سیاسی

مرگ شورای همکاری خلیج فارس؟

شورای همکاری خلیج فارس بیش از هر زمان در حال از هم پاشیدن است. دولت ترامپ نیز نتوانست به اتحاد این کشورها کمکی کند. از این مهم تر آنکه امریکا در این اختلافات نادیده گرفته شد. دو وزیر خارجه امریکا و همچنین وزیر دفاع این کشور در پی کاهش اختلافات برآمدند اما به هیچ نتیجه ای دست نیافتند. و این موردی استثنایی از ضعف و ناتوانی امریکاست.

نکات برگزیده مطلب
  • شورای همکاری خلیج فارس بیش از هر زمان در حال از هم پاشیدن است.
  • دولت ترامپ نیز نتوانست به اتحاد این کشورها کمکی کند.
  • از این مهم تر آنکه امریکا در این اختلافات نادیده گرفته شد. دو وزیر خارجه امریکا و همچنین وزیر دفاع این کشور در پی کاهش اختلافات برآمدند اما به هیچ نتیجه ای دست نیافتند. و این موردی استثنایی از ضعف و ناتوانی امریکاست.

میدل ایست نیوز: بروس ریدل مشاور امنیتی سابق ناتو و مدیر پروژه امنیتی در مؤسسه بروکلین در مقاله ای به اهداف از دست رفته شورای همکاری خلیج فارس و ناتوانی ایالات متحده در حل اختلافات داخلی اعضای این شورا پرداخته است.

به گزارش المانیتور، به نظر ریدل، با گذشت یک سال از محاصرۀ قطر به دست عربستان سعودی، شورای همکاری خلیج فارس به حالت احتضار درآمده است. این شورا را پادشاه عربستان، ملک خالد در مه 1981 در جنگ عراق با ایران تأسیس کرد تا کشورهای حاشیۀ خلیج فارس از راه اتحاد یکدیگر قدرتمند شوند. برای ولادت این شورا البته ایالات متحده نقش قابله را داشت. این شورا هیچ گاه اتحادی سف و سخت نبود، اما در هماهنگی سیاست­ ها و تقویت نفوذ عربستان و نظام های سلطنتی پنج کشور دیگر ابزاری موفق بود.

تصمیم عربستان و بحرین و امارات متحدۀ عربی و مصر به قطع روابط با قطر در 5 ژوئن 2017 و محاصرۀ اقتصادی و تجاری آن کمی پس از آن صورت گرفت که دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، در اولین سفر خارجی خود در دوران مسئولیتش عازم ریاض شد. هنوز روشن نیست که در آن سفر مقامات عربستانی تا چه حد امریکایی ها را در جریان برنامه خود برای حمله به قطر قرار دادند و تا چه حد تیم ترامپ متوجه چنین برنامه ای شدند. هرچه بود آنچه تا امروز هم دیده می شود دستپاچگی امریکا در پذیرش این محاصره است.

عربستان البته به نوعی نیت خود را از پیش اعلام کرده بودند. در 18 مه 2017، دویست نواده مذکر و زنده از نسل محمد بن عبدالوهاب، بنیانگذار مذهبی که به نام وی شهرت دارد، نامه ای سرگشاده در روزنامه عربستانی عکاظ منتشر کردند. این نامه که در صفحه اول این روزنامه آمد خطاب به امیر یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس بود که از آوردن نامش خودداری شده بود. آنان در این نامه این امیر را به شکست در گام برداشتن در مسیر حقی که ابن عبدالوهاب تعیین کرده و به انحراف متهم می کرد و از او می خواست که نام مسجد جامع امارت خود را که آن را مسجد محمد بن عبدالوهاب نامیده تغییر دهد. جالب است که قطر تنها کشور عربی در خلیج فارس است که مسجدی به این نام دارد و البته تنها کشور وهابی جهان هم هست.

معنای این نامه منزوی کردن دینی امیر تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر، بود این اقدام یک هفته پیش از قطع ارتباطات سیاسی با قطر بود. اشاره به این نکته نیز لازم است که همیشه حل یک مسئله دینی و ایمانی سخت تر از مسائل سیاسی است چون سیاست تابع شرایط اما دین یک عقیده ثابت است.

در بهار گذشته یکی از نسل محمد بن عبدالوهاب یعنی عبداللطیف بن عبدالعزیز بن عبدالرحمان آل شیخ، در عربستان سعودی وزیر امور اسلامی شد. این وزارتخانه ازجمله مسئول تعیین محتوای خطبه های نمازها در مساجد عربستان است که جایگاهی ویژه در نهادهای دینی وهابی دارد. عبداللطیف همپیمان ولی عهد عربستان سعودی و برخوردار از حمایت وی است.

محاصره قطر و احتمالا برنامه ریز نگارش آن نامه ولی عهد عربستان سعودی است. اختلافات سیاسی میان عربستان و قطر به دهه های پیش برمی گردد. ریاض همواره از تصمیم دوحه برای داشتن سیاسی خارجی مستقل و گرایش به رویارویی با عربستان خشمگین شده است. پیش از این هم در چند مورد شاهد اخراج سفرا یا احضار آنها بودیم اما هربار اختلافات کنترل می شد و مانع از پیشبرد برنامه ها و عمل شورای همکاری خلیج فارس و برپایی نشست هایی در بالاترین سطح آن نمی شد.

با توجه به تفاوت مراتب قدرت در کشورهای عضو شورا، تنش در این شورا امری نهادینه شده است. عربستان با قدرت خود همواره این شورا را چیزی شبیه معاهده ورشو تصور می کند نه معاهده ناتو، یعنی اینکه این شورا را یک پایتخت اشاره می کند نه مجموعه ای از نیروهای هم ارز. در این میان، کشورهای کوچکتر متوجه این موضوع شدند و دربرابر گام های بعدی برای یکپارچگی بیشتر نظامی و نیز واحد پولی مشترک مقاومت کردند چون مطمئن بودند که نتیجه آن صرفا سلطه عربستان سعودی خواهد بود. درنتیجه همیشه تلاش آنها حفظ شأن مشورتی و همکاری شورا و نه تکامل عملکرد و برنامه های آن بود.

امیر محمد بن سلمان روش قدیمی پیشبرد کارها را در شورا عوض کرد و درنتیجه شورای همکاری خلیج فارس را از کار انداخت. امروز شاهد پیدایش جناح های مختلفی در میان امیرنشین ها هستیم. جناح عربستان که امارات متحده هم عضو آن است سمت و سوی ضد قطری مشهود است. ابوظبی خود از جدی ترین منتقدا شبکۀ الجزیره در دوحه است. همچنین بحرین از فعال ترین کشورهای این جناح است و علت هم اختلافات مرزی دیربازش با قطر است که اکنون پرونده برخی از آنها گشوده شده. بحرین چون کشوری با اکثریت شیعی و حکومت اقلیت سنی است برای حفظ ثبات کشورش از نیروهای نظامی عربستانی استفاده می کند که در سال 2011، سال انقلاب های بهار عربی، وارد بحرین شدند.

اما حضور کویت در این جناح ضعیف و مقطعی است. کویت روابط خود را با قطر قطع نکرد و در پی آن برآمد که در آرامش و گاه با حمایت امریکا برای حل اختلافات وساطت کند. اما کویت به خصوص پس از حمله عراق در 1990 تا حد زیادی وابسته به عربستان سعودی شده و تقریبا همه جا پشت سر عربستان سعودی می رود. علت این رفتار نگرانی این کشور از عراق و خواسته های آن از خاک کویت و نیز موضوع روابط ایران با شهروندان پرشمار شیعه کویت است. مثلا در کمک های اقتصادی عربستان به اردن که در نشست مکه و با هدف تقویت جایگاه کشورهای عربی در خاورمیانه مطرح شد کویت نیز همراهی کرد.

پس قطر تنها مانده است. بزرگ ترین و مهم ترین پایگاه نظامی امریکا در منطقه که در قطر قرار دارد باعث می شود که روابط قطر با امریکا روابطی ویژه باشد و بتواند برای تأمین مصالح خود در امریکا لابیگری های گسترده کند.

این محاصره واکنش شایان توجه این کشور کوچک را برانگیخت. مردم قطر (که دربرابر کارگران خارجی فعال در قطر اقلیت محسوب می شوند) کاملاً پشت امیر ایستادند و حس ملی در قطر بیش از هر زمان تقویت شد.

در نهایت به عمان می رسیم که همیشه در نزاع های اینچنینی راه خود را رفته است. سلطان قابوس شخصیتی انزواطلب دانسته می شود و بسیار کم پیش آمده که شخصا در نشست های شورای همکاری شرکت کند. سلطنت عمان بیشتر به جنوب آسیا توجه دارد تا به خاورمیانه. مسقط حاضر نشد در جنگی که سه سال است عربستان در یمن راه انداخته شرکت کند، در حالی که بقیه اعضای شورا به عربستان پیوستند. عمان همچنین روابط خوبی با ایران دارد و به قطر برای شکستن محاصره کمک می کند.

بدین ترتیب روشن است که شورای همکاری خلیج فارس بیش از هر زمان در حال از هم پاشیدن است. دولت ترامپ نیز نتوانست به اتحاد این کشورها کمکی کند. از این مهم تر آنکه امریکا در این اختلافات نادیده گرفته شد. دو وزیر خارجه امریکا و همچنین وزیر دفاع این کشور در پی کاهش اختلافات برآمدند اما به هیچ نتیجه ای دست نیافتند. و این موردی استثنایی از ضعف و ناتوانی امریکاست.

این همچنین بدان معناست که جبهه اسلامی یکپارچه ای که با استقبال شدید ترامپ در سال گذشته در ریاض و برای رویارویی با ایران شکل گرفت در همان خط مقدم خود در خلیج فارس از هم پاشید. با خروج ایالات متحده از توافق هسته ای 5 + 1 و زیر پاگذاشتن تعهداتش اتحادی که این کشورها برای محدود کردن نفوذ ایران در منطقه در سطح منطقه ای و جهانی لازم داشتند به شکست انجامید.

هنوز دفتر دبیر کلی شورای همکاری خلیج فارس در ریاض است. روزی خواهد رسید که جنگ سرد کشورهای عربی به پایان رسد. اما ائتلاف ها و پیمان ها بر پایۀ اعتماد ساخته می شود. پیمان ناتو با اعتمادش به ایالات متحده بود که حملۀ احمقانه جورج بوش به عراق را پشت سر گذاشت. من در آن زمان مشاور ویژه ناتو بودم و کاملا از این موضوع اطمینان دارم. اما آن اعتماد ضروری به امریکا اکنون دیگر وجود ندارد. شورای همکاری خلیج فارس متحدی مهم برای امریکا بود اما آن هم امروز در میانه دسیسه های پوچ به سرگردانی افتاده است.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا