دست های پنهان اسرائیل در دزدی نفت عراق و سوریه (بخش اول)

آنچه مورد توجه رسانه ها قرار نگرفت این بود که بازیگران کلیدی در لابی گری حامی اسرائیل در ایالات متحده، نقشی اساسی در شکل گیری این سیاست گذاری با هدف فروش نفت سوریه به اسرائیل، ایفا کردند.

نویسندگان: آقا حسین و ویتنی وب

میدل ایست نیوز: دونالد ترامپ سوم نوامبر گفت: «ما می خواهیم که سربازانمان را به خانه بازگردانیم. اما گذاشتیم آنجا بمانند چون اینطوری نفت را نگه می داریم. من نفت را دوست دارم. ما نفت را نگه می داریم.» بدین ترتیب، رئیس جمهوری ایالات متحده که پیشتر به بازگشت نیروهای آمریکایی از اشغال غیرقانونی سوریه وعده داده بود، بسیاری را با آشکار ساختن این مساله که نیروها صرفا برای ممانعت از استفاده دولت سوریه از منابع نفتی این کشور در آنجا مانده اند، شوکه کرد.

ترامپ شخصا اعتبار و انتقادهای مربوط به سیاستگذاری ها در این زمینه را پذیرفت و در این میان، آنچه مورد توجه رسانه ها قرار نگرفت این بود که بازیگران کلیدی در لابی گری حامی اسرائیل در ایالات متحده، نقشی اساسی در شکل گیری این سیاست گذاری با هدف فروش نفت سوریه به اسرائیل، ایفا کردند. اگرچه برخی تحولات اخیر در درگیری های سوریه از تبدیل شدن تمام و کمال این برنامه به واقعیت ممانعت کرد، اما این ماجرا در کل نشان دهنده نقش پنهانی لابی کنندگان اسرائیل در شکل دهی سیاست خارجی ایالات متحده و توافق های پشت درهای بسته با عواقب منطقه ای گسترده، است.

تلاش های لابی اسرائیل برای اینکه ایالات متحده فروش نفت سوری به اسرائیل را تسهیل کند، یک اتفاق ناگهانی نبود. چند سال پیش نیز گروه های لابی گری اسرائیلی و نومحافظه کاران صهیونیست بر سیاست گذاری ایالات متحده و دولت منطقه ای کردستان اعمال نفوذ کردند تا امکان فروش نفت عراقی به اسرائیل بدون تائیدیه دولت عراق را فراهم آورند؛ همانند سوریه، برنامه اصلی در عراق هم این بود که کردها قدرت بگیرند و بغداد تضعیف شود.

پس از اشغال فرمانداری نینوا توسط داعش (ژوئن 2014 تا اکتبر 2015)، دولت منطقه ای کردستان از عقب نشینی ارتش عراق استفاده و در 12 ژوئن کرکوک را به طور غیرقانونی تحت سلطه خود درآوردند. ایالات متحده و اسرائیل هر دو از این اقدام دولت منطقه ای کردستان حمایت کردند و نیروهای ائتلاف تحت رهبری آمریکا بعدتر داعش در این منطقه را هدف گرفتند و فرصت کنترل کامل دولت منطقه ای کردستان بر خطوط صادرات نفت به بندر جیحان ترکیه و همچنین بزرگ ترین میدان های نفتی عراق را فراهم آوردند. در این بازه زمانی، اسرائیل مقادیر بالایی نفت از کردها و بدون جلب موافقت دولت بغداد خریداری کرد. اسرائیل همچنین بزرگ ترین خریدار نفت داعش بود. برای این منظور، نفت در اراضی تحت اشغال داعش در عراق به شهر کردنشین زاخو در نزدیکی مرز ترکیه و از آنجا به ترکیه منتقل می شد و در اقدامی فریبکارانه، روی آن برچسب نفت با منشاء کردستان عراق می خورد. اگرچه خط لوله های صادرات نفت کرکوک-جیحان برای چندین سال از اراضی تحت اشغال داعش می گذشت، اما داعش هرگز اقدامی در ممانعت از این صادرات انجام نداد.

این ماجرا و دیگر افشاگری های ویکی لیکس و اطلاعات موجود درباره بازیگران مربوطه، همگی نشان دهنده مانورهای پنهان پشت صحنه و قدرت لابی گری اسرائیلی در ایالات متحده هستند. بدین ترتیب، سناریوی تلاش ها برای دستکاری سیاست خارجی ایالات متحده با هدف حفظ جریان سوخت های فسیلی از سوریه به نفع اسرائیل، می تواند در یک الگوی رفتاری مورد بررسی قرار بگیرد و نه به صورت اتفاقی مجزا.

