نتیجه آخرین نبرد سردار

«سلیم الحسنی» تحلیلگر سیاسی عراقی معتقد است که فرستاده ویژه ترامپ در ائتلاف بین المللی ضد داعش موفق عمل کرده و توانسته است سیاست های این کشور در قبال دولت آتی عراق را به خوبی پیاده کند.

میدل ایست نیوز: با انتخاب «عادل عبدالمهدی» به عنوان نخست وزیر عراق به نظر می رسد سردار «قاسم سلیمانی» در برابر سرنوشت این جنگ سر تسلیم فرود آورده اما هنوز پرچم سفید را نیفراشته است. سلیمانی سلاح خود را در دست دارد در حالی که به خوبی می داند که تیری در ترکشش نیست. این بهترین انتخاب است. وی با نگاه تیز بین، زخم خود را از دید همه پنهان کرد تا پیش از آنکه دشمن آمریکایی متوجه خالی بودن اسلحه و زخم وی شود بتواند امتیازاتی را از این دشمن پیروز بگیرد.

«سلیم الحسنی» تحلیلگر سیاسی عراقی در یادداشتی که در نشریه المثقف و در صفحه فیسبوک خود منتشر کرده است، می نویسد که سلیمانی با انتخاب عبدالمهدی به عنوان نخست وزیر عراق موافقت کرد و این موافقت تحمیلی را با منافعی که می تواند در بحران در حال انفجار حکومتش با ایالات متحده و عربستان در یمن و لبنان، و در سطح حساس تر یعنی تحریم های ترامپ و توافق هسته ای، به نفع کشورش باشد معاوضه کرد.

این لحظه ها برای مردی مثل او سخت بود که از مهم ترین نبرد خود سرشکسته خارج شود، آن هم پس از یک دهه و نیم پیروزی های متوالی که توانسته بود در عراق به دست آورد و مدال افتخار را از دشمنان خود برباید. پس از چهار سال روزگار روی سخت خود را به سلیمانی نشان داده است؛ جایی که او خود با دست ناتوان به دشمنان خود حمله ور می شود حال آنکه آنان با دست پولادین خود معرکه را در دست گرفته اند.

سلیمانی با محاسبات به هم ریخته وارد نبرد سال 2018 میلادی شد. او نمی دانست که فرماندهان حشد الشعبی در عرصه سیاسی همانند عرصه جنگ نیستند. ژنرال اعتماد خود به فرماندهان حشد را از صحنه نبرد بر سر میزهای مذاکره کشاند. او صحبت هایی در خصوص منافع شخصی را می شنید اما آنها را به مثابه صحبت های فردی خیرخواه تلقی می کرد.

«هادی العامری» از یک سو با فریادهای مضطرب خود و از سوی دیگر «شیخ الکوثرانی» با نجواهای پنهان و پیوسته گوش سلیمانی را پر کرده بودند از این روی وی نتوانست صدای حقیقت را بشنود.

سلیمانی از یک سو در نظر داشت که «محمد رضا سیستانی» از وی دلخور نشود و از سوی دیگر به احزاب سیاسی و «برت مک‌گورک» فرستاده ویژه ترامپ در ائتلاف بین المللی ضد داعش توجه می کرد و بدین صورت اشتباهات خود را افزایش داد. این در حالی است که هر کدام از این طرف ها به دو چشم تیزبین و تمرکز حواس همه جانبه نیاز دارد، به ویژه مک‌گورک که به عنوان شانس آخر خود مأموریتش را پیش گرفت. مأموریتی که آینده سیاسی وی در خصوص مسائل عراق را مشخص می کرد.

ذهن سلیمانی به هم ریخت و همانند نبردهای پیشین یک دست نبود. لحظه های مهم و تعیین کننده ای از برابر وی عبور کردند بدون آنکه ژنرال آنها را در نظر بگیرد یا به آنها توجهی کند. «محمد رضا سیستانی» با مخفی کاری شدید در حال آماده کردن فضا بود تا عبدالمهدی را به قدرت برساند و در عین حال از توصیه های رهبر ایران آیت الله «سید علی خامنه ای» به سردار سلیمانی در خصوص عدم مخالفت با تصمیمات مرجع عالی عراق آیت الله «سید علی سیستانی» نیز استفاده می کرد. محمد رضا توانست از این فرصت به نحو احسن بهره ببرد.

شاید کسانی که عبدالمهدی را انتخاب کردند خود نیز نمی دانند که وی انتخاب فرستاده ویژه ترامپ است و این یک پوئن مثبت برای مک‌گورک محسوب می شود. وی با هوشیاری یکی از اصول و سیاست های قدیمی واشنگتن را پیش گرفت که می گوید: «بگذار دیگران آنچه تو می خواهی را انتخاب کنند.»

درست در همین لحظه بود که سلیمانی متوجه شد اسلحه اش خالی است؛ در حالی که سربازانی با کلاه های آمریکایی – که خودشان هم احساس امریکایی بودن نمی کردند – او را احاطه کرده بودند، سلیمانی احساس کرد که زخم برداشته، برای همین تصمیم گرفت با امریکایی ها مذاکره کند، برای همین با نخست وزیری عادل عبدالمهدی به عنوان یک برگه فشار موافقت کرد.

ما را در تلگرام دنبال کنید telegram

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا