مردم محلی درباره تغییر شکل مرز قائم-بوکمال چه فکر می کنند(بخش آخر)

ساکنان منطقه مرزی قائم-بوکمال فکر می کنند یک عامل دیگری که بر اهمیت ژئوپلیتیک این نواحی می افزاید، وجود منابع گسترده طبیعی از جمله نفت، گاز، فسفر و گوگرد است.

نویسندگان: هریت حسن (یکی از اعضای ارشد غیرمقیم کارنگی مرکز خاورمیانه که تمرکز تحقیقات او بر عراق، فرقه گرایی، هویت سیاسی، بازیگران مذهبی و روابط دولت-جامعه است) و خضر خادور (محقق غیرمقیم در کارنگی مرکز خاورمیانه در بیروت که زمینه اصلی تحقیقات او روابط نظامی-شهروندی و هویت های محلی در سرزمین شام با تمرکز بر سوریه است)

میدل ایست نیوز: ساکنان منطقه مرزی قائم-بوکمال فکر می کنند یک عامل دیگری که بر اهمیت ژئوپلیتیک این نواحی می افزاید، وجود منابع گسترده طبیعی از جمله نفت، گاز، فسفر و گوگرد است. به عنوان مثال، میدان گازی عکاس در بخش جنوبی استان قائم و بخش هایی از سوریه، یکی از بزرگ ترین میادین عراق است و توانایی تامین انرژی و الکتریسیته ارزان برای هر دو کشور عراق و سوریه را دارد. دولت و سران محلی در قائم باور دارند که دولت مرکزی عراق و فرمانداری انبار به رغم ظرفیت های اقتصادی عظیم این منطقه، به طور ناعادلانه ای آن را نادیده گرفته اند.

از این رو، برخی از ساکنان قائم در تقاضا برای تشکیل یک فرمانداری مجزا برای غرب انبار به دیگر شهرهای این منطقه همچون عانا، حدیثه، هیت و راوه پیوستند. طبق گفته های یک مقام دولتی از غرب انبار، هدف آنها اداره مستقل منطقه و بهره وری مناسب از منابع آن بود. اما برخی از مقامات این خواسته را تلاشی برای تضعیف فرمانداری و ایجاد تفرقه در میان سنی ها دانستند و آن را نپذیرفتند. به گفته صباح المحلاوی، رئیس قبیله بومحال، بیشتر نمایندگان سنی مجلس مخالف این درخواست بودند. حتی اعضای شیعه مجلس نیز که حامی این لایحه بودند، قبول آن را مشروط بر تقسیم مجدد مرز میان انبار و کربلا و الحاق نوخیب به کربلا دانستند. محلاوی بیان کرد که این خواسته شرایط را پیچیده تر کرده و یک بعد قبیله ای نیز به آن افزوده بود و به همین دلیل، او و همکارانش از این درخواست صرف نظر کردند.

این مساله حقیقتی بزرگ تر را درباره نواحی مرزی افشا می کند. تحولات محلی در منطقه ای را نشان می دهد که به طور فزاینده با ملاحظات گسترده تر سیاسی و استراتژیک در عراق در رابطه با مرز وجود دارد. آینده ناحیه مرزی قائم-بوکمال با در هم آمیختن این عوامل و رقابت و ارتباطات میان بازیگران دولتی، غیردولتی و بازیگران دوگانه فعال در این منطقه، شکل خواهد گرفت.

نتیجه گیری

در نتیجه درگیری ها و نزاع مداوم که در نزدیک به دو دهه گذشته منطقه را مسموم کرده، ناحیه مرزی قائم-بوکمال چند دسته و نظامی سازی شده است. با این حال، این منطقه به عنوان یک شریان اساسی که بغداد و دمشق را به یکدیگر متصل می کند، عمل کرده و گروه های گوناگون همسو با ایران را در خود جای داده است. در نتیجه، استراتژی منطقه ای ایران به شدت با تحولات نوار مرزی عراق و سوریه در هم آمیخته است.

در عین حال، شهرها و روستاهای هر دو سوی مرز به دلیل جنگ خالی از سکنه شده اند؛ فعالیت های اقتصادی در این منطقه از بین رفته و بافت های اجتماعی قائم و بوکمال به طور کلی تغییر کرده است. به خصوص در بوکمال، بسیاری از مردمی که به دلیل درگیری ها از خانه های خود گریخته بودند، به دلیل ناپایداری و بی ثباتی مداوم، دیگر نمی توانند بازگردند. شکل های جدیدی از روابط پدیدار شده است، تمایلات منطقه ای و بین المللی با یکدیگر تلاقی پیدا کرده و می تواند به ادامه درگیری ها در این منطقه بینجامد.

ایران و متحدانش در چنین فضایی حضور خود را در منطقه مرزی قائم-بوکمال پررنگ تر کرده و پایگاه های استراتژیک خود در عراق و سوریه را به یکدیگر متصل کرده اند. اما این پروژه ناتمام همچنان با چالش های اساسی مواجه خواهد بود. حملات هوایی آمریکا و اسرائیل به مقرهای گروه های شبه نظامی وابسته به سپاه پاسداران ایرانی در نواحی مرزی نشان می دهند که تهران و متحدانش هنوز موفق نشده اند یک مسیر عبور و مرور ایمن برای انتقال نیروها و محموله های خود ایجاد کنند. در همین حال، جمعیت محلی سنی در قائم و بوکمالسوءظن شدیدی به گروه های شبه نظامی طرفدار ایران دارند و گاها حتی با آنها دشمنی می کنند و این واقعیت، موجب احساس ناامنی در میان گروه های شبه نظامی در رابطه با ساکنان محلی شده است. این گروه ها برای جبران این احساس ناخوشایند متقابل، سعی کرده ند تا خارج از مناطق شهری باقی بمانند و در عین حال خود را با اقتصاد محلی در هم آمیزند و از گذرگاه های مرزی برای به کارگیری شمار بیشتری از شرکای محلی استفاده کنند.

تنش ها میان نهادهای دولتی شهروندی، امنیتی و نظامی در عراق و سوریه و گروه های شبه نظامی وابسته به سپاه پاسداران ایران، بر توانایی ایران در شکل دهی مجدد به مدیریت مرزی تنها مطابق اهداف خودش، تاثیر منفی می گذارد. به علاوه، از آنجایی که اکثر گروه های شبه نظامی عضو حشد الشعبی هستند، مجبورند تمایلات و اولویت های خود را با آن هماهنگ کنند؛ حشد الشعبی در دوران پسا داعش به یک نهاد رسمی تبدیل شده که دولت مرکزی عراق سعی دارد آن را کنترل کند. به رغم نفوذ شدید تهران در بغداد و دمشق، نیروهایی در داخل بدنه اصلی دولت و ادارات محلی هر دو کشور وجود دارند که ترجیح می دهند مسیرهای مستقلی را دنبال کنند یا اینکه به مقاصد ایران مشکوک هستند.

ورای همه این مسائل، حضور آمریکا و نفوذ بی رقیب روسیه در سوریه، توانایی ایران برای دیکته رفتار ملی و محلی مسئولین عراق و سوریه را محدود می کند. ترور سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس ایران، و ابو مهدی مهندس، جانشین فرمانده حشد الشعبی یک خلا در ساختار رهبری گروه های شبه نظامی وابسته به سپاه پاسداران ایران ایجاد کرده است. اگر جانشین سردار سلیمانی نتواند قدرت کنترل ایران را بازگرداند، جهت دهی به این گروه های شبه نظامی به مرور زمان تضعیف خواهد شد. چندگانگی بازیگران فعال در قائم و بوکمال و برنامه های مختلف آنها، شکل گیری مجدد ساختار قدرت را به تاخیر انداخته و عدم قطعیت و بی ثباتی قابل توجهی را به مرزهای عراق و سوریه تزریق خواهد کرد.

ما را در تلگرام دنبال کنید telegram
منبع
کارنگی برای صلح

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا