18 سال پس از حمله بوش به عراق؛ زمان محدود سازی قدرت جنگ رئیس جمهوری آمریکا رسیده است

در هجدهمین سالگرد حمله آمریکا به عراق، بسیاری خواهان لغو مجوز استفاده از نیروی نظامی مصوب 2002 هستند.

نویسندگان: تیم کاین و باربارا لی

میدل ایست نیوز: عصر 19 مارس 2003 رئیس جمهوری وقت ایالات متحده، جورج دابلیو. بوش، در یک برنامه پخش مستقیم از دفتر بیضی خطاب به مردم آمریکا گفت: «در این ساعت، نیروهای آمریكایی و ائتلافی برای خلع سلاح عراق، آزاد كردن مردم این کشور و دفاع از جهان در برابر خطرات جدی مراحل اولیه عملیات نظامی را آغاز کرده اند.» این کلمات آغاز جنگ عراق بودند؛ یکی از «جنگ های ابدی» ایالات متحده که تا به امروز ادامه دارد. در آن زمان بوش سبب شد ایالات متحده باور کند كه جنگ عراق در یک کارزار «شوك و هیبت» خیلی سریع به نتیجه می رسد؛ اما 18 سال از آن زمان گذشته، هزاران نفر از نیروهای نظامی آمریکا کشته شده اند، تلفات غیرنظامی بالا اما آمار آن نامعلوم است و اکثریت قریب به اتفاق آمریکایی ها جنگ عراق را یک اشتباه بزرگ در سیاست خارجی قلمداد می کنند. اگرچه این جنگ در دهه گذشته تقریبا به طور رسمی پایان یافت، قانون تصویب شده در کنگره درباره آن موسوم به مجوز استفاده از نیروی نظامی مصوب سال 2002 همچنان باقی است و همچنان مورد سوء استفاده قرار می گیرد.

اکنون، در هجدهمین سالگرد حمله آمریکا به عراق، بسیاری خواهان لغو مجوز استفاده از نیروی نظامی مصوب 2002 هستند. صرف نظر از نظرهای شخصی درباره ضرورت جنگ عراق، هیچ دلیلی وجود ندارد که مجوز استفاده از نیروی نظامی 2002 همچنان وجود داشته باشد.

مجوز خیلی بیشتر از تحقق هدف اعلام شده آن، یعنی شکست دادن رئیس جمهوری سابق عراق صدام حسین، دوام آورده است. نیروهای آمریکایی بلافاصله پس از حمله سال 2003 رژیم صدام را خلع کردند و صدام هم در سال 2006 درگذشت. به علاوه، دولت اوباما در اکتبر 2011 پایان رسمی جنگ عراق را اعلام کرد. از آن زمان، عراق به یک شریک نزدیک ایالات متحده تبدیل شده است و به طور مداوم در زمینه های امنیتی با آن همکاری می کند. از آنجا که عراق کشوری مستقل است، نیروهای آمریکایی تنها با اجازه دولت عراق در آنجا مانده اند. هیچ دلیلی برای ادامه برچسب زدن به چنین متحد مهمی به عنوان تهدیدی برای ایالات متحده یا امنیت بین المللی وجود ندارد.

مساله دیگر اینکه مجوز استفاده از نیروی نظامی سال 2002 هیچ تاثیری بر حفظ امنیت آمریکایی ها نداشته است. از دسامبر 2011 تا سپتامبر 2014 رئیس جمهوری وقت باراک اوباما در هیچ یک از پیام های دوره ای در توضیح فعالیت های نظامی ایالات متحده در سراسر جهان به کنگره به مجوز استفاده از نیروی نظامی 2002 استناد نکرد. اوباما در سپتامبر 2014 و با شروع حملات هوایی ایالات متحده علیه داعش که تا دوره ترامپ ادامه یافت، بار دیگر به استناد به مجوز استفاده از نیروی نظامی 2002 روی آورد؛ اما حتی در این مورد هم هر دو دولت اوباما و ترامپ از این مجوز صرفا به عنوان دستاویزی برای تقویت موضع استفاده می کردند و تمرکز وکلای دولت بر سایر موارد قانونی درباره فعالیت نظامی ایالات متحده علیه داعش بود. بنابراین، لغو مجوز استفاده از نیروی نظامی مصوب 2002 هیچ تاثیری بر قدرت ایالات متحده در مبارزه با تهدیدهای مداوم تروریسم نخواهد داشت.

سرانجام اینکه ادامه مجوز سال 2002 قوه مجریه را ترغیب می کند تا یک جانبه و بدون تصویب کنگره درباره اقدامات نظامی عمل کند. رئیس جمهوری ترامپ در ژانویه 2020 به ترور ژنرال ایرانی قاسم سلیمانی در عراق دستور داد و اینطور استدلال کرد که مجوز استفاده از نیروی نظامی قدرت رئیس جمهوری را در قانون اساسی برای دستور حمله تقویت می کند. وکلای کاخ سفید گفتند اگرچه مجوز استفاده از نیروی نظامی اصلی سال 2002 رژیم قدیمی و مخروبه عراق را هدف گرفته بود، اما استفاده از نیروی نظامی تحت این مجوز تنها به «تهدیدهای دستگاه دولتی عراق» محدود نمی شود و می تواند به «گروه های شبه نظامی، گروه های تروریستی، یا سایر گروه های مسلح در عراق» گسترش یابد. به طور خلاصه، دولت ترامپ ادعا کرد فقط به این دلیل که عراق مامن دیکتاتوری بوده که 18 سال پیش سرنگون شده، وقتی یک بازیگر بد پا به عراق می گذارد، می تواند به هدف ارتش ایالات متحده تبدیل شود.

البته که اینگونه استدلال بی معنی است؛ اما همچنین یک خطر واقعی برای روابط آمریکا با مردم عراق و دولت این کشور را نشان می دهد. ترور سردار سلیمانی آمریكا را تا آستانه رویارویی نظامی با ایران پیش برد و این در حالی بود که در حالت عادی رئیس جمهوری باید برای درگیری نظامی با یک کشور خارجی از کنگره اجازه بگیرد. اما این حمله همچنین موجب خشم عراق، یك شریک اصلی در خاورمیانه، و با اعتراضات گسترده، محکومیت از سوی رئیس جمهوری عراق و رای گیری پارلمان این کشور به اخراج سربازان آمریکایی روبرو شد. و می شد از این همه این اتفاق ها جلوگیری کرد.

مورد سلیمانی و استفاده از مجوز جنگ پایان یافته برای توجیه حمله ایالات متحده در کشوری که اکنون یک شریک است و نه دشمن، نشان می دهد که امکان استفاده از مجوزهای جنگی فراتر از اهداف اعلام شده وجود دارد. حتی دولت جدید جو بایدن هم اگرچه هنوز برای توجیه دستورات نظامی خود به مجوز استفاده از نیروی نظامی 2002 استناد نکرده، اما حملات هوایی 25 فوریه علیه شبه نظامیان مورد حمایت ایران در سوریه را بدون مجوز کنگره صورت داده است.  واضح است که قوه مجریه تا زمانی که امکانش را داشته باشد، به گسترش قدرت جنگی خود ادامه خواهد داد. به همین دلیل، فارغ از اینکه چه کسی یا جناحی در کاخ سفید است، احتمال دور زدن کنگره توسط رئیس جمهوری وجود دارد.

مجوز استفاده از نیروی نظامی به یک زامبی تبدیل شده؛ هدف آن مدت ها پیش تحقق یافته، اما هنوز در میان قوانین ایالات متحده است و منافع کشور را به خطر می اندازد. مجلس نمایندگان دو بار به لغو این مجوز رای داده و هر دو مرتبه شکست خورده، اما همچنان امکان جلب حمایت دو حزب از لغو این مجوز وجود دارد.

در حقیقت، 80 درصد اعضای کنگره کنونی در زمان تصویب مجوز استفاده از نیروی نظامی 2002 نبودند و بسیاری از قانون گذارانی که آن زمان و اکنون در کنگره ههستند، از ابتدا مخالف مجوز بوده اند. بنابراین، می توان ادعا کرد که مجوز استفاده از نیروی نظامی 2002 نشان دهنده رضایت کنگره درباره اقدامات نظامی کنونی دولت نیست. اکنون، 18 سال پس از اعلام حمله بوش به عراق، زمان آن فرا رسیده كه كنگره نظر واقعی خود را در این باره ابراز کند.

لغو این مجوز نقطه شروع اصلاحات در سیاست خارجی است. لازم است که مردم و قانون گذاران آمریکا پس از پایان دادن به این مجوز، به مجوز استفاده از نیروی نظامی مصوب سال 2001 پس از 11 سپتامبر نیز بپردازند؛ مجوزی که بارها با توجیه «جنگ علیه تروریسم» در جنگ های ابدی استفاده شده است. یکی از بیشمار درس های دردناک جنگ عراق برای آمریکا این بود که نوشتار بد مجوز استفاده از نیروی نظامی چه تهدید بزرگی برای سوء استفاده ها از آن در آینده شد.

کانال تلگرام میدل ایست نیوز telegram
منبع
فارن پالسی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 + ده =

دکمه بازگشت به بالا