدیل نشود اما روند رویدادها این تعهدات را با آزمونی سخت روبهرو کرد.
نویسنده خاطرنشان کرد: ایران با بستن تنگه هرمز به حملات امریکا پاسخ داد و مشخص شد اتکا به نیروی هوایی به تنهایی برای شکست تهران یا بازگشایی این مسیر تجاری کافی نیست. با ناکامی حملات هوایی، دولت امریکا به محاصره دریایی صادرات ایران و تشدید تحریمها روی آورد و لحن مسئولان از پیروزی سریع به نبردی چندماهه تغییر کرد.
نویسنده این مقاله، یکی از شباهتهای اصلی را بین ایران و افغانستان در این میداند که دشمن امریکا در هر دو مورد، نبرد را مسأله بقای خود میداند و همانگونه که طالبان بر فرسایش امریکایی ها شرط بندی کرد، ایران نیز آماده انجام رفتاری مشابه به نظر میرسد.
جافی نوشت: البته یک تفاوت اساسی وجود دارد و آن اینکه منافع امریکا در ایران به بقای یک نظام سیاسی مورد حمایت واشنگتن یا ملتسازی وابسته نیست و از این رو هزینه پایان جنگ میتواند کمتر از ورود به عملیات نظامی گسترده برای بازگشایی تنگه هرمز باشد.
با این حال، معضل اصلی فقط گزینههای نظامی نیست، بلکه دشواری اعتراف به عدم موفقیت پس از سرمایهگذاری سالها جنگ، پول و جان انسانهاست. پایان جنگ افغانستان نشان داد که واشنگتن تلاش کرد با بزرگداشت فداکاری سربازان، شکست را بازتعریف کند. جافی نتیجه میگیرد که درس اصلی افغانستان در مواجهه با ایران این است که تجلیل از سربازان نیازمند ادامه جنگ نیست و پذیرش محدودیتهای قدرت امریکا، واقعبینانهتر از تبدیل یک حمله محدود به یک منازعه و جنگ باز و بیپایان است.



