دردسر ناتمام عراق برای جو بایدن (بخش سوم و پایانی)

اگر بایدن در انتخابات پیروز شود، سوالی که باید برای آن پاسخی بیابد همان سوالی است که تقریبا در سراسر دو دهه گذشته با آن درگیر بوده: آیا می تواند به درک درستی از شرایط دست یابد؟

نویسنده: مایک گیگلیو

میدل ایست نیوز: در ماه ژانویه سال 2011 که بهار عربی آغاز شد، عراق به سرعت به مساله ای در گذشته تبدیل شد چرا که دولت اوباما دیگر وقتی برای اندیشیدن به آن نداشت. فلتمن زمانی را به یاد می آورد که با دسته ای از پرونده ها به کاخ سفید می رفت چون باید در یک روز در جلسات جداگانه ای درباره یمن، بحرین، مصر، تونس، لیبی و سوریه شرکت می کرد. او می گوید: «احساس می کردیم هر لحظه درگیر مدیریت بحران هستیم. از جلسه ای به جلسه دیگر می رفتیم. در حالی که در نشستی درباره یک کشور شرکت می کردیم، چیزی در مورد کشور بعدی که درباره آن جلسه داشتیم در حال تغییر بود.» اما به رغم همه این جلسات پشت سر هم، عدم وجود دیدگاه و رویکردی یکپارچه در دولت اوباما درباره مداخله ایالات متحده خیلی سریع آشکار شد.

همانطور که تظاهرات در قاهره بیشتر می شد، دولت از ارتش مصر برای بیرون راندن حسنی مبارک، متحد آمریکا، استفاده کرد و دو سال بعد، همان ارتش یک انقلاب متقابل و کودتایی برای راه اندازی یک دیکتاتوری خیلی بدتر از قبلی صورت داد. دولت ایالات متحده دستگیری تظاهرات کنندگان در بحرین را از دور ناظر بود و بعدتر به طور نسبی از کمپین نظامی تحت رهبری عربستان سعودی در یمن حمایت کرد. دولت یک مداخله نظامی در لیبی انجام داد که به سرنگونی معمر قذافی کمک کرد، اما بعدتر در ایجاد هر گونه نظمی در این کشور ناکام ماند و لیبی در جنگ داخلی گرفتار شد. با این حال، هیچ جایی مشکل به اندازه سوریه مشهود نبود و شرایط در آنجا خیلی زود به شرایط بی ثباتی که آمریکا در عراق ایجاد کرده بود، پیوند خورد.

در ماه اوت 2011 اوباما اعلام کرد که بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه، باید از قدرت کناره گیری کند. آمریکا از اپوزیسیون حمایت سیاسی به عمل آورد و کمک های انسان دوستانه و تسلیحات در اختیار آنها گذاشت و به طور همزمان از این مساله کسب اطمینان کرد که کمک هایش توازن در شرایط را برهم نزنند. این سیاست گذاری در عمل به طولانی شدن جنگ داخلی منجر شد و یکی از شدیدترین بحران های انسانی در تاریخ معاصر را رقم زد.

بلینکن که نهایتا معاون وزیر امور خارجه شده بود گفت که تجربه ایالات متحده در جنگ عراق و همچنین لیبی بر اندیشه دولت اوباما سنگینی می کرد: «فکر می کنم هر کسی که در دولت اوباما مسئول سیاست های ما در ارتباط با سوریه بود، باید در آینه به خود نگاه کند و با صدای بلند بگوید ما شکست خوردیم. همین. به نظرم لازم است که به طور شفاف بین یک رویکرد اشتباه که همان اعزام گسترده و استقرار بی پایان نیروهای ایالات متحده در خاورمیانه است با تلاش های هدفمندتر، تمایز قائل شویم.»

فورد که در سال های 2011 تا 2014 سفیر ایالات متحده در سوریه بود، گفت: «اغلب اینطور فکر می کردم که مردم سوریه هزینه های اشتباهات آمریکا در عراق را می دهند.» او که اکنون از اعضای ارشد موسسه خاورمیانه و ییل است، افزود: «سوالی که باید از حزب دموکرات پرسید، این است: آیا می خواهید به طور موثر به دیگر جوامع کمک کنید که دموکراتیک شوند، یا فقط می خواهید ژست این کار را بگیرید؟ و اگر هدفتان این است که موثر باشید، چطور می خواهید این کار را انجام دهید؟»

با وخیم تر شدن جنگ در سوریه، اعضای باقی مانده از القاعده از مرز عراق گذشتند و مجدد تحت عنوان داعش به یکدیگر پیوستند و اراضی بسیاری را اشغال کردند و قدرت بیشتری به دست آوردند. در اواخر سال 2013 آنها در پایگاه های قبلی خود در عراق هم قدرتمند شده بودند. زمانی که بلینکن و دیگران توانستند سران ایالات متحده و عراق را راضی کنند که لازم است نیروهای آمریکایی برای مقابله به جنگجویان افراطی به عراق بازگردند، دیگر خیلی دیر شده بود. بلینکن گفت: «ما در مسابقه شکست خوردیم. فکر می کنم انتقاد از ما مبنی بر اینکه پیش از وقوع مشکل متوجه آن نشدیم، غیرمنصفانه است. منصفانه این است که بگوییم ما نتوانستیم زودتر به مشکل رسیدگی کنیم.»

آنچه در ادامه اینها رخ داد، تلاشی طولانی و دردناک از سوی ایالات متحده برای جبران دو اشتباهی بود که بایدن در آنها نقش داشت: اولی حمله ایالات متحده به عراق بود و دومی برنامه ریزی های نامناسب برای خروج از این کشور. به هر حال، بایدن یکی از بازیکنان کلیدی به شمار می رفت.

مک گورک، مقام کهنه کار ایالات متحده گفت که در تابستان سال 2014 که داعش به اوج قدرت خود رسیده بود، در واشنگتن همه این احساس را داشتند که امکان بازگشت به عقب دیگر وجود ندارد. او که بعدتر به عنوان نماینده ریاست جمهوری در مبارزه با داعش منصوب شد، به اوباما گفته بود که ایجاد یک شرایط جدید سیاسی در عراق که دست کم زمینه را برای مبارزه جدی علیه داعش فراهم آورد، دست کم 100 روز زمان می برد. اولین قدم خلاصی از مالکی و جایگزین کردن او با کسی بود که بتواند حمایت حقیقی عراقی ها و جامعه بین المللی را به دست آورد. مک گورک برای کمک گرفتن در این زمینه به یکی از سیاستمداران ایالات متحده رو کرده بود که او را بیش از هر کسی می شناخت: «بایدن در طول این مدت کاملا با مسائل عراق درگیر بود. فکر می کنم هر چند روز یک بار با او صحبت می کردم و به طور مداوم با رهبران عراقی تماس می گرفتم.»

در نهایت پس از آنکه مالکی از سر راه برداشته شد، نیروهای محلی هم از دولت جدید حمایت کردند و این در حالی بود که کمپین نظامی بین المللی تحت رهبری ایالات متحده برای مبارزه با داعش تشکیل شده بود. مک گورک گفت که بایدن در کمک به مذاکره در میان بازیکنان گوناگون و در جلب حمایت از استراتژی موسوم به «به وسیله، با و از طریقِ» که طبق آن، آمریکا بیشتر جنگ را به سربازان محلی واگذار و از نیروهای ویژه، اطلاعات و قدرت هوایی به عنوان تشدید کننده نیروی آنها استفاده می کند، نقش مهمی ایفا کرده است. اما این کمپین نقص هایی داشت؛ حمایت از نیروهای محلی اغلب آنقدر به آرامی صورت می گرفت و آنقدر تمرکز بر حملات هوایی بود که به تلفات شمار زیادی از غیرنظامی ها منجر شد.

در ماه مارس سال 2019 نهایتا داعش از آخرین قلمرو اشغالی خود نیز عقب رانده شد. با این حال، استراتژی آمریکا در استفاده از نیروهای محلی هرگز نتوانست زمینه ساز دیدگاهی دموکراتیک به آینده مشارکت ها و مداخله های نظامی ایالات متحده شود چرا که در استفاده از نیروهای نظامی از حمله خبری نبود و به رغم تمرکز بر ایجاد ائتلاف و دیپلماسی، همچنان این احساس وجود داشت که ایالات متحده نقش رهبری در صحنه جهانی ایفا می کند. پاسخ بایدن به سوال درباره جمع بندی تفکرات بایدن در زمینه سیاست خارجی نیز دال بر همین موضوع است: «بایدن دریافته که ایالات متحده آمریکا نباید پلیس جهان باشد؛ اما مساله دیگری که او به همان اندازه به آن اعتقاد دارد این است که جهان نمی تواند خود را سازماندهی کند و اگر ما چنین کاری را انجام ندهیم، یا یک کشور دیگر این کار را خواهد کرد و لزوما شیوه آن مطابق منافع و ارزش های ما نخواهد بود، یا هیچ کسی در این زمینه اقدامی نمی کند و آنگاه هرج و مرج می شود. ما نمی توانیم از مسئولیت خود در رهبری عقب بکشیم چون نهایتا این کار به نفعمان نیست.»

نامزدهای حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری 2020 نیز اکنون با تنش ها بر سر همین مساله درگیر هستند. و شاید بار دیگر آزمونی که باید پشت سر بگذاریم در خاورمیانه باشد که تهدید داعش هنوز در آن از بین نرفته است، نیروهای ایالات متحده همچنان در آنجا مستقر هستند و متحدان ایالات متحده همچنان در وضعیتی متزلزل مانده اند. و اگر بایدن در انتخابات پیروز شود، سوالی که باید برای آن پاسخی بیابد همان سوالی است که تقریبا در سراسر دو دهه گذشته با آن درگیر بوده: آیا می تواند به درک درستی از شرایط دست یابد؟

منبع: آتلانتیک

ما را در تلگرام دنبال کنید telegram

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا