خبر اولسیاسیمقالاتنگاه خاورمیانه

میانجی‌گری عمان در برابر تهدیدهای ترامپ درباره هرمز

اندیشکده Arab Gulf States Institute نوشت: ترامپ در ۱۷ اوت، همزمان با منقضی شدن یادداشت تفاهم واشنگتن، عمان را به بمباران تهدید کرد از طرفی مذاکرات محرمانه مسقط با تهران به پیشرفت‌هایی در زمینه یک مدل داوطلبانه دریافت هزینه خدمات دست یافته، اما ایران همچنان خواستار کنترل و اداره این تنگه است.

میدل ایست نیوز: میانجی‌گری عمان به تنها مسیر دیپلماتیکی تبدیل شده است که می‌تواند بن‌بست موجود بر سر تنگه هرمز را که یادداشت تفاهم منقضی‌ شده واشنگتن بدون حل‌وفصل باقی گذاشت، برطرف کند. تهدید دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا، در ۱۷ اوت مبنی بر بمباران عمان در صورت ایجاد مانع در برابر اهداف امریکا، از یک شکست عمیق‌تر حکایت دارد: مسقط مانع دستیابی به توافق نیست، بلکه در حال ایجاد و شکل‌دهی به آن است. یادداشت تفاهم اسلام‌آباد در پی ازسرگیری حملات ایران فروپاشید و در نتیجه، تهران و واشنگتن دیگر کانالی معتبر برای ارتباط با یکدیگر ندارند. اکنون میانجی‌گری عمان این خلأ را پر کرده است؛ مسقط نیز با تکیه بر دهه‌ها تعامل محرمانه و آرام با تهران، هم‌زمان از منافع دریایی و سرزمینی خود دفاع می‌کند.

به گزارش Arab Gulf States Institute و به نقل از میرو، این نقش با موانع و فشارهای ساختاری سنگینی همراه است. ایران تقسیم برابر مسیرهای عبور و ترانزیت را نپذیرفته، نهاد ویژه خود را برای مدیریت تنگه ایجاد کرده و همچنان بر برخورداری از نقش و اختیار اداره اصلی در قبال کشتی‌های ورودی اصرار دارد. عمان نیز توانسته تهران را به سمت الگوی پرداخت داوطلبانه هزینه خدمات سوق دهد، اما هنوز با دستیابی به توافقی پایدار و قابل اتکا، مشابه الگوی حاکم بر تنگه مالاکا، فاصله زیادی دارد. تهدیدهای واشنگتن خطر از بین بردن تنها سازوکاری را به همراه دارد که می‌تواند زمینه احیای توافق میان امریکا و ایران را فراهم کند.

برای عمان، تنگه هرمز یک مفهوم انتزاعی نیست؛ این تنگه بخشی از مرز این کشور، یک شریان حیاتی اقتصادی و آزمونی برای این مسئله است که آیا دیپلماسی منطقه‌ای می‌تواند در برابر فشارهای خارجی دوام بیاورد یا خیر. مسیر کنونی ممکن است به بازگشت شرایط عادی پیش از جنگ منجر نشود، اما می‌تواند در نهایت به ایجاد یک گذرگاه مدیریت‌شده بینجامد؛ گذرگاهی که در آن، مسقط به‌عنوان یکی از طراحان و طرف‌های شکل‌دهنده توافق نقش داشته باشد، نه صرفاً ناظری بر تحولات.

میانجی‌گری عمان از یادداشت تفاهم شکست‌خورده عبور کرده است

چند روز پس از آنکه مهلت ۶۰ روزه یادداشت تفاهم امریکا و ایران در اسلام‌آباد بدون دستیابی به توافق به پایان رسید، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا، در ۱۷ اوت تهدید کرد که اگر عمان «بر سر راه» اهداف امریکا قرار بگیرد، این کشور را بمباران خواهد کرد؛ این دومین تهدید مشابه ترامپ طی سه ماه گذشته بود. این زمان‌بندی تصادفی نیست: توافقی بر سر تنگه هرمز با میانجی‌گری عمان، دقیقاً در جایی موفق خواهد شد که چارچوب پیشنهادی واشنگتن شکست خورد و به گفته یکی از کارشناسان حوزه خلیج فارس، نشان خواهد داد که «ایالات متحده تا چه اندازه ناتوان بوده و هست».

در این میان، هر دو طرف باید از موضع خود کوتاه بیایند: واشنگتن برای احیای یادداشت تفاهم منقضی‌شده خود به یک توافق نیاز دارد و ایران نیز به امتیازاتی نیازمند است که بتواند آنها را دستاورد خود تلقی کند. عمان دقیقاً در نقطه فشار میان این دو طرف قرار گرفته است.

کارگروه مشترک میان مسقط و تهران، از یادداشت تفاهمی که به تشکیل آن انجامید نیز دوام بیشتری آورده است؛ یادداشت تفاهمی که تنها چند هفته بعد، در پی ازسرگیری حملات ایران به نفتکش‌ها، فروپاشید. سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در ۲ اوت به هیئت دولت این کشور اعلام کرد که مذاکرات کارگروه به پیشرفت‌های قابل‌توجهی دست یافته و به مراحل پایانی خود نزدیک شده است. اصرار مکرر تهران بر اینکه مسیر عمان تنها مسیر مهم و تعیین‌کننده است، خود گویای اهمیت این روند است.

مسقط رویارویی دوقطبی در خلیج فارس را رد می‌کند

از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، موضع‌گیری‌های مسقط اغلب نه در راستای منافع منطقه، بلکه در راستای منافع خود عمان تفسیر شده است. در ماه‌های نخست جنگ، زمانی که امارات در میان کشورهای همسایه خود پیشگام محکومیت صریح ایران بود، عمان در مقابل، امریکا و اسرائیل را به کشاندن منطقه به جنگ متهم کرد. اما با ادامه درگیری‌ها و گرفتار شدن یادداشت تفاهم در مسئله حل‌نشده تنگه هرمز، نقش عمان بیش از پیش اهمیت پیدا کرد؛ نقشی که حاصل دهه‌ها تعامل با تهران است، بدون آنکه به معنای همدلی با ایران باشد.

پیشنهاد مورد حمایت کشورهای عربی خلیج فارس که عمان در اواخر ژوئیه به ایران ارائه کرد، ظرف چند روز به‌طور قاطع رد شد. مقام‌های ایرانی خواستار کنترل غالب بر مسیر ورودی تنگه شدند. با این حال، عمان نه از روند مذاکرات کنار کشید و نه موضع خود را تشدید کرد، بلکه با چارچوبی اصلاح‌شده به میز مذاکره بازگشت. تهدیدهای اخیر ترامپ، ضمن آنکه منافع ملی عمان را نادیده می‌گیرد، خود سازوکار دیپلماسی را نیز در معرض خطر قرار داده است.

عوارض یا کنترل؟

مقام‌های عمانی و به‌تدریج، مذاکره‌کنندگان کشورهای عربی خلیج فارس به این واقعیت واقف شده‌اند که تنگه هرمز دیگر به وضعیت پیش از ۲۸ فوریه بازنخواهد گشت. تهران ظرف چند روز پیشنهاد عمان برای تقسیم برابر مسیرهای عبور را رد کرد. کاظم غریب‌آبادی، معاون وزیر امور خارجه ایران، تأکید کرد که مسیر ورودی باید کاملاً تحت کنترل ایران باشد و تنها بخشی از مسیر خروجی در اختیار عمان قرار گیرد.

ایران همچنین در ۵ مه «سازمان تنگه خلیج فارس» را ایجاد کرد؛ نهادی که تهران از کشتی‌ها می‌خواهد پیش از عبور از تنگه با آن هماهنگ کنند. این اقدام، شکل نهادمند دیدگاه ایران درباره مدیریت تنگه است. موضع ایران بیش از آنکه به دنبال درآمدزایی از تنگه باشد، بر اداره و مدیریت آن متمرکز است.

جایگزینی عوارض اجباری عبور با هزینه‌های داوطلبانه

با این حال، عمان در زمینه دریافت هزینه‌ها به پیشرفت واقعی دست یافته است؛ به‌گونه‌ای که ایران را از دریافت یک‌جانبه عوارض به سمت سازوکار داوطلبانه پرداخت هزینه خدمات سوق داده است. ایران در ماه آوریل پذیرش یوان و استیبل‌کوین‌ها برای پرداخت هزینه اسکورت دریایی را آغاز کرد؛ رویکردی که اکنون در قالب «برنامه اقدام راهبردی برای تضمین امنیت و توسعه تنگه هرمز و خلیج فارس» در پارلمان ایران دنبال می‌شود.

مسقط نیز موضع مشخص خود را اعلام کرده است. عمان در ۹ ژوئیه به شورای سازمان بین‌المللی دریانوردی اعلام کرد که با دریافت عوارض اجباری عبور مخالف است، اما مزایای سازوکارهای داوطلبانه و مرتبط با ارائه خدمات را به رسمیت می‌شناسد.

از آن زمان، اختلاف بر سر تنگه به این مسئله تغییر جهت داده است که اساساً چه خدماتی ــ از جمله مسیریابی، امنیت و حفاظت از محیط زیست ــ می‌تواند دریافت هزینه را توجیه کند. این روند به الگویی شبیه تنگه مالاکا نزدیک شده است؛ جایی که اندونزی، مالزی و سنگاپور از پرداخت‌های داوطلبانه برای تأمین هزینه‌های مسیریابی، حفاظت محیط زیست و عملیات جست‌وجو و نجات استفاده می‌کنند.

دیپلمات‌های عمانی گفته‌اند خدمات مربوط به مسیریابی و محیط زیست، به‌طور طبیعی‌تر در حوزه مسئولیت عمان قرار می‌گیرند تا ایران. با این حال، تشبیه وضعیت هرمز به مالاکا محدودیت‌های جدی دارد.

نخست اینکه سازوکار مالاکا یک اقدام مشترک بود: هر سه کشور ساحلی از طریق سازمان بین‌المللی دریانوردی با یکدیگر همکاری کردند و پس از حل‌وفصل مسئله حاکمیت، بر پرداخت‌های داوطلبانه به جای عوارض اجباری توافق کردند.

در مقابل، موضع عمان در سازمان بین‌المللی دریانوردی در ۹ ژوئیه به‌تنهایی مطرح شد و ایران هنوز آن را نپذیرفته است؛ تهران حتی تقسیم برابر مسیرهای عبور را رد کرده و به‌صورت یک‌جانبه سازمان ویژه خود برای تنگه را تشکیل داده است.

دوم اینکه در الگوی مالاکا، همکاری‌های امنیتی به نیروهای دفاعی کشورهای ساحلی محدود شد و از فعالیت‌های مربوط به مسیریابی و حفاظت محیط زیست تفکیک شد.

سوم اینکه دستیابی به توافق در مالاکا بسیار زمان‌بر بود. مذاکرات رسمی در سال ۲۰۰۴ آغاز شد و پس از یک دهه گفت‌وگوهای مقدماتی، سه سال دیگر طول کشید تا توافق شکل بگیرد. از هر سه منظر، تنگه هرمز همچنان فاصله زیادی با الگوی مالاکا دارد.

در نهایت، آنچه در حال شکل‌گیری است، نه بازگشت به وضعیت پیش از جنگ، بلکه ایجاد یک نهاد مبتنی بر مذاکره و توافق است. تنگه هرمز در حال تبدیل شدن از یک عارضه جغرافیایی صرف به یک گذرگاه تحت مدیریت و قواعد مشخص است و عمان تلاش می‌کند خود را به‌عنوان یکی از تدوین‌کنندگان این قواعد تثبیت کند، نه صرفاً مسیری که قواعد دیگران بر آن تحمیل شده باشد.

هر توافقی که حاصل شود، احتمالاً موقتی خواهد بود و خطر شکل‌گیری یک مناقشه طولانی‌مدت را به همراه خواهد داشت؛ چه توافق بر سر «کریدور میانی» گزارش‌شده‌ای باشد که مسیرهای فعلی را به هم پیوند دهد و چه نوعی از مدیریت تفکیک‌شده برای تردد کشتی‌ها در مسیرهای ورودی و خروجی. با این حال، چنین توافقی می‌تواند زمان لازم را برای تضعیف ادعای ایران نسبت به کنترل تنگه فراهم کند.

رویکردی اصول‌محور، نه قطبی‌سازی

تلاش عمان برای ایفای نقش به‌عنوان یکی از طراحان و تدوین‌کنندگان قواعد، موضوع تازه‌ای نیست. دیپلماسی عمان معمولاً با خویشتن‌داری شناخته می‌شود؛ عمان میانجیگری کم‌سروصدایی است که تا زمان نهایی شدن توافق، سکوت اختیار می‌کند. ویژگی عمیق‌تر این رویکرد، «بی‌طرفی مثبت» است؛ یعنی تعامل حتی با یک «بازیگر متخاصم» و ادامه این تعامل، صرف‌نظر از اینکه چه کسی در تهران قدرت را در دست دارد.

در جریان جنگ ایران و عراق در سال‌های ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸، عمان درخواست عراق برای استفاده از خاک خود به‌منظور حمله به اهداف ایرانی را رد کرد؛ با وجود آنکه بغداد در آن زمان یک «برادر عرب» محسوب می‌شد. در مقابل، روابط عمان با ایران ریشه‌های عمیق‌تری دارد.

این نیروهای شاه ایران بودند که در دهه ۱۹۷۰ به سلطان قابوس بن سعید در سرکوب شورش ظفار کمک کردند و در نهایت به تکمیل اتحاد مناطق ساحلی و داخلی عمان کمک شد. همین بی‌طرفی بعدها باعث شد مسقط تسهیل‌کننده مذاکرات محرمانه و غیرعلنی میان ایران و امریکا باشد؛ مذاکراتی که پشت پرده به شکل‌گیری توافق هسته‌ای برجام در سال ۲۰۱۵ انجامید. عمان بارها در پرونده‌های کم‌سروصداتر نیز نقش‌آفرینی کرده است؛ از جمله در مبادله زندانیان میان واشنگتن و تهران. از این رو، مسئله هرمز برای عمان از نظر ماهیت، مسئله‌ای پیچیده و حساس است، نه اینکه صرفاً به دلیل نوع بازیگران درگیر پیچیده شده باشد.

یک دیپلمات ارشد عمانی که به شرط ناشناس ماندن با نویسنده گفت‌وگو کرده است، بیان کرد: «اعتقاد به یک ساختار منطقه‌ای یکپارچه و فراگیر، همواره نحوه نگاه عمان به ایران بوده است.» او افزود که ثبات منطقه‌ای پیش‌شرط شکوفایی و رونق است و تهران پس از دهه‌ها تحریم، «شایسته یک فرصت» است.

این اصل، دلیل ناخرسندی غیرمعمول مسقط در ماه فوریه را نیز توضیح می‌دهد. زمانی که مذاکرات غیرمستقیم در اروپا، اندکی پیش از آغاز عملیات امریکا و اسرائیل، در آستانه فروپاشی قرار گرفته بود، بدر بن حمد البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، یک روز پیش از آغاز حملات، برخلاف خویشتن‌داری معمول عمان، در یک مصاحبه تلویزیونی از نزدیک بودن توافق به مراحل نهایی سخن گفت.

پس از آغاز شلیک موشک‌ها، او در مقاله‌ای در نشریه اکونومیست، «اشتباه محاسباتی فاحش» واشنگتن را برجسته کرد و از دوستان امریکا خواست به این کشور برای خارج شدن از یک «درگیری ناخواسته» با ایران کمک کنند. او در ژوئیه، هم‌زمان با فروپاشی یادداشت تفاهم اسلام‌آباد، بار دیگر در روزنامه لوموند مقاله‌ای منتشر کرد و پیشنهاد داد یک ساختار امنیتی فراگیر برای هر هشت کشور ساحلی خلیج فارس، از جمله ایران و عراق، ایجاد شود؛ پیشنهادی در برابر آنچه او دهه‌ها سیاست نادرست غرب برای «مهار» ایران می‌دانست.

با این حال، تعامل عمان نیز محدودیت‌هایی دارد. در ژوئیه، پس از ماه‌ها خودداری از معرفی عامل حملات پیشین، عمان سفیر ایران را احضار کرد تا اعتراض رسمی خود را درباره حمله پهپادی به مسندم ابلاغ کند.

چالش‌های پیش روی نقش محوری احیاشده عمان

نقش محوری عمان همچنان پابرجاست، حتی در شرایطی که قطر و پاکستان هدایت تلاش‌های گسترده‌تر برای میانجیگری میان امریکا و ایران را بر عهده دارند. تنگه هرمز همچنان در حوزه مسئولیت مسقط قرار دارد و حل‌وفصل مسئله آن می‌تواند به احیای یادداشت تفاهم تقریباً ازکارافتاده امریکا و ایران کمک کند؛ یادداشتی که اجرای آن منوط به بازگشایی تنگه پیش از پرداختن به سایر مسائل شده بود.

این مسئولیت اکنون پیچیده‌تر شده است. ترامپ بار دیگر بر ادعای خود مبنی بر اینکه تنگه هرمز تحت کنترل امریکا قرار دارد، تأکید کرده و حتی تصویری منتشر کرده که در آن این آبراه به‌عنوان «قلمرو امریکا» نشان داده شده است. در مقابل، تهران نیز بار دیگر تأکید کرده که تنگه تا زمان برآورده شدن مطالبات اصلی ایران، همچنان بسته خواهد ماند.

مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، اخیراً این یادداشت تفاهم را «مرکز ثقل» سیاست خارجی ایران خوانده است؛ اظهارنظری که نشان می‌دهد توافق هنوز به‌طور کامل از بین نرفته است. با این حال، ایران کنونی که موضعی تهاجمی‌تر و سخت‌گیرانه‌تر اتخاذ کرده و اکنون به سمت امارات نیز موشک شلیک کرده است، می‌تواند روند موجود را با مانع جدی مواجه کند.

اسرائیل نیز یکی دیگر از عوامل اخلال در این روند است. سفر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، به کاخ سفید در ۲۸ ژوئیه ــ تنها چند روز پیش از ارائه پیشنهاد عمان ــ گزینه‌هایی را برای اعمال فشار بر ایران در اختیار ترامپ قرار داد.

ادغام ایران در یک ساختار منطقه‌ای ــ که یکی از آرمان‌های عمان است ــ در شرایط کنونی همچنان دور از دسترس به نظر می‌رسد، اما شکل یک راه‌حل پایدار تا حدودی روشن‌تر شده است: این راه‌حل باید با هدایت منطقه شکل بگیرد، نه با تحمیل قدرت‌های خارجی.

فراخوان وزیران امور خارجه شورای همکاری خلیج فارس پیش از ارائه طرح مورد حمایت کشورهای عربی خلیج فارس از سوی عمان، نشانه‌ای از شکل‌گیری روندی برای هماهنگی منطقه‌ای است. نکته قابل توجه این است که مسقط در این زمینه همکاری نزدیکی با دوحه داشته است؛ کشوری که یکی از میانجی‌های مهم در مذاکرات امریکا و ایران محسوب می‌شود. در اواخر ژوئن، وزیران امور خارجه دو کشور با یکدیگر دیدار کردند و بر هدف مشترک خود برای باز نگه داشتن تنگه هرمز «به روی کشتیرانی بین‌المللی» تأکید کردند.

همچنین در ۱۸ اوت، ماجد الانصاری، سخنگوی وزارت امور خارجه قطر، اعلام کرد که دوحه همچنان انتظار دارد «عمان و ایران برادر» به توافقی دست پیدا کنند که امکان ازسرگیری مذاکرات امریکا و ایران را فراهم کند.

میانجی‌گری عمان، مسیر منطقه‌ای را هموار می‌کند

تشدید بیشتر تنش‌ها در راستای منافع عمان نیست. ثبات، نه رویارویی، همواره پیش‌شرط مدل توسعه خود عمان بوده است.

روشن‌ترین پیام مسقط به تمامی طرف‌ها این است که عمان در چارچوب قوانین بین‌المللی از مرزهای خود، چه مرزهای زمینی و چه دریایی، دفاع می‌کند و مانع دستیابی به توافق میان امریکا و ایران نیست؛ بلکه در تلاش است مسیر دستیابی به چنین توافقی را هموار کند.

منبع
میرو

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − 18 =

دکمه بازگشت به بالا