چگونه دکترین نیکسون، خلیج فارس را شعله ور، ایران را قویتر و امنیت آمریکا را تضعیف کرد؟

پنجاه سال پیش در چنین روزی، کاخ سفید یک مسابقه تسلیحاتی را در منطقه کلید زد که چرخه ای پایدار را برای چندین دهه بعدی به راه انداخت.

میدل ایست نیوز: پنجاه سال پیش در چنین روزی، کاخ سفید یک مسابقه تسلیحاتی را در منطقه کلید زد که چرخه ای پایدار را برای چندین دهه بعدی به راه انداخت.

دیوید وایت David Wight در گزارشی برای اندیشکده کوئینسی نوشت که پنجاه سال پیش، ریچارد نیکسون رئیس جمهوری وقت آمریکا، از شاه ایران خواهش کرد که “از من محافظت کن.” با این درخواست، نیکسون دکترینی را به نام خود در خلیج فارس کلید زد که هرچند از آن بعنوان یادگار دهه هفتاد یاد می شود اما در واقع تا به امروز سیاست آمریکا در منطقه را هدایت می کند با آنکه این دکترین، از همان ابتدا یک فاجعه راهبردی و بشری بود.

در آن زمان، توانایی ایالات متحده برای بکارگیری نیرو در خارج، به خاطر جنگ ویتنام محدود شده بود، بنابراین نیکسون به متحدانش در اطراف جهان فشار می آورد که سهم بزرگتری از دفاع نظامی دوران جنگ سرد را برعهده گیرند. این راهبرد بعنوان دکترین نیکسون شناخته شد. با توجه به پیوندهای نزدیک شاه با آمریکا و درآمدهای فزاینده نفتی ایران، نیکسون این کشور را بعنوان یک شریک ایده آل در خلیج فارس می دید تا با نفوذ شوروی در کشورهای همسایه مقابله کند.

شاه که در رویای تثبیت ایران بعنوان یک قدرت بی رقیب نظامی در خلیج فارس بود، از دکترین نیکسون استقبال کرد و یک مسابقه صدور اسلحه به این منطقه پردردسر کلید خورد که تا به امروز ادامه یافته است.

در اوایل دوران جنگ سرد، آمریکا با انگلستان و فرانسه هماهنگ کرده بود که فروش سلاح به کشورهای خلیج فارس از جمله ایران را محدود کنند. در گذر دهه 1960، دولت آمریکا، شمار تسلیحاتی را که باید به ایران فروخته می شد، محدود کرد چرا که نگران بود که اگر دست شاه را باز گذارد، هزینه بیش از حدی را به بهای تضعیف توسعه اقتصادی ایران، صرف خرید تسلیحات خارجی خواهد کرد و حمایت ایرانیان از پادشاهی را به خطر می اندازد.

اما نیکسون پس از دیدار ماه مه 1972 خود با شاه، به دولت آمریکا دستور داد که سیاست محدودکردن فروش تسلیحات به ایران را کنار گذارد. در نتیجه تا سال 1974، فروش جنگ افزارها و خدمات نظامی آمریکا و توافق های مربوط به ساخت و ساز با ایران 23 برابر افزایش یافت. در اواخر دهه 1970، شاه همچنان به خریدهای پرهزینه جنگ افزار ادامه داد که از جمله آنها سفارش اسکادران های اف چهارده، چهار ناوشکن موشک انداز و هفت هواپیمای ردیابی آواکس بود.

تقویت نظامی انبوه ایران، مسابقه ای تسلیحاتی را در خلیج فارس دامن زد. عراق در واکنش به توان فزاینده ایران و ارسال سلاح توسط رژیم شاه به شورشیان کرد، خریدهای جنگ افزاری اش از اتحاد شوروری را افزایش داد. عربستان سعودی هم در واکنش به تقویت فزاینده نیروهای مسلح عراق، به سرعت بر خریدهای تسلیحاتی اش از آمریکا افزود که شامل خرید شصت فروند هواپیمای اف پانزده در سال 1978 می شد.

اما در اوایل سال 1979، شاه با انقلاب ایران سرنگون شد و آیت الله خمینی به جای او آمد که به شدت ضدآمریکایی بود. بسیاری از ایرانیان علیه شاه به این دلیل شوریدند که احساس می کردند او هزینه های گزافی را در خریدهای تسلیحاتی از آمریکا هدر داده و از سرمایه گذاری در برنامه هایی که می تواند به افزایش رفاه و کیفیت زندگی مردم بیانجامد، باز مانده است. دکترین نیکسون، کمک کرد تا ایران از یک متحد به یک دشمن آمریکا تبدیل شود.

به رغم سقوط شاه، آمریکا رویکرد نیکسون را با شدت بیشتری ادامه داد با این امید که فروش سلاح به متحدان عرب، ایران را محدود می کند. ایرانی که تا دندان به سلاح های آمریکایی مسلح بود، اکنون تهدید می کرد که انقلاب اسلامی را به تمام جهان صادر خواهد کرد.

هرچند انقلاب ایران، تکانه ای را به ریاض و واشنگتن وارد کرد اما یورش شوروی به افغانستان در پایان همان سال یک هراس کامل را با خود آورد. در واکنش به این یورش بود که جیمی کارتر اعلام کرد “تلاش هر نیروی خارجی برای کنترل منطقه خلیج فارس، با هر وسیله ممکن و از جمله نیروی نظامی پس زده خواهد شد” و دستور داد که نیروهای آمریکایی در خلیج فارس و اطراف آن، تقویت شوند.

از این دکترین کارتر، اغلب بعنوان پایان کار دکترین نیکسون در خلیج فارس یاد می شود چرا که دکترین کارتر بر بکارگیری نیروهای نظامی آمریکا برای دفاع از خلیج فارس تاکید داشت و نه ارتش های متحدان منطقه ای آنگونه که دکترین نیکسون در نظر داشت. در واقعیت اما این دو دکترین، در کنار هم دنبال شدند. بکارگیری نیروهای نظامی آمریکا در خلیج فارس، در نیمه اول دهه 1980، به کندی پیش رفت اما در مقابل از سال 1979 تا 1984، بیش از یک چهارم فروش های جنگ افزاری و خدمات نظامی و قراردادهای ساختمانی آمریکا با دیگر کشورها، به عربستان سعودی اختصاص یافت.

با شروع و سپس ادامه جنگ هشت ساله ایران- عراق که خلیج فارس را بیش از پیش ناپایدار می کرد، واشنگتن از فروش های تسلیحاتی بی سابقه شوروی و فرانسه به عراق حمایت کرد تا قدرت ایران را محدود کند. ایران هم در بازار سیاه سرگرم خرید تسلیحات آمریکایی بود. این جنگ به قیمت های بالاتر نفت انجامید و حضور ارتش آمریکا در منطقه را عمیق تر کرد و نتیجه اینکه بیش از 750 هزار نفر کشته شدند.

دخالت های آمریکا در جنگ 1991 خلیج فارس و یورش 2003 به عراق، که با بکارگیری حجم بزرگی از نیروهای نظامی انجام شد، نشانه دور شدن بیشتر واشنگتن از دکترین نیکسون در خلیج فارس بود. با این‌حال این هر دو جنگ قدرت نسبی منطقه ای ایران را افزایش دادند چرا که توانایی و اراده عراق به مقابله با قدرت ایران را از میان برد.

هنگامی که جنگ آمریکا برای سالها به طول انجامید، حمایت آمریکایی ها از بکارگیری گسترده نیروی نظامی در مناطق جنگی هم کمرنگ شد. این عوامل، واشنگتن را دوباره به سمت دکترین نیکسون سوق داد تا حجم بی سابقه ای از جنگ افزارها را به عربستان سعودی و امارات متحده بفروشد، بلکه بتوانند خود به مقابله نظامی با ایران برخیزند. این فروش ها، شامل یک بسته بی سابقه شصت میلیارد دلاری جنگ افزار به عربستان سعودی در سال 2010 بود.

عربستان و امارات از سیل سلاح های آمریکایی برای حمله بی حساب و کتابشان به یمن استفاده کردند تا نفوذ خود در این کشور را حفظ کنند و نفوذ ایران را از میان ببرند. دولت های اوباما و ترامپ، با تدارک دوباره انبوهی از جنگ افزار، به آن دو کشور در جنگ علیه یمن، یاری کردند: از سال 2015 تا 2019، عربستان یک چهارم کل صادرات سلاح آمریکا را به خود اختصاص داد. دولت بایدن همچنین به آنها پیشنهاد تسلیحات پیشرفته را داد البته با برخی محدودیت های تازه.

اینجاست که دوباره دکترین نیکسون به منافع آمریکا و منافع مردم خاورمیانه آسیب رساند. جنگ یمن، بیش از 250 هزار نفر را کشت و بیش از نیمی از جمعیت یمن را گرفتار ناامنی غذایی کرد. تهاجم تحت هدایت عربستان، عملا بر نفوذ ایران در یمن افزود و احساسات ضدآمریکایی را به خاطر کشته شدن یمنی ها با تسلیحات آمریکایی، شعله ور ساخت.

فروش تسلیحات پیشرفته بی حساب به کشورهای خلیج فارس در چارچوب منطق دکترین نیکسون، به فجایع مکرر انسانی و راهبردی انجامیده است. پس از پنجاه سال، تعیین کننده است که آمریکا به نقش خود در مسابقه تسلیحاتی خلیج فارس خاتمه دهد و به جای آن خود را دوباره به گفت‌وگو بر سر توافق های چندجانبه کاهش فروش تسلیحاتی و تقویت نظامی در این منطقه، پایبند کند.

ما را در تلگرام دنبال کنید telegram
منبع
اندیشکده کوئینسی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا