اعتراضات اخیر عراق از منظر اقتصاد انرژی

وقت آن است که ساختار اقتصادی کشور از نو بر پایه های اقتصادی متنوع و مستحکم ساخته شود. پایه هایی که هیچ کدام آنها نفت نباشد.

میدل ایست نیوز: «انس فیصل الحجی»، کارشناس اقتصاد انرژی و استاد دانشگاه در امریکا، در مقاله ای اعتراضات اخیر مردم عراق را از منظر اقتصاد مبتنی بر نفت بررسی کرده است.

در این مقاله که در «ایندیپندنت عربی» منتشر شده آمده که رابطه نفت و سیاست رابطه ای ابدی است و ابعاد گوناگونی دارد. اینجا می خواهم به این رابطه در پرتو تحولات اخیر عراق بپردازم. سخن درباره عراق و نفت و سیاست سخنی پردامنه است: تاریخی سرشار از حوادث بزرگ که نتیجه آن خسارت های عظیم انسانی و مالی بوده است.

پیش از پرداختن به موضوع باید به یک واقعیت اشاره کنم: اگر همه نیروهای متنازع اجتماعی در سطح فکری واحدی باشند، نتیجه سلطه هر گروهی با گروه دیگر تفاوتی نخواهد نداشت. اگر همه نیروها فاسد باشند سلطه هر نیرویی نتیجه ای جز ماندن فساد ندارد.

دولت امریکا در سال 1991 پس از بیرون انداختن عراق از کویت خیال می کرد که با تحریم اقتصادی عراق می تواند دولت صدام حسین را سرنگون کند. اما تحریم های سخت و برنامه نفت دربرابر غذا باعث سقوط رژیم بعث نشد و بعد از 10 سال دولت امریکا فهمید که امتیاز دولت عراق نه در درآمدهای نفتی که در ذخایر نفتی است. سلطه صدام بر ذخایر نفتی کشورش باعث شد که بتواند به تولید نفت و فروش قاچاقی آن ادامه دهد و سر جای خود بماند.

دولت امریکا مطمئن بود که راز قدرت صدام حسین در نفت نهفته است و همچنین اطمینان داشت که نفت مهم ترین منبع درآمد هر دولت متحد امریکاست که بعد از صدام می آید. برای همین چاه های نفت و وزارت نفت عراق هدف استراتژیک امریکا بود. عملا هم نیروهای امریکایی وقتی وارد عراق شدند کنترل چاه های نفت را به دست گرفتند و هزینه های دولت های عراق پس از 2003 را از همین چاه ها تأمین کرد.

این یعنی هدف اصلی امریکا از حمله به عراق دستیابی به چاه های نفت عراق نبود. بهترین شاهد این مدعا این است که بیشتر قراردادهای نفتی در عراق با شرکت های اروپایی و آسیایی بسته شد و صادرات نفت عراق به امریکا چندان بالا نرفت.

مشکل اینجا بود که از این درآمدها برای حمایت از دولتی نزدیک به امریکا در عراق و نه توسعه و پیشرفت عراق استفاده شد. حوادثی که امروز شاهد آنیم نتیجه چنین خطایی است.

بحران کنونی در عراق که به نظر می آید رو به آرامش نهاده، در آنچه به نفت مربوط می شود دو سؤال مطرح می کند: تأثیر این حوادث بر تولید و صادرات نفت عراق چقدر است؟ دوم اینکه دولت فعلی و دولت های بعدی عراق برای جلوگیری از بروز بحرانی مشابه در آینده با درآمدهای نفتی چه باید بکنند؟

در پاسخ به سؤالی اول باید گفت که تخریب تأسیسات نفتی عراق به سود هیچ گروه ملی در عراق نیست، هرچند بعید نیست که ایادی خارجی که می خواهند عراق کشوری ضعیف باشد سراغ این تأسیسات بروند و به تولید یا صادرات نفت عراق آسیب برسانند. چنین اتفاقی باعث افزایش شدید قیمت نفت خواهد شد.

اما در پاسخ به پرسش دوم باید گفت که لازمه چنین کاری مبارزه بی امان با فساد و تمرکز بر تأمین خواسته های همه طیف های ملت بدون هرگونه تبعیضی است. عراق در سال 2003 دربرابر فرصتی بی بدیل برای تحقق چنین چیزی بود، اما «جورج بوش» و اطرافیانش باعث شدند که این فرصت از دست برود.

اکنون وقت آن است که ساختار اقتصادی کشور از نو بر پایه های اقتصادی متنوع و مستحکم ساخته شود. پایه هایی که هیچ کدام آنها نفت نباشد. عراق توان انسانی عظیم و مراکز علمی قدیمی و تاریخی کهن و منابع طبیعی متنوعی دارد که می تواند از آنها برای بازسازی اقتصاد خود کمک بگیرد. گامی مهم اما نه کامل و کافی در این راه را دولت «عادل عبدالمهدی» با حمایت از کشاورزی و خودکفایی در تولید گندم و جو و خرید محصولات از کشاورزان برداشت. توجه دولت به صنعت در سفرهای اخیر عبدالمهدی به خصوص به چین و تلاش برای ایجاد خط تولید کارخانه های بزرگ در عراق نیز اگر به نتیجه برسد بسیار مهم خواهد بود.

هدف جورج بوش آن بود که هزینه های دولت نوپای عراق را با درآمدهای نفتی خود عراق تأمین کند تا صدای اعتراض مالیات دهندگان امریکایی بلند نشود. اما متوجه نبود که با این کار به همان دامی افتاده که مایه استبداد صدام حسین بود. این نفت می تواند صدامی جدید تولید کند که عراق را در چرخه ای بسته نگه دارد.

کانال تلگرام میدل ایست نیوز telegram
منبع
ایندیپندنت عربی
برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن