خبر اولسیاسیمقالاتنگاه خاورمیانه

چرا چین گوشه نشینی در جنگ غرب آسیا را برگزید

چین در مناقشه اخیر خلیج فارس ظاهراً منفعل بوده، اما این رفتار ناشی از ناتوانی نیست، بلکه انتخابی سنجیده و محتاطانه برای مطالعه دقیق پیامدهای جنگ است. رهبری چین از بن‌بست آمریکا و عدم همراهی متحدانش درس می‌گیرد، اما مهم‌ترین آموزه‌ها برای پکن مربوط به آینده تایوان است.

میدل ایست نیوز: اینکه جمهوری خلق چین تاکنون در حاشیهٔ مناقشهٔ خلیج فارس قرار داشته، به این معنا نیست که توانایی درگیری در آن را ندارد. همان‌طور که حمله به ایران یک «جنگ از سر انتخاب» برای واشنگتن بود، پکن نیز دوری گزیدن را انتخاب کرده است. چینی‌ها مردمی سنجیده و محتاط هستند. بدون مطالعهٔ دقیق هر موقعیتی، به قضاوت شتابزده تن نمی‌دهند. هرچند چین به‌جز محکومیت صریح حملهٔ آمریکا و اسرائیل و ترور رهبر ایران، ظاهراً رفتاری منفعلانه داشته است – رفتاری که برخی در غرب ممکن است آن را با ناتوانی در تأثیرگذاری بر رویدادها اشتباه بگیرند – اما آنچه چین انجام می‌دهد، تأمل در پیامدهای این جنگ است.

شاید رهبری چین از انزوای بین‌المللی‌ای که واشنگتن در آن گرفتار شده، و هیچ‌یک از متحدانش به یاری او نیامده‌اند، در دل خود لبخندی زده باشد، اما سایر درس‌های این جنگ چندان خوش‌بینانه نیستند.

در جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱، نمایش چشمگیر فناوری آمریکا، چین را از اندیشهٔ مائوئیستی «جنگ مردمی» رها ساخت و آن را متقاعد کرد که نیروهای مسلح خود را به سرعت مدرن کند. امروز، ارتش آزادیبخش جمهوری خلق چین، پس از آمریکا، مدرن‌ترین و قدرتمندترین ارتش جهان است. اما به طرز طعنه‌آمیزی، درگیری ایران نشان داده است که حتی با برخورداری از برتری فناورانه نظامی، زمانی که طرف کوچک‌تر با به‌کارگیری بازدارندگی نامتقارن مصمم به مقاومت باشد، جنگ نه سریع خواهد بود و نه قاطع.

تصرف قلمرو نیازمند حضور نیروی زمینی در صحنه است، و چین از سال ۱۹۷۹ جنگ واقعی نکرده است. چرا این درس برای چینی‌ها اهمیت دارد؟ زیرا آنها اعلام کرده‌اند که تا پیش از سال ۲۰۴۹ تایوان را با هر وسیله و به هر قیمتی که شده، دوباره به خاک اصلی ملحق خواهند کرد. روی کاغذ، تایوان طرف ضعیف‌تر است، اما همانطور که ایران نشان داد، یک رهبری منضبط ،که علی‌رغم کشته شدن رهبر ان و کاستی‌های تکنولوژیکی، می‌تواند دشمنی قدرتمند را مهار کند.

جنگ ایران همچنین درس‌های حیاتی برای چین در مورد آنچه احتمالاً نهایتاً منجر به درگیری چین و آمریکا بر سر تایوان خواهد شد، در بر دارد. در اینجا نیز آنچه در معرض خطر است، یک آبراه حیاتی است (تنگه تایوان) که نزدیک به ۲۰ درصد از تجارت دریایی جهان از آن عبور می‌کند. چین این پتانسیل را دارد که اگر نه مانع عبور و مرور شود، حداقل آن را مختل کند – اقدامی که احتمالاً با مخالفت شدید آمریکا روبرو خواهد شد.

موفقیت یا شکست ایران در استفاده از اهرم فشار خود بر تنگه راهبردی هرمز برای برقراری صلح و نظمی جدید در خلیج فارس، درس‌های ارزشمندی برای چینی‌ها خواهد داشت. از این رو، استراتژی آمریکا، تاکتیک‌ها، عملکرد سکوهای تسلیحاتی، و همچنین استفاده از هوش مصنوعی برای هدف‌گیری دقیق، احتمالاً موضوعاتی خواهند بود که ارتش آزادیبخش چین به دقت آنها را بررسی می‌کند.

در عین حال، چینی‌ها احتمالاً درس‌های دیگری نیز خواهند گرفت مانند هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکا در کشورهای ثالث در صورت وقوع جنگ، و همچنین مستحکم‌سازی زیرساخت‌های خود در برابر حمله احتمالی آمریکا.

از زمان برگزاری چهارمین جلسه کمیته مرکزی حزب کمونیست چین در سال ۲۰۲۵، شی جین پینگ، رئیس‌جمهور چین، خواستار امنیتی‌سازی زنجیره‌های تأمین حیاتی به منظور «بی‌خطرسازی» آنها شده است. این روند ناگزیر تقویت خواهد شد. رهبری مبتنی بر حکومت دینی ایران نشان داده که چگونه یک سازمان دارای انسجام ایدئولوژیک می‌تواند علی‌رغم حملات مرگبار دشمن به فعالیت خود ادامه دهد. درسی که رهبر چین از این می‌گیرد، تشدید انسجام درونی در درون حزب-دولت، از طریق افزایش همبستگی ایدئولوژیک و دوچندان کردن مراقبت در برابر نفوذ ایدئولوژی‌های خارجی است که ممکن است حزب کمونیست را تضعیف کند.

گزارش‌هایی مبنی بر اینکه آمریکایی‌ها در اوایل سال ۲۰۲۶ سلاح‌هایی را به داخل ایران قاچاق کرده‌اند به این امید که شاید یک شورش مسلحانه را برانگیزد، بدبینی و نگرانی افراطی چین را با پیامدهای داخلی قابل توجهی تشدید خواهد کرد.

در پاسخ به این پرسش که چرا چین در بیشتر این درگیری‌ها در حاشیه نشست، در این مورد خاص، پکن به پاکستان اجازه داد تا نقش میانجیگری را بر عهده بگیرد، با این آگاهی که نماینده پاکستان در هرگونه توافق صلح احتمالی با چین مشورت کرده و منافع آن را مد نظر قرار خواهد داد. در این میان، چین می‌تواند همچنان ایران را برای تسهیل معاملات نفتی از طریق کانال‌های کشتیرانی و بانکی خاکستری (غیررسمی) یاری رساند، همچنین کالاهای دوکاربرده (هم مصرف غیرنظامی و هم نظامی) حیاتی را تأمین کند، و همزمان با کشورهای حوزه خلیج فارس نیز روابط تجاری داشته باشد.

طبق گزارش‌ها، در اوایل ماه مارس، چین سدیم پرکلرات – ماده اولیه ساخت موشک – را در اختیار ایران قرار داده است، و همچنان بزرگترین خریدار نفت ایران باقی مانده است. کمک‌های چین شکل‌های دیگری نیز به خود می‌گیرد – از جمله رسانه‌های اجتماعی و شرکت‌های به اصطلاح غیردولتی (مانند MizarVision) که به چین امکان می‌دهد تا با قابلیت انکارپذیری، تصاویر و اطلاعات دقیقی از موقعیت و تحرکات نیروهای آمریکایی در اختیار ایران قرار دهد. و این احتمال بسیار وجود دارد که سامانه «بیدو» (BeiDou) چین (که جایگزینی برای جی‌پی‌اس آمریکاست) توسط نیروهای نظامی ایران برای هدف قرار دادن دشمنان خود استفاده می‌شود. بنابراین، عمل کردن از پشت صحنه و در سایه، به نفع چین تمام می‌شود.

صرف‌نظر از شکل و قالبی که صلح ممکن است به خود بگیرد، چینی‌ها از آتش‌بس سود خواهند برد. اول، ایران به احتمال زیاد در هر شرایطی وابسته‌تر به چین خواهد شد، که این نیز به چین حق تقدم برای بازسازی زیرساخت‌ها در ازای دریافت نفت خام ایران را می‌دهد. دوم، ایران را از نظر راهبردی حتی بیشتر از گذشته به چین در یک منطقه حساس ژئوپلیتیکی (نزدیکی دو نقطه حساس – هرمز و باب‌المندب) کمک خواهد کرد. حداقل این است که ردپای راهبردی چین را در شمال اقیانوس هند تقویت می‌کند. سوم، تلاش تحت رهبری چین برای متحد کردن اوراسیا به عنوان یک بلوک را مستحکم می‌سازد. چین با در نظر داشتن این هدف راهبردی بلندمدت، به ورود ایران به سازمان همکاری شانگهای (۲۰۲۳) و بریکس (۲۰۲۴) کمک کرد. خنده دار است اما جنگی که به رهبری آمریکا انجام شد، ممکن است از جهات گوناگونی به اهداف امنیت ملی چین خدمت کند.

اما شاید مهم‌ترین نتیجه برای چین این باشد که آمریکا محدودیت قدرت خود را در این جنگ به نمایش گذاشته است. آمریکا دیگر انحصار فناوری، تجهیزات یا اطلاعات را در اختیار ندارد. چین می‌تواند فناوری جایگزین، سلاح‌های پیشرفته، سیستم‌های ناوبری ماهواره‌ای، سکوهای مجهز به هوش مصنوعی، کانال‌های بانکی، خطوط کشتیرانی و کالاهای دوکاربرده ارائه دهد. این جنگ پایان هژمونی غرب را رقم می‌زند. شاید مهم‌ترین سودی که چین از این جنگ می‌برد، همین باشد. اینکه آیا چین از این فرصت عاقلانه استفاده خواهد کرد یا دچار تکبر و غرور خواهد شد، موضوع دیگری است.

منبع: تایمز هند

منبع
تایمز هند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک + یازده =

دکمه بازگشت به بالا