آمریکا نفت را «برای اسرائیل» نگه می دارد

پس از تغییرات اخیر در سیاست سوریه دولت ترامپ، نیروهای آمریکایی همچنان برای «نگه داشتن نفت» در سوریه ماندند و مقامات نظامی بعدتر مدعی شدند که علتش ادامه «ماموریت در مقابله با داعش» بوده است. مارک اسپر، وزیر دفاع آمریکا، بعدتر گفت كه دلیل دیگر ماندن آمریكایی ها محافظت از میادین نفتی این کشور در برابر استخراج و فروش نفت توسط دولت سوریه یا روسیه است.

یک بازیکن کلیدی در ممانعت از خروج نیروهای آمریکایی از سوریه به منظور «حفظ نفت» که عمدتا نادیده گرفته می شود، دیوید سترفیلد، سفیر فعلی آمریكا در ترکیه، بود. او پیشتر در سمت مشاور وزیر امور خارجه در امور شرق نزدیک خدمت کرده و نفوذ قابل توجهی سیاست گذاری های ایالات متحده در عراق و سوریه به دست آورده و از نزدیک به برت مک گرک، معاون مشاور پیشین وزیر امور خارجه در امور ایران و عراق و فرستاده ویژه رئیس جمهوری به ائتلاف علیه داعش، همکاری کرده است. سترفیلد در دوران طولانی مدت فعالیت دیپلماتیک خود، به عنوان یک دارایی اطلاعاتی اسرائیل که در وزارت امور خارجه آمریكا شناخته شده بود. در حقیقت، سترفیلد در آنچه رسوایی جاسوسی آیپک یا رسوایی جاسوسی لاورنس فرانکلین خوانده می شود، یک بازیکن مهم بود که به طور عجیبی هرگز به دلیل نقش آفرینی در مداخله مافوقش در دولت جورج دابلیو. بوش، محاکمه نشد.

دادستان های فدرال در سال 2005 به یك مقام دولتی آمریكا اشاره کردند كه اطلاعات طبقه بندی شده را به طور غیرقانونی به استیو روزن که آن زمان برای آیپک کار می کرد، رسانده و او هم آنها را به اسرائیل داده است. این اطلاعات طبقه بندی اطلاعاتی درباره ایران و ماهیت اشتراک اطلاعات اسرائیل-آمریکا را شامل می شد. رسانه ها بعدتر افشا کردند که این مقام کسی جز دیوید ساترفیلد نبوده است. روزن و کیت ویسمن، همکار او در آیپک، در سال 2009 رفع اتهام شدند و هیچ اتهامی هم علیه ساترفیلد مطرح نشد. ریچارد آرمیتاژ، یک متحد نومحافظه کار با سابقه رابطه با عملیات مخفیانه سیا در خاورمیانه و دیگر نقاط از همان زمان ادعا کرد که یکی از مدافعان اصلی سترفیلد در گفت و گوهایش با اف بی آی بوده است. لاورنس فرانکلین، متهم دیگر پرونده، چندان خوش شانس نبود و در سال 2006 به جاسوسی متهم شد. اما سترفیلد به سمت هماهنگ کننده امور عراق و مشاور ارشد کاندولیزا رایس ارتقاء یافت.

سترفیلد جدای از سابقه افشای اطلاعات طبقه بندی شده به آیپک، رابطه ای دیرینه با «موسسه واشنگتن برای سیاست گذاری شرق نزدیک/وینِپ» دارد؛ این پایگاه اینترنتی از دیرباز سترفیلد را به عنوان یكی از كارشناسان خود معرفی كرده است. نقش ساترفیلد در عقب نشینی از خروج وعده داده شده نیروهای آمریکایی از سوریه تا اندازه زیادی از چشم رسانه ها پنهان مانده و او در این زمینه تنها نیست. یک شخص دیگر با روابط عمیق با لابی گری اسرائیل و گروه های «شورشی» سوری نیز وجود دارد که به رغم ایفای نقش گسترده در سوء استفاده از سیاست های جدید ایالات متحده برای منفعت اسرائیل، از دید رسانه ها دور مانده است. (این مطلب ادامه دارد)

ما را در تلگرام دنبال کنید telegram
منبع
راشا اینسایدر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا