روسیه و ایران: نفوذ اقتصادی در سوریه؛ برخورد با قدرت های منطقه ای و جهانی (بخش چهارم)

سوریه برای بازسازی نیاز به کمک دارد، اما بسیاری از اهداکنندگان سنتی بین المللی با دولت اسد رابطه خوبی ندارند. منافع اصلی مسکو لزوما با پروژه های بازسازی سوریه و اینکه چه کسی مسئولیت تامین بودجه آنها را بر عهده می گیرد در ارتباط نیست و بیشتر به مدیریت نتایج آنها مربوط می شود.

نویسنده: سنان حتاحت
میدل ایست نیوز: مساله بعدی که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است، نحوه برخورد ایران و روسیه با قدرت های منطقه ای و جهانی در رابطه با سوریه است. مسکو از درگیر کردن جامعه بین المللی در بازسازی سوریه سه هدف اصلی را دنبال می کند. اول، چنین اقدامی به معنای عادی سازی روابط با اسد خواهد بود. روسیه دریافته است که بازسازی سوریه و بازگشت پناهجویان سوری راهکارهایی قابل توجه برای ترغیب دیگر کشورها به همکاری در ابتکارعمل هایی است که در عمل به معنای همکاری با اسد تمام می شوند. دوم، بازسازی (توسط دیگر کشورها) همچنین ابزاری برای کاهش هزینه مداخله روسیه در سوریه به شمار می رود. روسیه می خواهد سرمایه گذاری خود را در سوریه محدود کند و به عملیات نظامی در این کشور پایان دهد، اما برای تحقق این هدف لازم است ابتدا سوریه به ثبات برسد. سوم، مدیریت بازیابی منطقه ای و بین المللی اسد، شیوه ای تاکتیکی برای به رسمیت شناختن نقش روسیه به عنوان واسطه در این کشور است. ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه همانند یک «برادر بزرگ تر» که قوانین تعامل را تنظیم می کند، سوریه را به سمت مرحله بعدی جنگ در این کشور پیش می برد و در ازای این نقش تسهیل کننده، انتظار دارد که همه بازیگران با او همکاری کنند.

سوریه برای بازسازی نیاز به کمک دارد، اما بسیاری از اهداکنندگان سنتی بین المللی با دولت اسد رابطه خوبی ندارند. منافع اصلی مسکو لزوما با پروژه های بازسازی سوریه و اینکه چه کسی مسئولیت تامین بودجه آنها را بر عهده می گیرد در ارتباط نیست و بیشتر به مدیریت نتایج آنها مربوط می شود. با این حال، به رغم اظهارات رسمی روسیه مبنی بر درخواست از جامعه بین المللی برای کمک به بازسازی سوریه بدون قید و شرط، مسکو می داند که تنها بودجه هایی اندک و جریان های نامنظم سرمایه گذاری غربی به این فرایند پر هزینه تزریق خواهد شد. از این رو، مسکو به دنبال جذب دیگر کشورهایی است که علیه اسد موضع سیاسی نداشته باشند یا به دنبال پیشبرد دستورکار خود در سوریه نباشند. در مورد ایران می توان گفت که این کشور از عدم علاقه بین المللی به اقتصاد سوریه به عنوان یک فرصت برای ایجاد نفوذ پایدار در آن استفاده می کند.

پادشاهی های عرب حاشیه خلیج فارس در میانه بی اعتمادی به بهار عربی به جنگ داخلی در سوریه به مثابه فرصتی برای مقابله با افزایش نفوذ ایران در سرزمین شام نگریستند. در ادامه این مساله، عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی به امید برکناری بشار اسد از قدرت و روی کار آمدن دولتی دوستانه در دمشق، به مخالفان سوری پول و اسلحه دادند. با ظهور اسلام گرایان با دستورکارهای متفاوت و مغایر، تشدید این رقابت فزاینده و درگیری ها با قطر و ترکیه بر سر رهبری جنبش های سیاسی سنی و در نهایت پذیرش پیروزی روسیه در سوریه، کشورها محور سعودی-امارات را به تجدید نظر در استراتژی خود واداشت. ریاض و ابوظبی که شک دارند بشار اسد از روابط خود با تهران دست بکشد، به این امید که مسکو توانایی محدود سازی تهران را داشته باشد، آماده تعامل با دمشق هستند. اما روسیه که از این احساسات و نگرانی امنیتی ریشه دار این کشورها آگاه است، هیچ تلاشی برای مقابله با تصور فزاینده کشورهای حاشیه خلیج فارس درباره تمایل روسیه به کاهش نقش ایران در روسیه نکرده است. در مقابل، ایران از هر فرصتی برای قانع کردن سوریه به خودداری از پذیرش کمک های مالی از سوی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس استفاده می کند. اگرچه به نظر نمی رسد بتواند در این زمینه موفقیت چندانی به دست آورد.

اولین کشورهایی که چنین رویکردی را امتحان کردند، امارات و بحرین بودند که در پیش بینی بازیابی روابط دیپلماتیک با دولت اسد، سفارت های خود را در دمشق بازگشایی کردند. این اقدام، همانطور که انور قرقاش، وزیر امور خارجه امارات توضیح داد، بر مبنای انگیزه ضرورت ایفای نقش مجدد و فعالانه عرب در سوریه برای مقابله با گسترش نفوذ ایران و ترکیه صورت گرفت. پیش از سال 2011 چندین شرکت امارات متحده عربی در بخش های املاک و مستغلات سوریه سرمایه گذاری کرده بودند. به طور مشابه، منافع آنها در مراحل بعدی بازسازی سوریه هم مجدد محدود به همان بخش ها خواهد بود، اما هیچ مورد سرمایه گذاری قابل توجهی در بخش های وسیع تر صنایع، زیرساخت ها، انرژی یا توسعه اقتصادی صورت نخواهد گرفت. این تصور با توجه به زمینه فعالیتی شرکت های امارات متحده عربی که اخیرا از دمشق بازدید کرده اند نیز تایید شد. چنین سرمایه گذاری ها تنها می توانند در روابط با یک سری شرکای محلی سوری که با دولت اسد یا روسیه در ارتباط هستند، سودمند باشند و نمی توانند بر تقویت اقتصاد سوریه که مستلزم سرمایه گذاری در زیرساخت هاست و نه توسعه املاک و مستغلات، تاثیر قابل توجهی بگذارند.

در عوض، روسیه می تواند از موقعیت خود برای بررسی ظرفیت های مالی کشورهای عضو بریکس به ویژه چین و هند استفاده کند. آنها هر دو از دولت اسد در سازمان ملل متحد حمایت کرده اند و به علاوه، دکترین آنها در امور خارجه خودداری از مداخله در امور دیگر کشورهاست. به ویژه انتظار می رود که پکن در پی ایفای نقش مشابه پس از درگیری در کشورهای آنگولا، کنگو و سودان جنوبی، در سوریه نیز نقش پررنگی ایفا کند. با این حال، مشارکت چین در بازسازی سوریه به دلیل یک سری عوامل، مداخله پیچیده ای خواهد بود. اول اینکه آستانه تحمل مسکو و تهران در پذیرش مداخله اقتصادی چین پایین است. هر دو در جلوگیری از فروپاشی دولت دمشق به شدت سرمایه گذاری کرده و نگرانی هایی درباره «جولان آزادانه» پکن دارند. دوم، اگرچه شرکت های چینی به دلیل مخاطره پذیری به ویژه در آفریقا مشهور هستند، اما نسبت فرصت به هزینه برای آنها در سوریه به دلیل نبود منابع استراتژیک و ثبات، تقریبا پایین است. سوم، تهدید تحریم های ایالات متحده برای شرکت های چند ملیتی چینی از جمله هواوی است که اخیرا اعلام کرده است از سوریه و ایران خارج می شود.

منبع: ایندیپندنت و چتم هاوس

صفحه ویژه جام جهانی قطر جام جهانی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا