سقوط آل سعود؟!

هيچ كس چنين فروپاشي اي را پيش بيني نمي كرد؛ دست كم نه درباره كل كشور. يك لحظه آنها به همراه ترامپ در جهان در اوج بودند، با شمشير بازي مي كردند و از مجازات مي گريختند؛ لحظه بعدي در صحنه بين المللي به كلي منفور شدند.

ميدل ايست نيوز: جاستین ریموندو در یادداشتی تحلیلی در نشریه آنتی وار می نویسد:

ریاض مجبور شد به دست داشتن در قتل جمال خاشقجي خبرنگار مخالف سعودي و ستون نويس واشنگتن پست اعتراف کند. اما به رغم اینکه این اعتراف را با هدف ساکت کردن جنجال بین المللی ایجاد شده و نجات محمد بن سلمان ولیعهد سعودی انجام داد، انگشت اتهام همچنان به سمت بن سلمان دراز است و حتی دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا که سعی می کرد از متهم کردن مستقیم خواندان سعودی بپرهیزد، در آخرین اظهارات خود در این زمینه گفت که اگر کسی در ریاض قدرت چنین کاری را داشته باشد، او محمد بن سلمان است. بسیاری هم در صحنه بین المللی و از میان سناتورهای آمریکایی، برکناری بن سلمان از ولیعهدی و حتی تحریم های گسترده علیه عربستان سعودی را خواستار شده اند.

مقامات عربستان در هفته اول تحولات مربوط به ناپدید شدن خاشقجی، هرگونه دست داشتن در این اتفاق را انكار مي كردند و «دشمنان پادشاهی» را مسئول شرايط پيش آمده مي دانند. امروزه اين دشمنان پادشاهي شمار زيادي از افراد را شامل مي شود؛ حتي واشنگتن هم سعي مي ‌كند از رياض فاصله بگيرد. همه در حال فرار هستند و چيزي نمانده تا ديگر كسي باقي نماند: هيچ كس چنين فروپاشي اي را پيش بيني نمي كرد؛ دست كم نه درباره كل كشور. يك لحظه آنها به همراه ترامپ در جهان در اوج بودند، با شمشير بازي مي كردند و از مجازات مي گريختند؛ لحظه بعدي در صحنه بين المللي به كلي منفور شدند.

ترامپ در زیر فشارهای داخلی و بین المللی تهدید کرد که اگر مشخص شود که حق با ترک هاست و سعودی ها خاشقجی را مورد بازجویی و شکنجه قرار داده و او را کشته اند، «عواقب شدیدی» در انتظار آنها خواهد بود. حتی برخی این احتمال را مطرح کردند که ترامپ ممکن است تا متوقف کردن معاملات فروش اسلحه هم پیش برود. (اگرچه ترامپ شخصا این مساله را رد کرد و آن را دیوانگی خواند و حتی پس از آنکه ترامپ بن سلمان را در قتل خاشقجی مقصر دانست، پنتاگون احتمال لغو توافقنامه های فروش اسلحه را رد کرد!) این احتمال که دولت ترامپ به کلی از حمایت از سعودی ها دست بکشد و نقش آنها به عنوان لنگر سیاست ایالات متحده در منطقه را نادیده بگیرد و در نهایت وسواس خود را در مواجهه با ایران تمام کند، مسائلی بوده اند که بر سیاست کلی ایالات متحده سایه انداخته اند.

جناح چپ مخالف ترامپ که توجهی به سیاست خارجی ندارند، از چندین ماه پیش از این مساله سخن می گویند که رئیس جمهوری در «مسیر جنگ» علیه تهران است. اکنون که سعودی ها مورد غضب عمومی قرار گرفته اند، لابی کنندگان اصلی البته به استثنای لابی اسرائیل به جای تحریک به جنگ این مساله را مطرح کرده اند که احتمال چنین اتفاقی به طور فزاینده کاهش می یابد.

اما یک مساله دیگر هم به طور فزاینده بعید به نظر می رسد و آن ادامه حمایت ایالات متحده از جنگ جنایتکارانه سعودی ها علیه حوثی ها در یمن است.

با افزایش خشم عمومی درباره آنچه احتمالا بر سر جمال خاشقجی آمده – تکه تکه کردن بدن او و بازگرداندن آن به عربستان – این ایده کلی که سعودی ها انسان های بدوی هستند که توان کنار آمدن با تمدن را ندارند، به سرعت رواج یافته است. بدین ترتیب، اسرائیل تنها متحدی است که برای آنها باقی مانده و این در حالی است که دو طرف مجبورند در انظار عمومی از یکدیگر فاصله بگیرند.

فروپاشی نفوذ سعودی در واشنگتن، برنامه های جنگی نو محافظه کاران در واشنگتن را که فکر می کردند فرصت تبدیل ترامپ به جورج دابلیو. بوش را دارند، نقش بر آب کرد. بدون اعمال فشارهای مداوم سعودی ها، مخالفان جنگ در دولت که هنوز علت پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری را به یاد دارند، احتمالا قدرت سیاسی لازم را برای ممانعت از جنگی دیگر در خاورمیانه خواهند داشت.

شاید حتی اصولگرایان ایرانی که گفته اند هرگز با ترامپ مذاکره نمی کنند، فرصت را غنیمت بشمرند و دریابند که زمان رها کردن دشمنی ها با آمریکا فرا رسیده است؛ اگرچه به دلایل سیاسی داخلی احتمالا مذاکرات علنی برای میانه روها امکان پذیر نباشد.

یکی از جنبه های بسیار نگران کننده نمایش سعودی این است که احتمالا از آخرین روزهای این نظام حکایت دارد. محمد بن سلمان، حاکم بی رحم 38 ساله که ده ها نفر از رقبایش را کشته و حتی نخست وزیر کشور همسایه، لبنان را ربوده است، در ابتدا آغازگر اصلاحات پنداشته می شد، اما اکنون بیشتر به نظر می رسد که نوید دهنده پایان سلطنت آل سعود است. این مساله این سوال را بر می انگیزد که پس از خاندان سلطنتی سعودی چه خواهد شد؟! احتمالا این سوال پاسخ چندان خوشایندی ندارد.

در جبهه شبه جزیره کره، ترامپ با این واقعیت در جنگ است که او حقیقتا هیچ قدرتی ندارد: دو کره به سرعت پیش می روند و سرعت آنها خیلی بیشتر از آمادگی ایالات متحده برای همگام شدن با آنهاست. با این حال، ترامپ یک سری تحولات ایجاد کرده که همانند بهمن، تنها به یک سمت می روند. ترامپ اصرار می کند که کره جنوبی باید از رهنمودهای او پیروی کند که این توهینی آشکار به رئیس جمهوری مون جائه این و مردمانش است. با این حال، مون جائه این نشسته و با آرامش به نظاره دست و پا زدن های ایالات متحده و ناتوانی آن در جلوگیری از حرکت دو کره به سمت لغو تحریم ها، می نگرد. آنها به اندازه ای سریع حرکت می کنند که امکان توقف یا حتی کاستن از سرعت آنها وجود ندارد.

مترجم: طلا تسليمي

صفحه ویژه جام جهانی قطر جام جهانی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا