گاردین:دانش هستهای ایران با بمب از بین نمیرود/ فشارهای واشنگتن تهران را به سمت ساخت بمب اتم سوق میدهد
تحلیلگر امور بینالملل روزنامه گاردین هشدار میدهند، فشار نظامی واشنگتن بر تهران، ایران را به بازخوانی درسهای تلخ تاریخ سوق داده است جایی که سرنوشت اوکراینِ خلعسلاحشده و عراقِ فاقد بازدارندگی، اکنون به اصلیترین محرک ایران برای عبور از بنبست دیپلماتیک و انتخاب «گزینه هستهای» به عنوان تنها ضمانت بقا در برابر قدرتهای اتمی تبدیل شده است.

میدل ایست نیوز: روزنامه انگلیسی گاردین تاکید کرد: جنگ کنونی امریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، تهران را به سمت اتخاذ تصمیم نهایی برای تولید سلاح هستهای سوق میدهد.
به گزارش الجزیره، سایمون تیسدال، تحلیلگر امور بینالملل گاردین، در مطلبی نوشت: این نبرد بهجای نابودی تهدید هستهای، ایران را متقاعد کرده که داشتن بمب، تنها ضمانت قطعی برای ماندگاری است.
تیسدال با انتقاد از رویکرد دولت دونالد ترامپ و توجیه او برای آغاز جنگ مبنی بر اینکه ایران به دلیل جاهطلبیهای هستهای خود یک «تهدید قریبالوقوع» محسوب میشود، این استدلال را ناقص و مردود دانست و تاکید کرد: این توجیهی معیوب است، چرا که ایران اصلاً سلاح هستهای ندارد، در حالی که امریکا و اسرائیل از آن برخوردارند.
به باور نویسنده، با هر بمبی که فرود میآید و هر کشتی که توقیف میشود، انگیزه ایران برای پشت پا زدن به دیپلماسی و حرکت به سمت «دکترین هستهای» برای دفاع از خود بیشتر میشود ضمن آنکه فرماندهان سپاه پاسداران را به این باور رسانده است که سلاح هستهای تنها راه تضمینشده برای بازدارندگی در برابر حملات آتی است.
گاردین با اشاره به انجام دو حمله امریکا و رژیم صهیونیستی به ایران در بحبوحه مذاکرات دیپلماتیک (در ژوئن ۲۰۲۵ و فوریه ۲۰۲۶) تاکید کرد: این حملات، اعتماد به هرگونه توافق احتمالی در آینده را از بین برده است و حتی اگر ترامپ پیشنهاد «توافق بزرگ» را مطرح کند بسیاری در ایران بر این باورند که نمیتوان به امضای او یا بنیامین نتانیاهو اعتماد کرد و از همین رو بازدارندگی اتمی اکنون معتبرتر از هر تضمین کاغذی و دیپلماتیک به نظر میرسد.
تیسدال در ادامه با انتقاد از راهبردهای ترامپ از جمله وجود این تصور غلط که می توان برنامه هسته ای ایران را با ابزارهای نظامی محو کرد، تاکید میکند: دانش علمی را نمیتوان با بمب از بین برد و حتی با هدف قرار دادن تأسیسات یا ترور دانشمندان، تخصص بومی در ایران باقی میماند.
وی همچنین هشدار داد: ایران لزوماً نیازی به بازسازی کامل تأسیسات در خاک خود ندارد، بلکه میتواند فناوری یا حتی کلاهکهای آماده را از متحدانی نظیر کره شمالی یا احتمالاً روسیه دریافت کند.
نویسنده در ادامه با مقایسه الگوی ایران و اوکراین تصریح میکند: کشور اوکراین در سال ۱۹۹۴ تسلیحات هستهای خود را در ازای تضمینهای امنیتی غرب واگذار کرد، اما این تضمینها هنگام تهاجم روسیه بیارزش بودند.
وی همچنین به الگوی عراق اشاره میکند و می افزاید: کشور عراق نیز به دلیل نداشتن بازدارندگی هستهای، در سال ۲۰۰۳ هدف تهاجم همهجانبه امریکا قرار گرفت. این نمونهها این باور را در تهران تقویت کرده است که تنها «سلاح هستهای» ضامن واقعی حاکمیت ملی در برابر قدرتهای بزرگ است.
تیسدال در ادامه با اشاره به سیاستهای یک بام و دو هوای کشورهای هسته ای هشدار داد: دستیابی تهران به بمب میتواند موجی از رقابت تسلیحاتی را در میان قدرتهای منطقهای همچون عربستان سعودی، مصر و ترکیه به راه اندازد.
وی تاکید کرد: اگر تجاوزات غیر قانونی قدرتهای متکبر و زورگوی هسته ای ادامه یابد، جهان دوباره به کابوس دوران جنگ سرد و دکترین «نابودسازی متقابل» باز خواهد گشت.
نویسنده در پایان چنین نتیجه گیری میکند که درسهای جنگ علیه ایران روشن است به گونهای که تنها راه جلوگیری از اشاعه تسلیحات، دیپلماسی و حقوق بینالملل است چرا که جنگ، داشتن بمب را به یک انتخاب «عقلانی و موجه» تبدیل میکند.



