محاسبات اشتباه کُردها

به فضل مواضع قدرتمندی که تمامی طرف های منطقه ای و بین المللی و قبل از همه قدرت های فعال در بغداد به خصوص دولت و پارلمان و مرجعیت شیعی آیت الله سید علی سیستانی اتخاذ کردند، که همه آنها با همه پرسی جدایی کردستان از عراق مخالفت کردند، اسرائیل از بخت بدش نتوانست به اهداف سه گانه اش برسد. عراقی ها حتی با نتیجه همه پرسی مخالفت کردند و با هر گونه ارتباط دادن قدرت در اربیل با پایان دادن بحرانی که از این همه پرسی برآمده است نیز به مخالفت برخواستند.

به طور کلی می توانیم بگوییم که در سایه واکنش هایی که علیه همه پرسی و نتایج آن به وجود آمد، جدایی کردستان از میهن عراق تقریبا غیرممکن شده است، عراق، فدرالی دموکراتیک حقیقی خواهد ماند که حال و آینده آن را رهبری خواهد کرد و به ثبات خواهد رسید، بر خلاف آن چیزی که اسرائیل امید آن را داشت. اهداف سه گانه ای که اسرائیل با حمایت از همه پرسی و ایجاد کشور کردیِ دوست با آن در مثلث مرزی میان عراق و ایران و ترکیه امید آن را داشت از بین رفت، اسرائیل در حالی این امید را داشت که ایران با موفقیت توانست کشور همسایه اقلیمی اسرائیل در لبنان و سوریه شود. اتفاقی که سبب شد اهداف اسرائیل به تعویق بیفتد، اهدافی که فعلا در دالان سرنوشت نمی توان نوری را از آنها متصاعد دید. عراق موفق شده است از وقوع درگیری خونین عربی (شیعه و سنی) – کردی جلوگیری کند و این طرح احیای تجزیه عراق را نقش بر آب می کند و از ثبات و وحدت ملی آن حمایت می کند.

شکست اسرائیل فقط محدود به این نیست، اسرائیل بدون این که حسابش را کرده باشد، شوکه شده است، اسرائیل با اعلام عجولانه حمایتش از ایجاد کشور کردی در شمال عراق همه دستاوردهای مهمی که توانسته بود طی سال های اخیر به دست آورد را نقش بر آب کرد، بارتزرین آن «قطب بندی طایفه ای سنی – شیعی» بود که توانسته بود جایگزین جنگ استراتژیکی – تاریخی در خاورمیانه یعنی جنگ عربی – اسرائیلی کند، این جنگ سبب شده بود تا ایران به جای اسرائیل دشمن و خطر اصلی قلمداد شود، اسرائیل به این ترتیب توانسته بود کشورهای عربی سنی معتدل را وارد پیمانی با مشارکت خود کند و برای آن در اداره های صهیونیستی امریکا و طرف های عربی تبلیغ کند و آن را رویاروی آن چه «محور شیعی» به رهبری ایران می نامید، بگذارد.

اسرائیل در ارزیابی محاسباتش اشتباه کرد؛ در حماتیش از جدایی اقلیم کردستان از عراق به خصوص نسبت به ترکیه که نسبت به این مساله بسیار حساس است و آن را تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی خود می داند. در ترکیه ۲۰ میلیون کرد زندگی می کنند، که بیشتر از تمامی مردم کردی است که در ایران و عراق و سوریه زندگی می کنند، برای همین ایجاد کشوری کردی در عراق را تغذیه کننده جاه طلبی های کردهای خود می داند که ترجیح می دهند از ترکیه جدا شوند و کشور کردی مستقلی از ترکیه تشکیل دهند. برای همین همه ارکان قدرت در ترکیه تصمیم اقلیم کردستان به جدایی از عراق را محکوم کردند، و تلاش کردند آن را تحریم کنند و آن طور که رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه گفت به آن گرسنگی دهند، اما آن چه از این هم مهمتر است تشکیل پیمانی عمیق میان ترکیه و ایران است که گامی مهم برای شکست تلاش های جدایی طلبان کرد محسوب می شود. هر دو کشور بر این اعتقادند که این اتفاق می تواند هزینه های سنگینی را متوجه آنها کند.

سفر ژنرال محد باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران به آنکارا در اوت گذشته و دیدارش با رئیس جمهوری ترکیه، رجب طیب اردوغان و ژنرال خلوصی آکار، رئیس ستاد ارتش ترکیه آغازگر ایجاد نزدیکی ترکی – ایرانی است که می تواند تحولی در پیمان های استراتژیک میان دو کشور در سایه پرونده های مهم مورد توجه دو طرف، در راس آنها پرونده همه پرسی اقلیم کردستان، ایجاد کند، سفری که با سفر رئیس جمهوری ترکیه به همراه رئیس ستاد ارتشش به تهران اتحادی بی سابقه را رقم زد. اردوغان بر لزوم تشدید اقدامات علیه همه پرسی کردستان و طرح ریزی برای یک نشست سه جانبه ترکی – ایرانی – عراقی زیر نظر سازمان های امنیتی و وزارت امور خارجه سه کشور تاکید کرد. با وجود اختلاف نظری که میان ایران و ترکیه در مورد سوریه وجود دارد، اما ترکیه ترجیح می دهد وارد پیمان مهم دفاعی با ایران شود چرا که این پیمان را برای امنیت ملی ترکیه مهمتر از هر چیزی می داند. این بدان معناست که ترکیه از چارچوب پیمان سنی ای که اسرائیل امید تشکیل آن را داشت و برای آن طرح ریزی می کرد، خارج مانده است. نبود ترکیه در این پیمان که اسرائیل صفت «سنی» را برای آن در نظر گرفته بود، این پیمان را بی معنا می کند. الکس فیشمن، تحلیلگر نظامی مشهور اسرائیلی در روزنامه یدیعوت احرونوت در این باره می گوید: «به این ترتیب فرصت هایی که در برابر اسرائیل ایجاد شده بود از بین رفت، فرصتی که اجازه می داد اسرائیل شریکی در ائتلاف عربی سنی در برابر خطر گسترش ایران شود که از سوریه آغاز شده و بعدا کل خاورمیانه را در بر می گیرد و کاملا ما را محاصره خواهد کرد.»

شکست های اسرائیل فقط محدود به این مساله نیست، دلایل دیگری هم وجود دارد که کمتر از حمایت جدایی کردها از عراق نیست. در این جاست که در می یابیم روابط ترکیه و اسرائیل به هم خورده تا آن جا که رئیس جمهوری ترکیه تهدید به تعلیق همه روابط با اسرائیل کرده و اعلام کرده است: «اگر اسرائیل در حمایت از استقلال کردستان تجدید نظر نکند ترکیه هیچ اقدامی برای عادی سازی روابط انجام نخواهد داد.»

از نتایج دیگر این رفتار، ناکامی حیدر العبادی، نخست وزیر عراق برای ایجاد توازن در روابط بغداد با ایران و کشورهای عربی است، به گونه ای که در وضعیت فعلی عبادی نیاز بیشتری به حمایت ایران پیدا خواهد کرد، چرا که دولت او مخالف همه پرسی کردستان است، این به معنای بازگشت عراق به آغوش ایران است، و این سبب می شود تا ایران دوباره حرف اول و آخر را در امور عراق بزند. در عین حال خطر جدایی کردستان سبب می شود تا شیعیان توجه بیشتری به گروه های سنی عراقی نشان دهند، این مساله تقسیم بندی ملی را کاهش خواهد داد و جاه طلبی های اسرائیل برای تجزیه عراق را از بین خواهد برد.

منبع: الاهرام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا