خبر اولسیاسیمقالاتنگاه خاورمیانه

واکاوی آرایش مجدد قدرت در کشورهای حوزه خلیج فارس زیر سایه جنگ علیه ایران

در پی تلاطم‌های بی‌سابقه ناشی جنگ امریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، شاکله امنیتی کشورهای حوزه خلیج‌فارس در حال تجربه یک نوسازی ساختاری و خروج از زیر چتر سنتی واشنگتن است.

میدل ایست نیوز: تحلیلگران بر این باورند بازآرایی قدرت در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، بیش از آنکه برآمده از یک نگاه راهبردی واحد باشد، محصول عمل‌گرایی ناگزیر و محدودیت‌های اجتماعی-سیاسی ماندگاری است که این بلوک عربی را به دو جبهه تحت رهبری ابوظبی و ریاض تقسیم کرده است در حالیکه جبهه نخست به سمت شراکت امنیتی با اسرائیل گسیل شده و جبهه ریاض همچنان ثبات منطقه‌ای را در دوری از سلطه تل‌آویو جستجو می‌کند.

به گزارش «Responsible Statecraft» به نقل از میرو، در پی درگیری‌های مستقیم اخیر میان قدرت‌های منطقه‌ای و امریکا، امنیت منطقه خلیج‌فارس وارد دورانی از تلاطم بی‌سابقه شده است. با فروپاشی ائتلاف‌های سنتی، شاکله امنیتی این منطقه از طریق مشارکت‌های نامتعارف در حال بازسازی است و داده‌های اطلاعاتی حکایت از آن دارند که صیانت از ثبات این پهنه آبی، اکنون به توازن ظریفی از قدرت بستگی دارد که منافع امنیتی بازیگران مختلف را درهم تنیده است.

تهدیدات ناشی از تهران و بی‌ثباتی‌های منطقه‌ای، چهره امنیت در خاورمیانه را دگرگون ساخته است اما برای مقابله با این تهدیدات، تمام کشورهای عربی مسیر واحدی را برنگزیده‌اند.

در پی جنگ اخیر امریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و حملات تلافی‌جویانه پهپادی و موشکی تهران به اعضای شورای همکاری، پادشاهی‌های عربی در حال بازنگری در فرضیات دیرین خود پیرامون چتر حمایتی واشنگتن هستند.

اگرچه گسست کامل پیوندهای دفاعی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با واشنگتن همچنان موضوعی دور از ذهن به نظر ‌می رسد، اما تردیدی نیست که این کشورها به دنبال توسعه مشارکت‌های امنیتی خود خواهند بود.

این روند که پیش از رویدادهای ۲۸ فوریه نیز آغاز شده بود، اکنون با سرعت بیشتری پیش می‌رود چرا که نادیده گرفتن هشدارهای کشورهای عربی توسط دولت ترامپ درباره حمله به ایران و بی‌تفاوتی آشکار امریکا به منافع امنیتی آنان، بذر بی‌اعتمادی را در میان آنان کاشته است.

نقش اسرائیل در استقلال امنیتی منطقه خلیج‌فارس

حال پرسش اساسی این است که اسرائیل چگونه می‌تواند به عنوان شریکی امنیتی ظهور کند که کشورهای شورای همکاری برای تقویت استقلال خود از امریکا، به تل‌آویو تکیه کنند؟

تحلیلگرانی چون دانیال لِوی رئیس پروژه امریکا- خاورمیانه و مذاکره کننده سابق اسرائیلی بر این باور است که پروژه «اسرائیل بزرگ» تنها به توسعه ارضی محدود نمی‌شود، بلکه هدف آن تثبیت تل‌آویو به عنوان شریک امنیتی گریزناپذیر، با بهره‌برداری از موضوع ایران هراسی برای کشورهای منطقه است.

اسرائیل به عنوان قدرت برتر نظامی منطقه با فناوری‌های پیشرفته و توان اطلاعاتی خیره‌کننده، به شکلی طبیعی برای پادشاهی‌‌های عربی که به دنبال رهایی از وابستگی مطلق به امریکا هستند، جذابیت دارد اما تناقض ماجرا اینجاست که نزدیکی به اسرائیل، مسیری غیرمستقیم برای نفوذ بر تصمیم‌گیرندگان در واشنگتن نیز فراهم می‌کند.

«کریم امیل بیطار»، استاد مطالعات خاورمیانه در دانشگاه علوم سیاسی پاریس، بر این باور است که از نگاه تاریخی، شاهد بوده‌ایم که انگیزه اکثر کشورهای حاشیه خلیج‌فارس از خوش‌خدمتی و نزدیکی به اسرائیل، در واقع تقرب به امریکایی‌ها بوده است. این روش آن‌ها بود تا اطمینان حاصل کنند که اسرائیل نزد دولت امریکا به سود آن‌ها لابی‌گری خواهد کرد.

این در حالی بوده است که گاهی حتی کشورهای این منطقه در نزدیک شدن به اسرائیل با یکدیگر به رقابت می‌پرداختند تا از این طریق، اسرائیل را به عنوان واسطه خود در ایالات متحده به کار گیرند و از این راه، رضایت دولت امریکا را جلب کنند.

دیدگاه‌های ناهمگون درباره شراکت‌های امنیتی

باید به خاطر داشت که کشورهای پادشاهی حوزه خلیج‌فارس بلوکی یکپارچه نیستند و درباره اسرائیل به عنوان یک شریک امنیتی دیدگاههای متفاوتی دارند. در یک سو عمان، قطر و عربستان سعودی ایستاده‌اند که تمایلی به همکاری عمیق با تل‌آویو ندارند اما در سوی دیگر امارات متحده عربی قرار دارد که در سال‌های اخیر پیوندهای خود را با اسرائیل مستحکم کرده است و احتمالاً در پاسخ به تقابل با تهران، همکاری‌های نظامی و اطلاعاتی خود را گسترش خواهد داد و این مسیری است که احتمالا کشورهای بحرین و کویت نیز ممکن است در آن گام نهند.

این در حالی است که نزدیکی امارات و اسرائیل پیش از این نتایج بی‌سابقه‌ای داشته است به طوی که نشریه آکسیوس در 26 آوریل فاش کرد: اسرائیل به شکلی مخفیانه  سامانه «گنبد آهنین» را در خاک امارات مستقر کرده است که برای نخستین بار در خارج از قلمرو اسرائیل یا امریکا به کار گرفته شد و ده‌ها موشک شلیک شده از سوی ایران را رهگیری کرد و این مسئله نشان از عمق همکاری‌های نظامی امارات و اسرائیل است.

فناوری‌های دفاع و آینده امنیت کشورهای حاشیه خلیج فارس

این موضوع باید در چارچوب این درک ابوظبی تحلیل شود که سایر کشورهای عربی و نهادهای منطقه‌ای، در طول این منازعه حمایت کافی از خود نشان ندادند. صرف‌نظر از عادلانه بودن یا نبودن این دیدگاه، چنین برداشتی احتمالاً امارات را به سمت تحکیم شراکت‌های خود با رژیم صهیونیستی و امریکا و چین سوق خواهد داد.

در پی اعلام اخیر این کشور مبنی بر خروج از سازمان «اوپک»، بعید نیست امارات به روند فاصله گرفتن از چندجانبه‌گراییِ عربی نیز ادامه دهد و امکان دارد این رویکرد در آینده به خروج این کشور از «اتحادیه عرب» و «سازمان همکاری اسلامی» منتهی شود.

«ميرا الحسين»، پژوهشگر مرکز الولید در دانشگاه ادینبرو، در گفت‌وگو با وب‌سایت «ریسپانسیبل استیت‌کرفت» تصریح کرد: امارات متحده عربی چه از نظر اعتبار سیاسی و چه از لحاظ لجستیکی، سرمایه‌گذاری سنگینی روی رابطه با اسرائیل انجام داده است. این کشور هرچند ممکن است شرکای امنیتی خود را متنوع کند، اما در عمل همگام و موازی با اسرائیل حرکت خواهد کرد.

در این میان، منطقی به نظر می‌رسد که بحرین نیز به‌عنوان یکی از کشورهای امضاکننده «پیمان ابراهیم» که وابستگی فزاینده‌ای به ابوظبی دارد، در چشم‌انداز در حال تحول امنیت منطقه‌ای، اسرائیل را شریکی دفاعی با ارزشی روزافزون ببیند.
موقعیت جغرافیایی، تنگناهای اقتصادی و تحرکات مذهبی و فرقه‌ای بحرین را به‌طور ویژه‌ای در برابر تهران آسیب‌پذیر کرده است به طوری که این امر انگیزه‌های منامه را برای تعمیق پیوندهای امنیتی با تل‌آویو دوچندان می‌کند.

دگرگونی در سیاست کویت

کویت در این میان شایسته تامل و درنگی ویژه است. اگرچه این کشور دیری است که در زمره مخالفان «پیمان ابراهیم» جای گرفته است، اما رهبری کنونی آن گویی به سوی نوعی عادی‌سازی عملی روابط با اسرائیل گام برمی‌دارد.

مواضع تاریخی و استوار کویت در حمایت از آرمان فلسطین، همواره از دل سیاست‌های پارلمانی این کشور جوشیده بود؛ اما اکنون فرسایش نهادهای دموکراتیک، سایه سنگین تهدیدهای ایران و قرابت روزافزون با ابوظبی که نمود آن را می توان در تعمیق هماهنگی‌های امنیتی میان کویت و امارات مشاهده کرد، فرصت‌های پذیرش اسرائیل به عنوان یک «شریک امنیتی» را در میان دولتمردان کویتی دوچندان کرده است.

«کورتنی فِری»، استادیار بخش مطالعات خاورمیانه و جنوب آسیا در دانشگاه اموری، در این باره می‌گوید: با انحلال پارلمان کویت، اکنون این امکان بیش از هر زمان دیگری فراهم شده است که دولت تصمیمی اتخاذ کند که همواره در سطح عمومی نامحبوب باشد و طبق قوانین پارلمانی نیز غیرقانونی تلقی شود. با این حال، به باور من، عادی‌سازی روابط برای کویت باید دستاوردهای دفاعی چشمگیری به همراه داشته باشد.

 تنگناهای سیاسی در مسیر امنیت کشورهای خلیج فارس و عربستان

محاسبات پادشاهی عربستان سعودی تفاوتی بنیادین با رویکردهای امارات متحده عربی دارد چرا که افکار عمومی در این سرزمین همچنان سرسختانه با برقراری پیوندهای نزدیک با اسرائیل مخالف هستند و در این کشور، حتی در سایه یک نظام سلطنتی مطلقه، مهار و سرکوب مخالفت‌های سیاسی امری بسیار دشوار می‌نماید.

برخی تحلیلگران سیاسی بر این باورند که محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، به خوبی بر این حقیقت واقف است که شتاب بخشیدن به روند عادی‌سازی روابط، محبوبیتی برای وی به ارمغان نخواهد آورد. هرچند میان سعودی‌ها و ایرانی‌ها پیوند عاطفی چندانی برقرار نیست، اما بسیاری از اعراب منطقه و به‌ویژه شهروندان سعودی، همچنان به اسرائیل به چشم یک دشمن یا دست‌کم یک تهدید راهبردی می‌نگرند و معتقدند این رژیم می‌کوشد هژمونی خود را بر منطقه بگستراند، امری که در نهایت به زیان منافع عموم کشورهای عربی تمام خواهد شد.

این صاحبنظران تصریح می کنند که به نظر می‌رسد اسرائیل، همچون امارات، در مسیر ایجاد هرج‌ومرج و فروپاشی حرکت می‌کند و از همین رو بر هراس و نگرانی وجودیِ اقلیت‌ها در لبنان، سوریه و شمال آفریقا دامن می‌زند. اما کشور عربستان سعودی، همانند ترکیه ای‌ها و مصری‌ها، عمدتاً متمایل به ثبات، حفظ وضع موجود منطقه و جلوگیری از فروپاشی دولت‌ها در این کشورها هستند و از همین رو، به این سیاست‌های اماراتی- اسرائیلی که هدفش تجزیه و از هم گسیختگی خاورمیانه است، نگاه مثبتی ندارند.

از سوی دیگر، قطر که سال گذشته هدف بمباران اسرائیل قرار گرفت، هر دو جبهه تل‌آویو و تهران را برای خود تهدید قلمداد می‌کند. دوحه به جای تکیه بر هر یک از این دو، احتمالاً برای مقابله با چالش‌های نوظهور، پیوندهای خود را با عربستان سعودی و ترکیه تقویت خواهد کرد و در عین حال، به تعامل دیپلماتیک محتاطانه با تهران ادامه خواهد داد.

در همین زمینه، ارشدترین دیپلمات عمان در جریان «گفت‌وگوی منامه» در نوامبر ۲۰۲۵، تأکید کرده بود، این اسرائیل است که بزرگ‌ترین تهدید منطقه به‌شمار می‌رود، نه ایران. عمان که همواره می‌کوشد نقش پل دیپلماتیک قابل‌اعتمادی را میان واشنگتن و تهران ایفا کند، با ظرافت از هرگونه اقدامی که پیوندهایش را با ایران سست کند، پرهیز کرده است.

مسقط حتی پس از حملات پهپادی به شهرهای ساحلی خود در جریان جنگ امریکا و اسرائیل علیه ایران، از محکومیت علنی تهران خودداری کرد. همچنین، این کشور از شرکت در نشست سران شورای همکاری خلیج‌فارس در ۲۸ آوریل که انتظار می‌رفت بیانیه‌هایی تند علیه ایران صادر کند، چشم‌پوشی کرد تا بر رویکرد مستقل خود پافشاری نماید.

همسویی با اسرائیل و به مخاطره افتادن مشروعیت داخلی

این منبع در ادامه نوشت: تهدیدهای ایران، پیش‌بینی‌ناپذیری سیاست‌های واشنگتن و تحولات پرشتاب منطقه، محاسبات امنیتی کشورهای عرب حاشیه خلیج‌فارس را پیچیده کرده است.

در حالی که امارات، بحرین و احتمالاً کویت به سمت پذیرش اسرائیل به عنوان یک «شریک امنیتی» گام برمی‌دارند، بعید به نظر می‌رسد که عربستان سعودی، قطر و عمان از این روند پیروی کنند.

از سوی دیگر، در سراسر این منطقه، تلاش برای دستیابی به استقلال عمل باعث شکل‌گیری شراکت‌هایی گزینشی شده به گونه ای که این امر به یک بازنگری نامتوازن در سیاست‌ها منجر شده است و ریشه در عمل‌گرایی و محدودیت‌های مداوم اجتماعی و سیاسی هر یک از این کشورها دارد.

با این حال، هرگونه همسویی با اسرائیل، مشروعیت داخلی این کشورها را به مخاطره می‌اندازد و ممکن است باعث شکل گیری ناآرامی‌های داخلی شود، به‌ویژه در شرایطی که خشم جهان عرب از جنگ اسرائیل علیه ساکنان غزه که از سوی بسیاری از نهادهای حقوق بشری مصداق نسل‌کشی شناخته شده، به اوج خود رسیده است.

منبع
میرو

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × 2 =

دکمه بازگشت به بالا